کشورهای اسلامی بهرهبری ایران میتوانند اسرائیل را شکست دهند
به گزارش فارس، کنفرانس سالانه هرتصلیا یکی از محافل سیاسی – راهبردی رژیم صهیونیستی است که علاوه بر بررسی مشکلات پیشِروی این رژیم از نظر داخلی و خارجی، به ارائه راهکار و پیشنهاد برای آینده این رژیم میپردازد.
نقش این کنفرانس از آنجا قابل توجه هست که متفکرین، محققین، مسئولین داخلی و خارجی بنامی در این کنفرانس شرکت کرده و نتایج این کنفرانس را بهعنوان سیاستهای راهبردی و اجرایی رژیم صهیونیستی معرفی میکنند.
"نیر بامبز " نایب رئیس "مرکز آزادی برای خاورمیانه " میگوید: کنفرانس هرتصلیا آنچنان تاثیر گذار است که سبب میشود متفکرین و مسئولان درون نقشه و مسیر درست قرار بگیرند.
اگرچه به خاطر چارچوب سیاسی رژیم صهیونیستی نقش "تینک تنکها " یا به عبارتی اندیشکدهها و مؤسسات راهبردی در رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم در تصمیم گیریهای این رژیم به کار گرفته نمیشود ولی کنفرانس هرتصلیا به عنوان یکی از اندیشکدههای بینالمللی از چنان نفوذی برخوردار است که بنابر اظهارات تحلیلگران "آریل شارون " نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی با توجه به تحقیقات و نتایج این کنفرانس سالانه دستور به خروج از نوار غزه را صادر میکند.
کنفرانس هرتصلیا با همکاری سه مؤسسه مهم و راهبردی در سرزمین اشغالی برگزار میشود؛ اولین و مهمترین مرکز "مؤسسه سیاست و استراتژی " است، دومین مؤسسه "مرکز مطالعات میانرشتهای هرتصلیا " است و سومین حامی برگزار کننده در این کنفرانس "کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر " است.
در ادامه، خبرگزاری فارس به دلیل اهمیت این کنفرانس، به تدریج به بررسی یازدهمین کنفرانس هرتصلیا میپردازد.
یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا به مدت چهار روز از 6 تا 9 فوریه سال 2011 تشکیل شد.
در این کنفرانس 265 نفر شامل مسئولان عالیرتبه سیاسی از داخل و خارج رژیم صهیونیستی، محققین و نمایندگان کشورها دعوت شده و همچنین تعداد قابل توجهی از نمایندگان اتحادیه اروپا سخنرانی کردهاند که در پرداختن به بعضی از مباحث ارائهشده در کنفرانس، به معرفی این اشخاص میپردازیم.
از جمله افراد شناخته شده در این کنفرانس می توانیم به "راسموسن " دبیر کل ناتو، "تونی بلر " نخست وزیر اسبق انگلیس، "جیمز جونز " مشاور امنیت ملی "باراک اوباما " اشاره کنیم.
علاوه بر افراد خارجی، تمام سران داخلی رژیم صهیونیستی مانند "شیمون پرز " رئیس رژیم صهیونیستی، "بنیامین نتانیاهو " نخست وزیر و "گابی اشکنازی " رئیس سابق ستاد مشترک ارتش این رژیم شرکت کرده و سخنرانی کردهاند.
بنابر تحلیل کارشناسان درباره یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا، این کنفرانس نسبت به دیگر کنفرانسهای برگزار شده از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
کارشناسان دلیل این اهمیت را حوادث اخیر در خاورمیانه و آفریقا توصیف کردهاند که به صورت مستقیم و غیرمستقیم با منافع رژیم صهیونیستی در تضاد بوده است.
این کنفرانس با پیامی از طرف "دنی روچیلد " رئیس مؤسسه "سیاست و راهبرد " و همچنین رئیس کنفرانس سالانه هرتصلیا و یکی از افسران ارشد رژیم صهیونیستی شروع شد.
روچیلد در این پیام گفت: با توجه به تهدیدات فراروی اسرائیل از جمله ایران، سوریه، حزبالله، حماس و در آیندهای نه چندان دور مصر و کشورهای عربی، اسرائیل با مشکلات فراوانی روبهرو میشود که بدون همفکری و کمک دوستان اسرائیل گذر از این مشکلات عملا انجام نشدنی است.
وی همچنین در روز ابتدایی یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا گفت: اگرچه کنفرانس هرتصلیا از نظر بینالمللی دارای وجه خاصی است و مسائل مهمی در این کنفرانس بررسی میشود ولی آنچه اسرائیل در طول سالهای پیش به دنبال آن بوده است و نتوانسته به آن دست پیدا کند، عملا در یک کنفرانس چهارروزه نیز به آن دست پیدا نخواهد کرد و این کنفرانس میتواند تنها قسمت کوچکی از اهداف اسرائیل را محقق کند؛ برای دستیابی به اهداف باید بیش از پیش تلاش کرد و با همفکری محققین و افراد خلائق به سمت پیروزی پیش برویم.
موضوعات ارائه شده در یازدهمین کنفرانس هرتصلیا شامل مسائل سیاسی، راهبردی، اقتصادی، آموزشی، علم و فناوری بوده است که خبرگزاری فارس بنابر اهمیت و به تدریج به این مسائل میپردازد.
موضوعاتی از قبیل جایگاه کنونی رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان، بررسی شاخصهای رشد اقتصادی این رژیم، نگاهی به دولتهای عربی و اسلامی، بررسی سیاستهای اوباما در خاورمیانه، بررسی نقش حماس و حزبالله در منطقه، بررسی نقش ایران در منطقه و تأثیرات تحریم ایران بر جهان از موضوعات مهمی بود که در یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا به آن پرداخته شد.
روز اول این کنفرانس، روز یکشنبه 6 فوریه 2011 (17 بهمن 1389) به موضوعاتی از قبیل ارزیابی جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه، همچنین بررسی بازیگران قابل توجه برای رژیم صهیونیستی در جهان و بررسی رشد اقتصادی این رژیم پرداخته شده است.
- آیا زمان بهنفع اسرائیل است؟
یکی از مباحث مطرح شده در اولین روز کنفرانس با عنوان "آیا زمان به نفع اسرائیل است؟ " توسط پروفسور "الکس مینتص " رئیس دانشکده "کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر "، رئیس قسمت ویرایش مجله "روان شناسی سیاسی "، مدرس دانشگاه یاله و دانشگاه عبری، پژوهشگر برتر در "ISA " مطرح شده است.
مینتص در این بحث با اشاره به پیروزیهای پیدرپی رژیم صهیونیستی از سال 1947 تا جنگ ششروزه اشاره میکند و میگوید: در این دوران اعراب و کشورهای مسلمان به این نتیجه رسیدهاند که مقابل اسرائیل شانسی برای برتری ندارند و زمان در این دوران به نفع اسرائیل بود.
وی با اشاره به شکستهای اخیر این رژیم در منطقه میگوید: به نظر میرسد شانس برتری زمان در حال حاضر علیه اسرائیل و باید راهبردی برای تغییر زمان به نفع اسرائیل تجویز کنیم.
وی در این بحث با تقسیم کشورهای خاورمیانه به دو گروه میانهرو و افراطی به ارائه بحث میپردازد.
مینتص میگوید: تمام تغییرات از سال 2008 به بعد اتفاق افتاده است.
در تقسیم بندی مینتص، کشورهای مصر و ترکیه و اردن به عنوان کشورهای معتدل شناخته میشوند و جنوب لبنان و ایران به عنوان کشورهای افراطی، سوریه و یمن به عنوان کشوری که به سمت رادیکالی شدن پیش میروند، شناخته میشوند.
در تقسیم بندی وی عراق در سال 2008 به عنوان کشوری در نظر گرفته میشود که تکلیفش از لحاظ سیاسی معلوم نیست.
در تقسیم بندی سال 2011، مینتص با توجه به حوادث اخیر در منطقه و رشد اسلام گرایی در کشورهای عربی میگوید: سوریه، عراق، یمن و ترکیه به سمت اسلامیزه شدن کامل و افراطی پیش میروند و تکلیف مصر هنوز معلوم نیست.
وی عربستان، عمان و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به عنوان کشورهای بیطرف و خنثی معرفی میکند.
مینتص میگوید: این تغییرات و حرکت به سمت اسلامیزه شدن کشورهایی نظیر ترکیه، یمن و حتی مصر نشانهای از تأثیرات انقلاب اسلامی در سال 1979 است.
وی همچنین دلایل تضاد زمان با رژیم صهیونیستی را اینگونه معرفی میکند: وضعیت تسلیحاتی کشورهای منطقه و کوچک بودن محدوده اسرائیل، مشکل مشروعیت اسرائیل، تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در منطقه، شکست آمریکا در عراق و افغانستان، بحران اقتصادی در سال 2008 و همچنین مشکلات داخلی اسرائیل از قبیل شکافهای اجتماعی و سیاسی از عوامل تضاد زمان با اسرائیل است.
مینتص در ادامه میگوید: با توجه به تغییر گرایش بازیگران مهم در منطقه و روند رو به رشد نفوذ ایران در مناسبات منطقهای، به نظر میرسد که اسرائیل با مشکلات فراوانی روبهرو خواهد شد که شکست جنگ دوم لبنان و جنگ غزه گوشهای از این مشکلات بوده است و این مشکلات در آینده نمود بیشتری پیدا خواهد کرد.
وی همچنین میگوید: با توجه به مشاهدات و اقدامات کشورهای عربی به نظر میرسد که این کشورها اگر بازهم با هم متحد بشوند هیچ کاری نمیتوانند علیه اسرائیل انجام دهند.
رئیس کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر در ادامه پیروزی کشورهای عربی در منطقه را تنها با یک وسیله ممکن میداند و اینگونه مینویسد: کشورهای عربی تنها زمانی میتوانند از نظر نظامی و غیرنظامی علیه اسرائیل موفق شوند که با ایران پیوند مستقیم برقرار کنند و زیر نظر رهبری ایران قرار بگیرند.
وی میگوید: رهبر فعلی ایران به مانند رهبر سابقش [امام خمینی(ره)] به عنوان کاتالیزور حرکت کشورهای مسلمان علیه اسرائیل است.
مینتص میافزاید: شاید پدیدهای به نام احمدینژاد به تنهایی بتواند حرکاتهای ضداسرائیلی در منطقه را مدیریت کند و احمدینژاد شاهکلید حرکتهای ضداسرائیلی در منطقه است و نباید از سیاستهای اعلامی و اعمالی احمدینژاد غافل شویم.
مینتص میگوید: شاید کلید اصلی پیروزی کشورهای عربی تنها با حضور احمدینژاد امکان پیدا کند.
وی رئیس جمهور ایران را به عنوان قهرمان و تشویق کننده بازیگران رسمی و غیررسمی علیه رژیم صهیونیستی معرفی میکند.
این محقق صهیونیست تنها محدودیت در میان کشورهای عربی برای مبارزه علیه این رژیم را بحث شیعه و سنی و تفاوتهای مذهبی میان این دو گرایش معرفی میکند.
ادامه دارد . . . .
منبع : فارس