خبرگزاری فارس: هر چه بیشتر از مصطفی برایش میگفتم، او که پشت دوربین ایستاده بود، اشکش بیشتر جاری میشد. وقتی از لحظهلحظهی شهادت مصطفی گفتم، نتوانست خودش را کنترل کند. به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، حمید داودآبادی در جدیدترین مطلبی که در وبلاگ خود،«خاطرات جبهه» به نگارش آورده ، روایت جالب و جذابی از دیدار وی با یک روزنامه نگار است: شاید سال 1384 بود که عباسی – از بچههای بنیاد شهید – تماس گرفت و گفت: - یه خانم ایرانیالاصل که ساکن آمریکاست، اومده موزهی شهدا و داره دربارهی عکاسی جنگ تحقیق میکنه. من دیدم یکی از کسانی که میتونه کمکش کنه، تو هستی. بیارمش پهلوت؟ مثل همیشه، قبول کردم و روز بعد، عباسی همراه با دختر خانمی 21 ساله با تیپ ظاهریای تعجببرانگیز که خارجی بودنش را بیشتر فریاد میزد تا ایرانی بودنش، به محل کارم آمدند. حرف زدنش، مثل اکثر آنهایی که تازه فارسی یاد میگیرند بود. جالب و چهبسا خندهدار! با وجودیکه تسلط کاملی بر کلمات نداشت، ولی کاملا با مفاهیم فارسی و بهخصوص فرهنگ دفاع مقدس آشنایی داشت. ظاهرا پهلوی چندتایی عکاس جنگ رفته بود که دربارهی "عکاسی جنگ" برایش صحبت کرده بودند ولی حرفهایش نشان میداد دنبال چیز دیگری است. با توجه به اینکه در موسسهای تحقیقاتی کار میکرد که ظاهرا کارشان بررسی و انتشار تصاویر ویژه از مقبرهها و گورستانها بود - و نمونهای هم از کشور عراق با خود داشت - زیاد عجیب ندیدمش. وقتی خودش را معرفی کرد، جا خوردم: - من نگار عظیمی پدرم ایرانی است. مسلمان شیعه. مادرم فرانسوی است و خودم در سوئیس بهدنیا آمدهام. در آمریکا زندگی میکنم و در دانشگاههای آنجا در رشتهی علوم سیاسی درس میخوانم و فعلا بهلحاظ فعالیت کاری، بین بیروت و بغداد در تردد هستم. بهزبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط کامل دارم. با عربی و فارسی هم خوب آشنا هستم و مقداری هم آلمانی بلدم. برای برخی نشریات آمریکایی از جمله هفتهنامهی "نیویورک تایمز" هم مطلب مینویسم. جالبتر وقتی بود که گفت: - از وقتی اومدم ایران، در طول هفته، دو یا سه بار به بهشتزهرا میروم. - بهشتزهرا؟ چهطور؟ مگه اونجا چه خبره؟ - نمیدونم. ولی وقتی به اونجا میروم، یک حس عجیبی دارم. نمیدونم چه حسییه، ولی خیلی برایم خوب و دلنشینه. این حسرو دوست دارم. اصلا اونجا احساس غریبی نمیکنم. - خب معلومه. چون ایرانی هست، احساس میکنی اونا برادرای خودت هستند. - آه بله. اتفاقا همینه. آره. وقتی به عکسهای روی تابلوهاشون نگاه میکنم، حس خوبی دارم. احساس دوستی باهاشون دارم. بله بهقول شما عین برادرام میمونند. و همین شد که رفتیم سر بحث "عکس در جنگ" . وقتی گفتم: "یکی از موضوعاتی که نمایانگر این است که جنگ ما با همهی جنگهای دنیا فرق دارد، همین عکس است." - چهطور مگه؟ حتما شما هم میخواهید از این ادعاهای گنده بکنید؟ - نه ادعا نمیکنم. یک سوال: شما که دربارهی عکس در جوامع مختلف از جمله عراق و لبنان کار کردی، کجا دیدی که یک رزمنده در جبهه، پشت عکس خودش حدیث، روایت یا قطعه شعری عرفانی بنویسد و بهدوستش هدیه بدهد؟ اصلا کجای دنیا دیدی که یک جوان 16 ساله، قبل از اینکه داوطلبانه به جبهه برود، خودش برود عکاسی و بهقول ما یک عکس حجلهای بگیرد و بگوید وقتی شهید شدم، دوست دارم اینرا روی حجلهام بزنید. و وقتی گفتم: "بعضی از عکسها با آدم حرف میزنند." قیافهاش را کج کرد و گفت: "اینهم از اون ادعاهاست." - خب باشه حالا بهت میگم. ببینم تو دوستپسر داری؟ اینرا که گفتم، رنگش پرید. با ناراحتی گفت: - مسائل خصوصی من بهشما ربطی نداره. لطفا وارد این چیزها نشید. - نهخیر نمیخوام وارد مسائل شخصی شما بشم. میخوام ببینم میدونی عشق و دوستی یعنی چی؟ - خب معلومه. همه میدونند. - نه. میخوام بدونم تو میدونی؟ تجربه کردی؟ - چهطور مگه؟ و همان شد که دوستی خودم و مصطفی را تعریف کردم. هر چه بیشتر از مصطفی برایش میگفتم، او که پشت دوربین ایستاده بود، اشکش بیشتر جاری میشد. وقتی از لحظهلحظهی شهادت مصطفی گفتم، نتوانست خودش را کنترل کند. پرسید که از او عکسی دارم؟ وقتی قابعکس مصطفی را بر دیوار اتاق بغلی دید، با حالتی بهتزده، به چشمان خیرهی مصطفی نگاه کرد و اشکریزان گفت: - ااااا ... این داره با من حرف میزنه. هر طرف میرم انگار داره به اونطرف بهمن نگاه میکنه ... خندیدم و گفتم: "تو که میگفتی این حرفا ادعاست و خرافاته." عصبانی شد و گفت: - برو ... این چه حرفییه. چشمهای مصطفی داره با من حرف میزنه. گفتم: "بذار بعدا عکسهای مصطفی را برایت میریزم روی سی.دی." عجولانه نپذیرفت. گفت: "نه. نمیتونم منتظر بمونم." و دوربین عکاسی حرفهایاش را درآورد و از عکسهای مصطفی بر صفحهی کامپیوتر عکس گرفت. وقتی وسایلش را جمع کرد و خواست برود، از او پرسیدم: - الان نسبت به شهدا چه احساسی داری؟ نفس عمیقی کشید و باغرور گفت: - احساس میکنم همهی اونا برادرهای عزیز من هستند. من به مسلمان بودن خودم افتخار میکنم. من هر جای دنیا که بروم، با افتخار میگویم که پدرم یک مسلمان شیعهی ایرانی است، پس منهم یک ایرانی شیعه هستم. و نشانی مزار مصطفی را گرفت و رفت. دیگر او را ندیدم و تا همین امروز هم خبری از او ندارم. البته اگر در اینترنت نام او را جستوجو کنید، با برخی مطالب و نوشتههایش روبهرو خواهید شد.
خبرگزاری فارس: معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور گفت: لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی در کمیسیون اقتصادی دولت نهایی شده و پس از امضای رئیس جمهور تقدیم مجلس میشود. داوود منظور در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در مورد نشست کمیسیون اقتصادی دولت اظهار داشت: در نشست کمیسیون اقتصادی دولت در روز شنبه ۱۵ بهمن تصمیمگیریهایی شد که مهمترین آن در مورد لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی کشور بود که این لایحه نهایی شد و به زودی از سوی دولت به مجلس ارائه خواهد شد. معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یادآورد شد: دولت قبلا با کلیات این لایحه موافقت کرده بود و قرار شد کمیسیون اقتصادی دولت بر روی جزئیات لایحه کار کند و در جلسه امروز شنبه نهایی شد . منظور افزود: اگر رئیس جمهور این مصوبه را تأیید کند در قالب یک لایحه از سوی دولت به مجلس ارائه میشود که براساس آن از سال ۱۳۹۳ حذف ۴ صفر از پول ملی انجام خواهد شد. وی افزود: تا سال ۹۳ مقدمات حذف ۴ صفر از پول ملی انجام خواهد شد و این کار برکات زیادی برای اقتصاد کشور خواهد داشت و گام مهمی از طرح تحول اقتصادی در دولت به شمار میرود. معاون برنامهریزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور در پاسخ به این پرسش که آیا حذف ۴ صفر باعث تقویت پول ملی میشود، گفت: مزایای حذف ۴ صفر از پول ملی فراوان است که عمده آن تسهیل در روابط اقتصادی و پولی کشور است و اثر واقعی بر تولید ناخالص ملی و پارامترهای اقتصادی نخواهد داشت ، اما به روانتر شدن جریان اقتصاد کشور و انتقال پولی و ثبت ارقام مالی در حسابها و کم شدن میزان سکه و اسکناس مورد نیاز مردم برای معاملات میانجامد. وی در مورد زمان ارائه لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی گفت: بستگی به این دارد که چه زمانی به امضای رئیس جمهور برسد.
مهدی محمدی، کارشناس مسائل استراتژیک در سایت ایران هسته ای نوشت:
سخنان روز جمعه رهبر معظم انقلاب اسلامی مملو از کدهای راهبردی است. از یک جنبه، این سخنرانی آخرین وضعیت امنیت ملی و راهبرهای کلان نظام را توصیف می کند و به همین دلیل روزآمدترین و دقیق ترین تحلیلی است که می توان در این حوزه سراغ گرفت و از جنبه دیگر، این سخنرانی پر است از پاسخ های ظریف راهبردی به کدهایی که در حدود 6 ماه گذشته از جانب دشمن -آشکار و پنهان- به ایران ارسال شده است.
در بخش نخست از این نوشته، به نخستین جنبه این سخنرانی مهم، یعنی برآوردی که رهبر معظم انقلاب اسلامی از پارامترهای امنیت ولی و راهبرد کلان ایران ارائه کرده اند، می پردازیم.
یکم- این سخنرانی در وهله اول به این معناست که راهبرد تهدید در مقابل تهدید از مرحله طراحی و تبیین خارج و به مرحله اجرا وارد شده است. رهبر انقلاب حدود یک ماه پیش در اظهارنظری نادر تاکید کردند که ایران از راهبرد اقدام در برابر اقدام فراتر رفته و راهبرد تهدید در مقابل تهدید را برگزیده است. معنای این سخن در آن مقطع این بود که غرب باید بداند ایران منتظر نخواهد نشست تا تهدیدها به اقدام تبدیل شود بلکه در همان مرحله تهدید مقابله به مثل خواهد کرد. فرمایشات روز جمعه رهبر معظم انقلاب نشان داد که تصمیم های عملی در این مورد اتخاذ شده و ایران در محیط انقلابی منطقه خاورمیانه زمینه های مساعد فراوانی برای عملی کردن این راهبرد ایجاد کرده است. به این ترتیب می توان گفت که اکنون باراک اوباما هم پاسخ پیام اخیر خود را گرفته است؛ پیامی که بنا بود ایران را به لحاظ راهبردی محافظه کار تر کند ولی عملا جرئت و شجاعت بیشتری به آن بخشیده است.
دوم- این سخنرانی نشان دهنده آن است که به دو دلیل اعتماد به نفس راهبردی ایران در اوج قرار دارد.
دلیل اول این است که همانطور که رهبر بصیر انقلاب اسلامی تبیین کردند ایران اکنون پس از 3 دهه مقاومت موفق در مقابل فشارهای خارجی ایران کاملا در موقعیتی قرار دارد که احساس می کند دشمنانش به مرحله «تهی شدن سبد گزینه ها» و «عجز راهبردی» رسیده اند و در نتیجه ایران اکنون خود را در آستانه یک مرحله بلند مدت مصونیت می بیند.
دلیل دوم هم این است که انقلاب های اسلامی در منطقه مدل ایران را بسط داده و ایران اکنون در مرکز جبهه ای قرار دارد که شعاع آن از سرحدات غربی و شرقی خاورمیانه فراتر رفته است.
به این دو دلیل، معنای راهبردی این سخنرانی آن است که شاخص های امنیت ملی ایران در بهترین وضعیت قرار دارد و کسانی که در داخل به بحران نمایی می پردازند، در واقع کاری جز قلب حقیقت و عصا زیر بغل دشمن گذاشتن نمی کنند.
سوم- شاید مهم ترین پیام راهبردی این سخنرانی آنجا بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای نخستین بار تصریح کردند ایران مستقیما در جنگ های 22 و 33 روزه دخالت داشته و همین امر عامل پیروزی قاطع مقاومت در آن دو جنگ بوده است. علاوه بر این، رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردند ایران از این به بعد هم ایران در کنار هر کشور و گروهی که بخواهد علیه صهیونیست ها مبارزه کند خواهد ایستاد و هر کمکی که بتواند به آنها خواهد کرد.
در اینجا دو نکته بسیار مهم وجود دارد.
نکته نخست این است که در واقع در این فراز از سخنان حضرت آقا این پیام بسیار مهم منتقل شده است که پاسخ ایران به تهدیدها و اقدامات خصمانه صهیونیست ها از جمله ترور دانشمندان هسته ای ایران و تهدید به جنگ، نه از جنس یک ترور متقابل بلکه از جنس نبردی خواهد بود که در سال های 2006 و 2008 حزب الله و حماس با اسراییبل انجام دادند و اکنون همه تحلیلگران راهبردی اتفاق نظر دارند که اگر چنان جنگ هایی دوباره راه بیفتد دیگر نشانی از اسراییل باقی نخواهد ماند.
دومین نکته هم این است که این پیام سخنرانی حاوی این پیام برای اسراییل است که ایران قصد دارد مسئله موجودیت را مجددا و به نحو بی سابقه ای برای صهیونیست ها روی میز بگذارد آن هم نه صرفا با اتکا به توان خود بلکه با استفاده از مجموعه ظرفیت های ضد امریکایی و ضد اسراییلی در منطقه که روز به روز در حال زایش بیشتر است.
رویش نیوز: یکی از شاعران خوش ذوق اصفهانی بعد از خطبه های دشمن شکن دیروز رهبر معظم انقلاب شعری سروده است:
رهبر بیداری اسلامی مستضعفان
رهبرم سید علی این نایب صاحب زمان
باز هم رسوا نموده دشمن دیرینه را
شور دیگر داده در ماه ربیع آدینه را
موسی دوران بود یا عیسی آخر زمان
کاین چنین نطقش بلرزانده تمام دشمنان
موسی است و خطبه اش گویا عصا انداخته
اژدها گردیده، بر فرعون دوران تاخته
موسی است و خطبه اش یک جلوه از نار قبس
عیسی است و خطبه اش بر ما دهد جان هر نفس
خطبهی کوبنده اش الحق رفیع و عالی است
کرده ثابت هیبت مستکبران پوشالی است
جلوه آیات قرآن در کلامش ظاهر است
دشمن آقای ما هر کس که باشد کافر است
تا که مهدی در حجاب و از نظر ها غائب است
پیروی از امر او بر هر مسلمان واجب است
حامدا امروز هر کس پیرو سید علی است
روز محشر چهره اش نورانی است و منجلی
حامد اصفهانی