|
9 دی 88 9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1390 :: 20:36 :: نویسنده : میم شین
به گزارش فارس، یکی از کمیتههای سنا دیروز یک لایحه پیشنهادی را به رأی گذاشت که بر اساس آن موزهها و دانشگاههای آمریکا که دارای اشیای قدیمی و تاریخی ایران از جمله کتیبههای تخت جمشید هستند راحتتر بتوانند آثارشان را به مزایده و حراج بگذارند تا دولت آمریکا بتواند مدارک مستدلتری علیه ایران جمع آوری کند. اگر این لایحه به تصویب نهایی برسد آثار مرتبط با تخت جمشید تقریبا به راحتی به بالاترین پیشنهاد دهندگان فروخته خواهد شد. این پیشنهاد که در راستای افزایش تحریمهای آمریکا علیه ایران است توسط سناتور "منندز" به زودی در مجلس سنا به رای گذاشته خواهد شد. با این حال شورای ملی ایرانیان آمریکا با انتقاد از این اقدام سنا اعلام کرده است که این آثار جزء میراث بشریت هستند و تلاش میکند از آثار تاریخی ایران در آمریکا محافظت کند و در این زمینه باید با دادگاه، کنگره و حتی کاخ سفید مبارزه کند. به همین منظور شورای ملی ایران-آمریکا از کنگره خواسته است که متن این لایحه را تغییر دهد و آثار باستانی و تاریخی موجود در موزهها و دانشگاههای آمریکا را مورد تهاجم و حراج قرار ندهد. یکشنبه 16 بهمن ماه سال 1390 :: 20:27 :: نویسنده : میم شین
خروش ضدامریکایی در حمایتاز ایران در قلب 80شهر امریکا اگر سیاست "ایران هراسی" و "اهریمنسازی" از ایران در میان همسایگانش و سپس سایر کشورهای دنیا، سیاست ثابت کاخ سفید و غرب در طول سالهای پس از انقلاب بوده است، اکنون باید بازنده اصلی این اشتباه عملیاتی را استراتژیستهای کاخ سفید و دولت امریکا دانست، چرا که امواج انقلاب اسلامی نه تنها در خیابانهای قاهره و منامه و طرابلس و صنعا شنیده میشود، بلکه به قلب امریکا نیز زده، بهطوری که 80 شهر این کشور همزمان به نفع ایران و علیه سیاستهای جنگطلبانه دولت امریکا اعتراض میکنند.
برای دانلود فایل اینجا کلیک کنید هزاران آمریکایی معترض به سیاستهای دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در کنار جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا، با شعار "نه به جنگ، ترور، تحریم و دخالت در امور داخلی ایران" در بیش از 79 شهر آمریکا، به خیابانها آمدند.
بر اساس گزارش سایت اوباما، تظاهرات جنبش ضدسرمایهداری معترضین آمریکایی در حمایت از ایران و با شعار نه جنگ، نه تحریم، نه دخالت در امور داخلی ایران و نه ترور در ایران، ساعتی پیش ساعت 2 بامداد به وقت ایران، در نیویورک به اتمام رسید. در این تظاهرات که از میدان تایمز نیویورک آغاز شد، صدها نفر از معترضین به نظام سرمایهداری در کنار برخی از هموطنان ایرانی مقیم امریکا شرکت داشتند. در این تظاهرات، مردم شرکت کننده شعارهایی مانند نه به جنگ علیه ایران(No War On Iran)، صلح و عدالت در خاورمیانه نیست آمریکا بیرون برو(No Peace No Justice, U.S. go out Middle east ) و برای سود بیشتر و استفاده از منابع نفتی به ایران حمله نکنید(No War on Iran for oil and huge profit) سر می دادند. علاوه بر این، معترضین آمریکایی تصاویری از شهید احمدی روشن و فرزند خردسال او همراه داشتند و آنگونه که از پخش زنده این تظاهرات بر روی اینترنت مشخص بود، یکی از ایرانیان مقیم آمریکا با اشاره به این تصویر بیان میکرد که آمریکا برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران، دانشمندان این کشور را ترور میکند. در طول این مراسم، جمعیت شرکتکننده در این تظاهرات، با نواختن طبل، یک صدا شعار "نه به جنگ علیه ایران" سر میدادند.
در بخش دیگری از این مراسم برخی از معترضین بر بالای یک بلندی میرفتند و نظر خود را درباره چرایی عدم جنگ علیه ایران ابراز میکردند و بقیه حضار نیز مانند آنچه که در پارک زاکوتی برای انتقال حرفهای خود به سایرین انجام میدادند، جملات او را تکرار میکردند. یکی از معترضین آمریکایی در بخشی از سخنان خود بیان میکرد که در حقیقت امریکا جنگ خود را علیه ایران آغاز کرده و تحریم و ترور در واقع خود نوعی جنگ است و وقتی ما می گوییم جنگ علیه ایران نه یعنی مخالف همه اینها هستیم. در جریان این راهپیمایی هزاران نفری، براساس گفته فردی که به صورت زنده این اعتراضات را بر روی اینترنت پخش میکرد، یک گروه 50 نفره با پلاکاردهای سبز در تظاهرات حضور یافته بودند و شعارهایی متفاوت با شعارهای معترضین آمریکایی سر میدادند. اما هنگامی که یکی از افراد این گروه تلاش میکرد اظهارات گروه خود را به این اعتراضات منتسب کند، با شعارهای پی در پی نه به جنگ علیه ایران مواجه و از سوی معترضین آمریکایی، مجبور به پایین آمدن از تریبون شد. این گروه 50 نفره، گرچه عنوان میکردند که طرفدار جنبش سبز هستند اما براساس اظهارات ایرانیان مقیم آمریکا که این چهرهها را کمابیش میشناختند، احتمال این را که این افراد از گروههای منافقین و سلطنتطلبان بوده باشند، را بیشتر دانستند.
به هرحال، با وجود برخی حرکتها از سوی جریانهای اپوزیسیون، با هوشیاری اعضای جنبش 99 درصد، این تظاهرات به آرامی برگزار شد و نیروهای پلیس هیچگونه دخالتی در این تظاهرات نداشتند. در بخش دیگری از این تظاهرات، سارا فلاندرز از فعالین آمریکایی و رئیس گروه اینترنشنال اکشن سنتر که مسئولیت
برگزاری تظاهرات 4 فوریه در حمایت از ایران را برعهده دارد، با اشاره به سلاحهای هستهای اسرائیل و نیز جنگهای بینتیجه آمریکا در افغانستان و عراق اعلام کرد که همه مردم شرکتکننده در این تظاهرات در واشنگتن، نیویورک، لس آنجلس، میشیگان و حتی شهرهای کوچک آمریکا، با هرگونه جنگ و تحریم و ترور و دخالت در امور داخلی ایران مخالفند. معترض دیگری نیز به این نکته اشاره کرد که دولت اوباما جنایات جنگی در خاورمیانه انجام میدهد. وی با طرح این پرسش که چه کسانی بمب اتمی درست میکنند؟ افزود: مگر نه این است که دولت آمریکا هزاران بمب اتمی در اختیار دارد و بهوسیله همین بمبها تعداد زیادی از شهروندان بیگناه ژاپنی را در یک روز به کام مرگ کشاند؟ این امریکا است که دانشمندان ایرانی را ترور میکند و کشتیهای جنگی خود را به خلیج فارس میفرستد و اطراف ایران نیروهای نظامی خود را پیاده میکند. در واقع ایران تهدیدی برای امریکا نیست. این معترض آمریکایی در ادامه با اشاره به سخنان هیلاری کلینتون که گفته بود تحریمها علیه مردم ایران نیست، این سوال را از شرکتکنندگان در این تظاهرات پرسید که آیا این ادعای هیلاری کلینتون درست است؟ و مردم یکصدا جواب منفی دادند. وی در پایان سخنانش از مردم امریکا خواست تا اجازه جنگی دیگر را به دولت آمریکا ندهند. شهروند آمریکایی دیگری نیز فریاد میزد که مردم ایران، افغانستان، فلسطین و سایر مردم جهان دشمنان ما نیستند، دشمنان اصلی ما در وال استریت هستند، دشمنان اصلی ما در اطراف ما هستند. رسانه ها و آنهایی که سودهای هنگفت را برای خود سازماندهی می کنند دشمن اصلی ما هستند.
در ادامه، یکی از فعالین ایرانی مقیم آمریکا، با اشاره به حضور کمرنگ اپوزیسیونهای ایرانی در این تظاهرات، برای شرکتکنندگان عنوان میکرد که اینها افرادی هستند که از دولت عربستان و آمریکا پول گرفتهاند تا بیرون بیایند و در این راهپیمایی شرکت کنند. اینها مخالف انقلاب مردم ایران در سال 1979 هستند و به دروغ خود را علیه جنگ در ایران معرفی میکنند. آنها افرادی هستند که در آپارتمانهای میلیونی در شمال تهران مینشینند و طرفدار واقعی عدالت نیستند.
این گزارش حاکی است که به رغم برگزاری این تظاهرات از سوی گروههای حامی جمهوری اسلامی ایران از جمله اینترنشنال اکشن سنتر و انسر کوئالیشن، و با وجود استفاده این گروه از شعار نه به تحریم، ترور، جنگ و دخالت در امور داخلی ایران، برخی گروههای اپوزیسیون تلاش کردند با تغییر این شعارها به نه به دیکتاتوری، تظاهرات 4 فوریه در حمایت از ایران را به نفع خود مصادره نمایند اما تعداد این افراد، حتی در نیویورک که به عنوان هدف اصلی اپوزیسیون تعیین شده بود، به حدی نبود که امکان ابراز وجود را به این گروه بدهد و تلاش آنها، با اعتراض و هیاهوی معترضین آمریکایی ناکام ماند. خبرگزاری فارس: هر چه بیشتر از مصطفی برایش میگفتم، او که پشت دوربین ایستاده بود، اشکش بیشتر جاری میشد. وقتی از لحظهلحظهی شهادت مصطفی گفتم، نتوانست خودش را کنترل کند. به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، حمید داودآبادی در جدیدترین مطلبی که در وبلاگ خود،«خاطرات جبهه» به نگارش آورده ، روایت جالب و جذابی از دیدار وی با یک روزنامه نگار است: شاید سال 1384 بود که عباسی – از بچههای بنیاد شهید – تماس گرفت و گفت: - یه خانم ایرانیالاصل که ساکن آمریکاست، اومده موزهی شهدا و داره دربارهی عکاسی جنگ تحقیق میکنه. من دیدم یکی از کسانی که میتونه کمکش کنه، تو هستی. بیارمش پهلوت؟ مثل همیشه، قبول کردم و روز بعد، عباسی همراه با دختر خانمی 21 ساله با تیپ ظاهریای تعجببرانگیز که خارجی بودنش را بیشتر فریاد میزد تا ایرانی بودنش، به محل کارم آمدند. حرف زدنش، مثل اکثر آنهایی که تازه فارسی یاد میگیرند بود. جالب و چهبسا خندهدار! با وجودیکه تسلط کاملی بر کلمات نداشت، ولی کاملا با مفاهیم فارسی و بهخصوص فرهنگ دفاع مقدس آشنایی داشت. ظاهرا پهلوی چندتایی عکاس جنگ رفته بود که دربارهی "عکاسی جنگ" برایش صحبت کرده بودند ولی حرفهایش نشان میداد دنبال چیز دیگری است. با توجه به اینکه در موسسهای تحقیقاتی کار میکرد که ظاهرا کارشان بررسی و انتشار تصاویر ویژه از مقبرهها و گورستانها بود - و نمونهای هم از کشور عراق با خود داشت - زیاد عجیب ندیدمش. وقتی خودش را معرفی کرد، جا خوردم: - من نگار عظیمی پدرم ایرانی است. مسلمان شیعه. مادرم فرانسوی است و خودم در سوئیس بهدنیا آمدهام. در آمریکا زندگی میکنم و در دانشگاههای آنجا در رشتهی علوم سیاسی درس میخوانم و فعلا بهلحاظ فعالیت کاری، بین بیروت و بغداد در تردد هستم. بهزبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط کامل دارم. با عربی و فارسی هم خوب آشنا هستم و مقداری هم آلمانی بلدم. برای برخی نشریات آمریکایی از جمله هفتهنامهی "نیویورک تایمز" هم مطلب مینویسم. جالبتر وقتی بود که گفت: - از وقتی اومدم ایران، در طول هفته، دو یا سه بار به بهشتزهرا میروم. - بهشتزهرا؟ چهطور؟ مگه اونجا چه خبره؟ - نمیدونم. ولی وقتی به اونجا میروم، یک حس عجیبی دارم. نمیدونم چه حسییه، ولی خیلی برایم خوب و دلنشینه. این حسرو دوست دارم. اصلا اونجا احساس غریبی نمیکنم. - خب معلومه. چون ایرانی هست، احساس میکنی اونا برادرای خودت هستند. - آه بله. اتفاقا همینه. آره. وقتی به عکسهای روی تابلوهاشون نگاه میکنم، حس خوبی دارم. احساس دوستی باهاشون دارم. بله بهقول شما عین برادرام میمونند. و همین شد که رفتیم سر بحث "عکس در جنگ" . وقتی گفتم: "یکی از موضوعاتی که نمایانگر این است که جنگ ما با همهی جنگهای دنیا فرق دارد، همین عکس است." - چهطور مگه؟ حتما شما هم میخواهید از این ادعاهای گنده بکنید؟ - نه ادعا نمیکنم. یک سوال: شما که دربارهی عکس در جوامع مختلف از جمله عراق و لبنان کار کردی، کجا دیدی که یک رزمنده در جبهه، پشت عکس خودش حدیث، روایت یا قطعه شعری عرفانی بنویسد و بهدوستش هدیه بدهد؟ اصلا کجای دنیا دیدی که یک جوان 16 ساله، قبل از اینکه داوطلبانه به جبهه برود، خودش برود عکاسی و بهقول ما یک عکس حجلهای بگیرد و بگوید وقتی شهید شدم، دوست دارم اینرا روی حجلهام بزنید. و وقتی گفتم: "بعضی از عکسها با آدم حرف میزنند." قیافهاش را کج کرد و گفت: "اینهم از اون ادعاهاست." - خب باشه حالا بهت میگم. ببینم تو دوستپسر داری؟ اینرا که گفتم، رنگش پرید. با ناراحتی گفت: - مسائل خصوصی من بهشما ربطی نداره. لطفا وارد این چیزها نشید. - نهخیر نمیخوام وارد مسائل شخصی شما بشم. میخوام ببینم میدونی عشق و دوستی یعنی چی؟ - خب معلومه. همه میدونند. - نه. میخوام بدونم تو میدونی؟ تجربه کردی؟ - چهطور مگه؟ و همان شد که دوستی خودم و مصطفی را تعریف کردم. هر چه بیشتر از مصطفی برایش میگفتم، او که پشت دوربین ایستاده بود، اشکش بیشتر جاری میشد. وقتی از لحظهلحظهی شهادت مصطفی گفتم، نتوانست خودش را کنترل کند. پرسید که از او عکسی دارم؟ وقتی قابعکس مصطفی را بر دیوار اتاق بغلی دید، با حالتی بهتزده، به چشمان خیرهی مصطفی نگاه کرد و اشکریزان گفت: - ااااا ... این داره با من حرف میزنه. هر طرف میرم انگار داره به اونطرف بهمن نگاه میکنه ... خندیدم و گفتم: "تو که میگفتی این حرفا ادعاست و خرافاته." عصبانی شد و گفت: - برو ... این چه حرفییه. چشمهای مصطفی داره با من حرف میزنه. گفتم: "بذار بعدا عکسهای مصطفی را برایت میریزم روی سی.دی." عجولانه نپذیرفت. گفت: "نه. نمیتونم منتظر بمونم." و دوربین عکاسی حرفهایاش را درآورد و از عکسهای مصطفی بر صفحهی کامپیوتر عکس گرفت. وقتی وسایلش را جمع کرد و خواست برود، از او پرسیدم: - الان نسبت به شهدا چه احساسی داری؟ نفس عمیقی کشید و باغرور گفت: - احساس میکنم همهی اونا برادرهای عزیز من هستند. من به مسلمان بودن خودم افتخار میکنم. من هر جای دنیا که بروم، با افتخار میگویم که پدرم یک مسلمان شیعهی ایرانی است، پس منهم یک ایرانی شیعه هستم. و نشانی مزار مصطفی را گرفت و رفت. دیگر او را ندیدم و تا همین امروز هم خبری از او ندارم. البته اگر در اینترنت نام او را جستوجو کنید، با برخی مطالب و نوشتههایش روبهرو خواهید شد. خبرگزاری فارس: معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور گفت: لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی در کمیسیون اقتصادی دولت نهایی شده و پس از امضای رئیس جمهور تقدیم مجلس میشود. داوود منظور در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در مورد نشست کمیسیون اقتصادی دولت اظهار داشت: در نشست کمیسیون اقتصادی دولت در روز شنبه ۱۵ بهمن تصمیمگیریهایی شد که مهمترین آن در مورد لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی کشور بود که این لایحه نهایی شد و به زودی از سوی دولت به مجلس ارائه خواهد شد. معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یادآورد شد: دولت قبلا با کلیات این لایحه موافقت کرده بود و قرار شد کمیسیون اقتصادی دولت بر روی جزئیات لایحه کار کند و در جلسه امروز شنبه نهایی شد . منظور افزود: اگر رئیس جمهور این مصوبه را تأیید کند در قالب یک لایحه از سوی دولت به مجلس ارائه میشود که براساس آن از سال ۱۳۹۳ حذف ۴ صفر از پول ملی انجام خواهد شد. وی افزود: تا سال ۹۳ مقدمات حذف ۴ صفر از پول ملی انجام خواهد شد و این کار برکات زیادی برای اقتصاد کشور خواهد داشت و گام مهمی از طرح تحول اقتصادی در دولت به شمار میرود. معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور در پاسخ به این پرسش که آیا حذف ۴ صفر باعث تقویت پول ملی میشود، گفت: مزایای حذف ۴ صفر از پول ملی فراوان است که عمده آن تسهیل در روابط اقتصادی و پولی کشور است و اثر واقعی بر تولید ناخالص ملی و پارامترهای اقتصادی نخواهد داشت ، اما به روانتر شدن جریان اقتصاد کشور و انتقال پولی و ثبت ارقام مالی در حسابها و کم شدن میزان سکه و اسکناس مورد نیاز مردم برای معاملات میانجامد. وی در مورد زمان ارائه لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی گفت: بستگی به این دارد که چه زمانی به امضای رئیس جمهور برسد. |
|||||||