9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

حاشیه های مهمتر از متن برنامه


تجلیل از افتضاح رأی دادن اینترنتی به "جدایی نادر..." و هم‌صدایی با صدای امریکا در مورد اکران اخراجی‌ها3

مجری برنامه "هفت" جمعه شب نیز پدیده این برنامه بود و سخنانش درباره ناعادلانه و دولتی بودن اکران اخراجی ها، حمایت مطلق از "جدایی نادر از سیمین"، گاف گزارش از سایت imdb و مانند آن از مواردی بود که به سادگی روی آنتن صداوسیما رفت.

به گزارش رجانیوز، اگرچه پیشتر شاهد حمایت‌های بی شائبه مسئولان دولتی از آخرین اثر فرهادی همراه با اعطای سیمرغ و ارائه تضمین‌های لازم برای اثر بعدی وی بودیم، اما جیرانی در برنامه جمعه شب "هفت" علاوه بر حمایت‌های تازه ای که از فیلم "حمایت شده" جدایی نادر از سیمین صورت داد، ادعاهای عجیبی نیز درباره ناعادلانه بودن اکران اخراجی ها مطرح کرد.

جلیلی ممنوع التصویر شد

هفت به‌عنوان مهمترین برنامه سینمایی تلویزیون، قرار بود از حضور یک مهمان استفاده کند و یاد و خاطره مرتضی آوینی را گرامی بدارد اما نتوانست از وحید جلیلی برای گرامیداشت این شهید استفاده کند.

با پیگیری های خبرنگار ما، روشن شد که مهمان دعوت شده برای این برنامه وحید جلیلی بوده که علی‌رغم هماهنگی اولیه با وی، در آخرین گفت‌وگو، عوامل برنامه به وی اعلام کردند که ممنوع التصویر است و نمی تواند دراین برنامه حضور یابد.

آخرین حضور سردبیر ماهنامه فرهنگی "راه" در تلویزیون مربوط به برنامه دیروز امروز فردا است که با انتقادهای صریحی از صداوسیما همراه بود و احتمال دارد وی بدلیل سخنانش در این برنامه ممنوع التصویر شده باشد.

اما فراستی که پس از غیبت دو ماهه اش، مجددا در این برنامه حضور یافته بود، در آغاز برنامه یاد شهید سید مرتضی آوینی را گرامی داشت.

** هم‌صدایی با صدای امریکا

جیرانی در این برنامه ضمن بیان اینکه "همه امکانات دست ده نمکی است" اصرار کرد که از نظر تعداد سینما، عدالت رعایت نشده و اخراجی ها بیش از حد سالن در اختیار داشته است.

پیشتر صدای آمریکا نیز در گزارشی چنین ادعایی را طرح کرده و نوشته بود: «دولتی شدن اکران فیلم ها با مخالفت جدی خانه سینما روبرو شد، اما معاونت سینمایی وزارت ارشاد که از پشتیبانان اصلی فیلم اخراجی ها بود، بی توجه به این مخالفت ها به سیاست‌های اول انقلاب بازگشته و اکران فیلم ها را بار دیگر در دست گرفت تا خود مشخص کند کدام فیلم در کدام سالن سینما و در چه زمانی نمایش داده شود.»

این در حالی است که تاکنون معاون سینمایی حمایتی از فیلم ده نمکی نداشته و حتی سجاد پور به‌عنوان نفر دوم معاونت سینمایی در تقبیح این فیلم، آن را همراه با لودگی توصیف کرده بود. اما در مقابل مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با ذوق زدگی مثال زدنی در مراسم اختتامیه، چند بار با فرهادی در برلین تماس گرفت و خشنودی خود و حاضران در اختتامیه را از اعطای سیمرغ به وی بیان داشت. وی همچنین پس از بازگشت فرهادی از برلین، نیمه شب به استقبال وی رفته و بنا بر برخی شنیده ها، تضمین‌های مالی لازم برای حمایت از فیلم وی را ارائه داد.

در عین حال، ده نمکی نه تنها از حمایت‌های دولتی بهره مند نبوده بلکه با بودجه شخصی حاصل از فروش فیلم‌های قبلی، به‌عنوان تهیه کننده و کارگردان اقدام به ساخت اخراجی ها3 کرده است.

جیرانی در اظهارات جمعه شب خود چند بار گفت که به سه فیلم به‌شدت کم فروش عید یعنی "یکی از ما دو نفر"، "زن ها شگفت انگیزند" و "سه درجه تب" ظلم شده است و نیز روی کمتر بودن سالن های اصغر فرهادی و سه فیلم دیگر دست گذاشت.

این سخنان جیرانی در حالی مطرح می شود که دو فیلم اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین، به ترتیب 29 و 31 سالن در تهران در اختیار دارند و با این حال، اخراجی ها تا تاریخ بیستم فروردین، 300 میلیون تومان در تهران بیشتر فروخته است.

همچنین جیرانی با پخش میان برنامه ای که به نظر می رسید برای تولید آن زحمت زیادی کشیده!، نشان داد اخراجی ها به صورتی ناعادلانه در شهرستان‌ها، سالن های بیشتری در اختیار داشته است که ده نمکی در پاسخ گفت این مسئله که چه تعداد سالن داشته باشیم، در اختیار ما نیست.

تاکید بیش از حد جیرانی روی این مسئله درحالی صورت می گیرد که وی به خوبی می‌داند سینمادارها براساس سابقه فروش اخراجی‌های 1 و 2، برای در اختیار گرفتن اخراجی ها3 رقابت داشته اند اما در عین حال، سهمیه ای نزدیک و تقریبا مساوی در تهران به این فیلم داده شده. همچنین سینماهای خاک خورده شهرستان‌ها بیش از همه به نمایش این فیلم تمایل نشان داده اند و پخش کننده نیز براساس قواعد بازار عمل می کند.

نکته جالب این است که وقتی فیلم‌های مسعودکیمیایی با فروش متوسط، به راحتی 25 سالن را در اختیار می‌گیرد، جیرانی هیچ‌گاه چنین اعتراضی نمی کند.

گاف هفت در تحلیل imdb

همچنین در میان برنامه دیگری که هفت پخش کرد، اعلام شد: "در سایت آی ام دی بی، فیلم جدایی نادر از سیمین که هم اکنون بر روی پرده است، در میان بهترین آثار سینمایی تارخ جهان به چشم می خورد. این فیلم در رتبه 254 بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان و بالاتر از فیلم آواتار قرار گرفته است."

این مسئله در حالی رسما در یک برنامه تلویزیونی اعلام شد که در روزهای گذشته، کاربران جهانی آی ام دی بی، کاربران ایرانی این سایت را به دلیل هجوم برای رای به فیلم اخیر اصغر فرهادی مورد تمسخر قرار داده و حتی توهین کردند.

در روزهای گذشته، سایت بالاترین که لینک دانلود اخراجی ها را منتشر کرده بود، لینک آی ام دی بی را برای رأی دادن به فیلم فرهادی در اختیار کاربرانش قرار داد. هجوم کاربران این سایت موجب شد در روزهای اول، فیلم فرهادی تنها با سه هزار رای، در رده صدفیلم اول تاریخ سینما و حتی بالاتر از آثاری مانند "پدرخوانده"! قرار بگیرد. این درحالی بود که فیلم های برجسته با چند صدهزار رأی در ردهای پایین‌تر قرار داشتند.

اما با اطلاع یافتن مسئولان آی ام دی بی از وضعیت غیرعادی این فیلم، به زودی این فیلم در رده بندی به‌شدت تنزل کرد. در این میان تعداد بسیار زیادی از کاربران جهانی آی ام دی بی، با اهانت به کاربران بالاترین، ایرانی ها را بربرهای مدرن نامیدند.

اما جیرانی با انعکاس این افتضاح کاربران بالاترین به‌عنوان یک افتخار، نشان داد در ادامه خط اپوزیسیون نظام در برجسته کردن دوگانه اخراجی ها- جدایی نادر... از هر دستاویزی استفاده می کند تا فیلم مورد علاقه اش را تبلیغ کند.

حضور مجدد فراستی و امتناع ده نمکی از پذیرش نقدها

همچنین در این برنامه، نقد فیلم اخراجی ها با حضور مجدد مسعود فراستی به روی آنتن رفت و عمده مواردی که مسعود فراستی به عنوان منتقد برنامه، پیرامون فیلم مطرح کرد، از سوی کارگردان "اخراجی‌ها ۳" مورد پذیرش قرار نگرفت.

در این برنامه، ده‌نمکی با اشاره به برنامه طنزی که در ایام نوروز با برنامه هفت و مجری و منتقد آن به شوخی پرداخته بود، از فراستی خواست اصطلاحات همیشگی خود نظیر "فیلم در نیامده" را کنار بگذارد و با ادبیات جدیدی بحث را شروع کند.

فراستی در این برنامه ضمن دفاع از "اخراجی‌ها ۱و2" گفت:«اخراجی ها3 اثری شلوغ است که سعی کرده در مدت زمان فیلم، حرف‌های زیادی را مطرح کند و قصه های فرعی موجب شده قصه اصلی پوشانده شود.»

ده نمکی در پاسخ گفت: «اخراجی ها یک سه گانه است و قسمت سوم، جمع بندی قسمت‌های قبل است و باید بسیاری از حرف‌ها طرح می شد. اما در عین حال فیلم قصه  و ساختار دارد.»

اگرچه فراستی در این برنامه نیز به‌درستی به وظیفه اش در نقد تکنیکی فیلم‌ها عمل کرد، اما مسئله رویکردی است که باید ابعاد آن را فراتر از جیرانی، برنامه هفت و صداوسیما دانست.

حمایت صداوسیما و معاونت سینمایی از "جدایی نادر از سیمین"

حمایت جیرانی از اصغر فرهادی را نباید منحصر به او دانست، بلکه ظاهرا صداوسیما نیز مانند معاونت سینمایی سیاست حمایت از فیلم فرهادی را در پیش گرفته است. چرا که این اتفاق مربوط به برنامه هفت یا شبکه سه نیست بلکه گفت‌وگوی ضبط شده حاتمی کیا با "راز" نیز وقتی به آخرین اثر فرهادی کشیده بود، با انتقادات شدید حاتمی کیا به وی همراه شد.

براساس پیگیری های  خبرنگار ما از منابع موثق در شبکه چهار، پس از آنکه نسخه نهایی  برنامه توسط عوامل آن به مدیریت شبکه تحویل می شود،  بخش های مهمی از انتقادات تند و تیز حاتمی  کیا به "جدایی نادر از سیمین" از این  نسخه حذف می شود که به‌عنوان مثال نام این فیلم از این گفت‌وگو بریده شده است.

حمایت‌های معاونت سینمایی از آخرین اثر فرهادی وقتی در کنار حمایت‌های تلویزیون قرار می گیرد، می توان برنامه سینمایی هفت را یکی از خروجی های یک جریان از فرهادی دانست.

جدایی‌انصاف‌از فیلم‌سازی:جامعه‌ایران‌سیاه است و همه را دروغ‌گو می

جدایی‌انصاف‌از فیلم‌سازی:جامعه‌ایران‌سیاه است و همه را دروغ‌گو می‌کند!

گروه فرهنگی/رضا طریقت: پس از جریان فتنه در کمتر رسانه‌ای، ریشه های این جریان در حوزه فرهنگ واکاوی شد و اغلب ریشه های آن را در دل جریان‌های سیاسی جستجو کردند. اما یک واقعیت را باید پذیرفت که طراحی این جریان چند بعدی و تزریق تفکرات سکولار، از طریق مدیوم فرهنگ سال‌ها به بدنه افکار عمومی تزریق شد و اتفاقا کسانی که بر کرسی های مدیریت تکیه زده بودند، گاهی خود پایه این کودتای خزنده فرهنگی بودند.

برای روشن تر شدن این موضوع کافی است رجوع کنیم به یک اعتراف تاریخی تاج زاده که "ما 28 سال است که اشتباه کردیم"، تنها استنباطی که می توان ازاین گفتار داشت، این است که یک جریان کاملا مشخص از همان سال های نخستین شکل گیری انقلاب، موازی با جریان نظام رشد کرده است. این جریان در دوره ای به صورت جریان اصلاحات حلول کرده و در روزگار دیگری به صورت جریان فتنه پدیدار می شود. با این حال، بستر اندیشه ای اصل جریان فتنه را باید در حوزه فرهنگ، به‌ویژه مدیوم سینما جستجو کرد.

با نگاهی به فیلم "جدایی نادر از سیمین" می توان رمزگشایی دقیقی از یکی از همین لایه های مخرب و سکولارداشت. این فیلم، اثری هوشمندانه و چند لایه است که از جنبه های متعددی قابل بررسی است. اما قبل از ورود به این مبحث ذکر یک نکته کاملا ضرورت دارد، سینما عمق تاثیرگذاری‌اش آنقدر پرشتاب است که می تواند تنها با یک دیالوگ، مفاهیم بنیادین مد نظر سازندگان را حتی در یک جمله به بیننده القا کند.

در بخش ابتدایی فیلم جدایی نادر از سیمین، با دعوای حقوقی زن وشوهری مواجه می شویم که قصد جدایی از یکدیگر را دارند. زن در یک دیالوگ کاملا گذارا اما تاثیر گذار، رو به قاضی می گوید که نمی خواهد دخترش در شرایط کنونی در ایران زندگی کند و قاضی از سیمین رفیعی سئوالی می پرسد، مگر شرایط فعلی چگونه است؟ مگر فرزندان سایر مردم در این شرایط رشد نمی کنند؟ زن پاسخی به قاضی نمی دهد، خالق اثر هوشمندانه تاکیدی بر این مسئله ندارد، اما هر شخصی که حداقل رویدادهای دو سال گذشته را دنبال هم نکرده باشد، متوجه می شود که صاحب اثر چه طعنه گزاف و ریشه داری می زند. با همین یک دیالوگ انعکاسی که از وضعیت فعلی جامعه داده می شود، ملتهب به نظر می رسد، آن‌هم در یک دیالوگ گذارا از جانب مادری که می خواهد آتیه دخترش را تامین می کند، در صورتی که در سراسر فیلم متوجه می شویم که دخترک -ترمه- در یک شرایط ایده آل خانوادگی- آموزشی با بهترین امکانات زندگی می کند. پس چرا نمی خواهد دخترش در این شرایط رشد کند؟

اگر از منظر نشانه شناسی، اسطوره شناسی (میتولوژی) و نظام استعاری که اتفاقا توسط منتقدین غربی ترویج و بنیان‌گذاری شده، مبتنی بر همین آموزه ها آخرین ساخته فرهادی را واکاوی کنیم، قطعا به ریشه های مفهومی خاصی خواهیم رسید.

قبل از ورود به این بحث نیز باید به یک نکته مهم اشاره کنم که بهترین فیلم های معترض سیاسی را می توان با درون مایه های عمیق در چهارچوب ملودرام های خانوادگی ساخت و از اسطوره ها و کهن الگوهای ملودرام بهره فراوان برد. با این پرداخت، ضمن اینکه اثر مخاطب عمومی بیشتری جذب می کند، صاحب اثر در لحظه می تواند منکر شود که در اثرش جنبه های سیاسی لحاظ شده است.

آخرین ساخته فرهادی با مشخص کردن چهارچوب خانواده و همان کد گذاری نخستین مبتنی بر ملتهب نشان دادن فضای جامعه و طرح مسئله مهاجرت، نظام استعاری و نشانه شناسی اثرش شکل بنیادین تری به خود می گیرد. معمولا برخی نشانه ها به صورت متدوال کاملا هدفمند میان تمامی منتقدین دنیا به اشتراک گذارده می شود. در نظام نشانه شناسی سینما، پدر نمادی از دموکراسی است، واقعیت غیر قابل انکاری که در تمامی کتب نشانه شناسی سینما به ثبت رسیده است.

در فیلم فرهادی نیز پدر نمادی از دموکراسی است و در سراسر فیلم به قانون (یکی از سه رکن اصلی دموکراسی) و فرزندش (نمادی از نسل فردا) دروغ می گوید، این نشانه شناسی با توجه به دیالوگ‌های سراسری فیلم و مواجهه کاراکترها با قانون است که معنی پیدا می کند، مادر نیز که نمادی از اصالت سرزمین است، قصد جلای وطن دارد و ترمه دختراین دو ( نماینده نسل امروز) میان دموکراسی که فرهادی در قالب یک پدر آن را ترسیم کرده، دروغگو نشانش می دهد و سرزمینی که اصالتش (مادر) از آن رخت بسته، سرگردان است. این مفاهیم در سکانس پایانی فیلم فرهادی کاملا عینیت می یابد و سکانس پایانی این فیلم از کل نشانه ها و نمادهایی که در کل فیلم تعریف می شود، به خوبی استفاده می کند.

ملتهب نشان دادن فضا در همان سکانس نخست با تاکید بر این سرگردانی نسل فردا و استفاده از نظام نشانه شناسی برای تشریح دروغین وضعیت کنونی جامعه، دست به دست هم می‌دهد و طبیعی است که در جشنواره برلین، خرس سیاسی ترین جشنواره دنیا را در دامان فرهادی بگذارند.

نکته بعدی روشن ساختن مفاهیم کاملا سکولار در فیلم فرهادی طبق روایت خود فیلم است. سکولاریسم مورد اشاره در ابتدای این یادداشت چگونه در این فیلم متجلی می شود؛ تمامی شخصیت ها در برابر قانون دروغ می گویند، به‌طوری که مبنای شکایت به قانون از جانب طرفین دعوا بر اساس دروغ صورت گرفته و اوج گرفتن درام مبتنی بر یک دروغ است و تمامی شخصیت‌ها در مقابل قانون که برگفته از اصل جریان دین (قرآن و مکتب) است، دروغ می گویند اما در سکانس پایانی زمانی که از قانون خبری نیست، نادر از راضیه می خواهد که با قسم بر قرآن ادعاهایش را تائید کند، راضیه زیر بار نمی رود، یعنی در مقابل قانونی که از دل شریعت استخراج شده، می توان دروغ گفت اما در مقابل قرآن نمی توان دروغ گفت.

چنین طرحی در قالب درام فرهادی نوعی سکولاریزه کردن افکار عمومی در مقابل قانون (یکی از ارکان دموکراسی اسلامی- ایرانی) است. درسکانس هایی که مربوط به بازپرسی در نظام قضا می شود، در واقع بطن شخصیت ها نیست که به چالش کشیده می شود بلکه اصل قانون است که چالش برانگیز و فاقد روح نشان داده می شود. زمانی که قانون گرایی و دستگاه قضایی سیستمی مردمسالار را زیر سئوال می برید قطعا ریشه های آن دموکراسی دینی، اتوماتیک وار زیر سئوال می رود.

نمونه مورد نظر بعدی که ارتباطی تنگاتنگی با این به چالش کشیدن دستگاه قضا دارد در دیالوگ های حجت صمدی (شهاب حسینی) یکی از شخصیت های محوری در کنشی دراماتیک کاملا واضح است. وی رو به بازپرس فیلم -در یک دیالوگ ساده- در راستای اعتراض به تصمیماتش می گوید که 10 سال به عنوان یک کارگر در یک کفاشی کار کرده و پس از 10 سال که از این کارگاه اخراج شده است، نتوانسته حق و حقوقش را با قانون دریافت کند. دریافت کلی از این دیالوگ این است که قانون به طبقه فرودست و ضعیف جامعه تعلق ندارد و چندین و چند بار به صورت کاملا ظریفی با اشاره به نادر می گوید، قانون به طبقه مرفه جامعه -منظور نادر- تعلق دارد، فیلم به سادگی و روشنی در قالب درامش این تلقی را به بیننده القا می کند که قانون صرفا به بخشی از جامعه تعلق دارد.

فرهادی در فیلمش با صراحت تمام بیانیه ای صادر می کند مبنی بر اینکه دستگاه قضا نیازمندی مردم را برطرف نمی سازد، اما جواد شمقدری صراحتا در برنامه هفت اعلام می کند که این فیلم تصویری زیبا از دستگاه قضا نشان می دهد، واقعا نمی دانم شمقدری با کدام استدلال این سخن را بر زبان آورده است، البته حدس می زنم با همان استدلالی که قرار است سینما را در قالبی فدرالیته توسط شبه اپوزیسیون اداره کند.

آثار فرهادی به‌ویژه در فیلم درباره الی و جدایی نادر از سیمین نوعی فمنیست عمل گرا را بنیان می نهد که در این نوع فمینست آمریکایی، لاقیدی در لایه هایش نهفته است. فرهادی در فیلم درباره الی شخصیت زنی را با نام الی به نمایش می گذارد که با المان‌های رفتاری مشخصی که در کاراکترش وجود دارد، کاملا مشخص است که در یک فضای جبری تن به ازدواج داده و قید محصور شدن در حیطه خانواده ای مذهبی را نمی پذیرد. در فیلم جدایی نادر از سیمین، عملگرایی این نوع فمنیست بیشتر دیده می شود، ترویج این نوع فمنیست می تواند سبب متزلزل شدن بنیان خانواده شود.

یک میلیون دروغ آشوبگران علیه نجف‌زاده

یک میلیون دروغ آشوبگران علیه نجف‌زاده

کامران نجف زاده از یک میلیون ایمیل دروغی خبر داد که توسط آشوبگران برای تخریب وجهه‌ وی ارسال شده است.

به گزارش شبکه ایران، کامران نجف زاده که به تازگی از پاریس به کشور بازگشته است، در گفت و گو با هفته نامه پنجره در پاسخ به این سوال که «چطور شد سر از پاریس درآوردی؟ می گویند نجف زاده مزد خوش خدمتی اش در جریان انتخابات را گرفته است!» گفت: خب، من هم شنیده ام. اما دیگر عادت کرده ام این حرف ها را جدی نگیرم. برایم مهم نیست که این جماعت چه می گویند. اگر بخواهم از حرف های شان ناراحت شوم زندگی ام تلخ می شود و اگر بخواهم جواب بدهم، باید کار و زندگی را تعطیل کنم و برای حضرات جوابیه بنویسم.

وی در ادامه با بیان اینکه «ماجرای رفتن من به دو سال قبل از انتخابات بر می گردد» خاطرنشان کرد: اول صحبت کشور دیگری بود و بعد هم موضوع فرانسه پیش آمد. اما رفتن من مدام به تاخیر افتاد تا اینکه بعد از ماجراهای انتخابات دهم ریاست جمهوری رفتم. بعد هم شایعه کردند که پاداش گرفته است.

نجف زاده افزود: پای یک جریان تبلیغاتی در میان است. همان هایی که اول یک میلیون ایمیل زدند که فلانی گفته بروید بالای پشت بام و بگویید الله اکبر! بعد هم کارشان را کاملا با هدف تخریب شخصیت ادامه دادند. الان هم می گویند؛ بگذار بگویند. چون برای من مهم نیست. اصلا دیگر یه جورهایی پوست کلف شده ام.

خبرنگار سابق صدا و سیما در پاریس در خصوص جریان اخراج شدنش از فرانسه گفت: اصولا دولت فرانسه از اول برای من مشکل درست می کرد. من با مجوز رسمی وزارت کشور و وزارت خارجه فرانسه و در قالب پروتکل های دو جانبه، وارد پاریس شدم. طبق قانون باید ظرف سه ماه به من کارت اقامت و کارت خبرنگاری می دادند. سه ماه گذشت و هیچ کدام را به من ندادند. رفتم پیش سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه و گفتم تکلیف من را روشن کنید. یک ورقه به من دادند و گفتند با این می توانی توی خیابان ها بیایی. با همان برگه اجازه ورود به کاخ الیزه و مجلس را هم داشتم. چند وقت بعد گفتند ایران و کشورهای حوزه شینگین را هم نداری. نهایتا هم یک برگه به من دادند که یک سری اتهام ردیف شده و گفته بودند باید فرانسه را ترک کنم.

نجف زاده در بخش دیگر این گفت وگو تصریح کرد: من وارد هیچ حاشیه و حوزه دیگری نشدم. روی کلمه هیچ تاکید می کنم. اگر مثل ادعایی که درباره آقای معصومی نژاد کردند که سلاح و دوربین دید در شب داشته، درباره من هم مطرح می کردند، یک حرفی! اما علیه من هیچ سندی نداشتند، چون هیچ چیزی نبوده است. من یک خبرنگار بودم و کار خودم را می کردم. تا دلت هم بخواهد محدودیت داشتم. حتی نمی توانستم بروم از یک مسابقه فوتبال گزارش بگیرم. اما به هر حال بهانه تراشی کردند و گفتند علیه نظم فرانسه اقدام کرده ام.

 

ظهور نزدیک است یا انتخابات؟!

حسین شریعتمداری:
خب! حالا باید از تهیه کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» پرسید؛ در کجای روایات آمده است که «شعیب بن صالح» از «سفیانی» برای حضور در جشن های نوروزی دعوت می کند؟! مگر قرار نیست شعیب بن صالح، فرمانده یا یکی از فرماندهان سپاه حضرت ولی عصر(عج) باشد؛ بنابراین، باید با «سفیانی» سر جنگ و ستیز داشته و او را یکی از اصلی ترین دشمنان حضرت بداند، پس چرا با این دشمن خونی...؟
حسین شریعتمداری در واکنش به پخش مستندی با نام «ظهور نزدیک است»، یادداشتی را در روزنامه کیهان منتشر کرد.

به گزارش «تابناک»، متن این یادداشت به شرح زیر است:

این روزها، تهیه یک فیلم به اصطلاح مستند با نام «ظهور نزدیک است» و توزیع رایگان و گسترده آن در سطح کشور ـ سی دی ـ به یکی از مسائل بحث انگیز تبدیل شده است.

این فیلم که دست اندرکاران تهیه و تولید آن کوشیده اند، نام و نشان و رد پای مشخصی از خود باقی نگذارند ـ و البته کیهان از هویت و انگیزه آنان با خبر است ـ از یک سو با مخالفت شدید و هشدار مراجع عظام تقلید و عالمان و کارشناسان برجسته دینی روبه رو شده و از سوی دیگر، زمینه ای برای سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است.

در پی پخش گسترده سی دی های این فیلم، مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم در یک نشست علمی تخصصی و با حضور اساتید برجسته، از جمله حضرت آیت الله طبسی به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است، تهیه کنندگان این فیلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه های اسلامی دور و بی خبر ـ و یا با خبر و خدای نخواسته فتنه گر ـ بوده اند.

این مرکز تخصصی در حوزه علمیه قم، هرچند مانند تهیه کنندگان «ظهور نزدیک است» بودجه های کلان و بی حساب و کتاب در اختیار ندارد، امید است سی دی نشست تخصصی مورد اشاره را در همان اندازه بضاعت خود که می دانیم اندک است، تکثیر کرده و توزیع کند، تا خیل عظیم حزب الله که به رغم تهی دستی، هیچ گاه آبروی فقر و قناعت را نبرده اند، بازتولید و توزیع بعدی آن را با بضاعت نفر به نفر خود بر عهده بگیرند.

این یادداشت، اما نگاه دیگری به ماجرا دارد و هر چند ترجیح می دهد انگیزه تهیه کنندگان فیلم «ظهور نزدیک است» را دغدغه امام زمانی (عج) آنها و «شوق ظهور» تلقی کند ولی برخی از شواهد موجود، نه تنها جایی برای خوش بینی باقی نمی گذارد، بلکه متأسفانه، این احتمال را قوت می بخشد که فیلم یاد شده یک ترفند تبلیغاتی است و با هدف زمینه سازی انتخاباتی برای یک جریان منحرف سیاسی تولید و توزیع شده است. 

جریان مرموز و مشکوکی که چندان ناشناخته نیست و در سال های اخیر، بارها از نام مبارک مراد غایبمان، حضرت بقیه الله الاعظم ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ سوء استفاده کرده و می کند و در این باره گفتنی هایی هست:

1 ـ از حضرت امیر ـ علیه السلام ـ است که «باطل از هر چیز دیگری به حق شبیه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همان گونه که هستند، ارایه می شدند، هیچ کس به اشتباه دچار نمی شد، ولی به قول حضرت(ع)، فتنه انگیزان، اندکی از حق و بخشی از باطل را درهم می آمیزند و چنین است که بدعت ها را شکل می دهند، فتنه ها بر پا می کنند و نهایتاً گمراهی می آفرینند. (خطبه 50 نهج البلاغه)

در سی دی «ظهور نزدیک است»، نمونه های فراوانی از این گونه آمیختگی حق و باطل به چشم می خورد که با توجه به نوع این آمیختگی ها، به سختی می توان احتمال تصادفی بودن آنها را باور کرد!

2 ـ با توجه به نکته مورد اشاره، در پی آن نیستیم که همه آنچه در سی دی یاد شده آمده است، نفی کنیم، بلکه سخن از آمیختگی حق و باطل در میان است و فتنه و بدعتی که این آمیختگی می تواند در پی داشته باشد؛ برای نمونه، در این باره که آیا «ظهور نزدیک است»؟ باید گفت؛ بنا بر آموزه های اصیل اسلامی، منتظران امام عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ نه تنها در فلان سال و فلان دوره، بلکه هر صبح و شام ـ صباحاً و مسائاً ـ در انتظار ظهورند و منتظر واقعی و راستین باید که از همه آلودگی ها، گناهان و دلبستگی های این جهانی دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد.

بنابراین، سخن درباره نزدیکی ظهور نیست که آرزوی همگان است، بلکه بنا به دلایل بسیار روشن دینی و عقلی تعیین وقت ظهور ـ توقیت ـ و نیز انطباق شخصیت های یاد شده در احادیث و روایات با شخصیت های حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن که چنین آرزو و احتمالی در میان نباشد، مگر نه این که همه مردم ایران و شیعیان جهان از ژرفای دل آرزو می کردند و بر این باور بودند و بودیم که حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلی آن می سپارند و پس از رحلت ایشان در این آرزو به سر می بریم و با تمام وجود از خدای مهربان می خواهیم که این مهم به دست مبارک رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3 ـ گفتنی است، در تاریخ نه یک بار و دو بار، بلکه بارها اتفاق افتاده است که برخی از شخصیت ها را با شخصیت هایی که از آنها در احادیث و روایات به عنوان شخصیت های زمان ظهور یاد شده است، انطباق داده اند و این انطباق دادن ها برای جهان اسلام و عالم تشیع بی هزینه و خالی از آسیب نیز نبوده است. به عنوان یک نمونه نزدیک، در سال های اولیه جنگ تحمیلی از برادر عزیزمان سردار رحیم صفوی با عنوان شعیب بن صالح و یکی از سرداران سپاه امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ یاد می کردند و مدتی بعد، آیت الله هاشمی رفسنجانی را شعیب بن صالح نامیدند و... درباره «سفیانی»، «سید یمنی»، «دجال» و برخی دیگر از شخصیت های زمان ظهور نیز نمونه هایی از این دست را می توان در تاریخ مکتوب ـ و نه حتی شفاهی ـ ملاحظه کرد. 

نمونه هایی که در زمان خود، باورهای کاذبی را در برخی از اذهان شکل دادند و بعضاً نیز بی آسیب نبوده اند.

4 ـ تهیه کنندگان سی دی موسوم به «ظهور نزدیک است»، بیشترین تلاش خود را به انطباق شخصیت «شعیب بن صالح» با آقای دکتر احمدی نژاد اختصاص داده اند که صرفنظر از شخصیت مردمی و قابل احترام آقای احمدی نژاد باید گفت:

الف) بررسی ها و تحقیقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته دینی نشان می دهد در مجموعه احادیث و روایات، فقط هفده حدیث درباره «شعیب بن صالح» نقل شده است که غیر از سه روایت، بقیه از طریق علمای عامه و اهل سنت روایت شده. و از سه حدیثی که راویان شیعه نقل کرده اند، دو حدیث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها یک حدیث که از حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده مورد پذیرش قرار گرفته که در آن روایت نیز فقط به نام شعیب بن صالح و این که از یاران حضرت امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ و از طایفه «بنی تمیم» است، اشاره شده و دیگر هیچ! (از تحقیقات مستند مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم با ذکر اسناد مربوطه). اکنون باید پرسید ویژگی هایی را که تهیه کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» به شعیب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقای احمدی نژاد می دانند، از کجا آورده اند؟!

ب) بر فرض که آنچه در روایات غیرمعتبر درباره خصوصیات شعیب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در این حالت، پرسش بعدی آن است که چه رابطه و مشابهتی میان ویژگی های «شعیب بن صالح» و «آقای احمدی نژاد» وجود دارد؟

تهیه کنندگان فیلم به اصطلاح مستند «ظهور نزدیک است» برای انطباق این خصوصیات به استدلال های دم دستی و متأسفانه، بی پایه ای متمسک شده اند؛ برای نمونه، می گویند در روایات ـ همان روایات که شرح آن گذشت ـ آمده است که شعیب بن صالح، یک فرمانده نظامی است و برای انطباق این ویژگی با آقای دکتر احمدی نژاد، استدلال می کنند که ایشان هم در جنگ تحمیلی حضور فعال داشته است! و یا وقتی در روایات مورد اشاره، شعیب بن صالح را با دکتر احمدی نژاد همنام نمی بینند، به این تفسیر من درآوردی متوسل می شوند که «شعیب» در لغت، مصغر ـ کوچک شده ـ کلمه «شعب» است و شعب به معنی مردم و خلق است و از آنجا که آقای احمدی نژاد یک رئیس جمهور مردمی است؛ بنابراین، باید همان شعیب بن صالح باشد! این تفسیر به رأی در حالی است که حتی در تفسیر آیات شریف قرآن نیز، ظاهر آیه، «سندیت» و «حجیت» دارد و کسی نمی تواند مفهوم و تفسیری را به آن نسبت بدهد که باظاهر آیه، مغایرت داشته باشد.

بنابراین اگر مقصود از شعیب بن صالح، همان آقای احمدی نژاد بود باید نام ایشان در روایت می آمد و حال آنکه نام آقای احمدی نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ایشان نیز «صالح» نبوده است.

مطابق فرمول من درآوردی تهیه کنندگان سی دی یاد شده می توان گفت، «سید» در لغت به معنی «آقا» است. آیا با این حساب می توان نتیجه گرفت که مثلاً «سید یمنی» ذکر شده در روایات ظهور، می تواند «سید» به معنای «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس علیهذا... این چه نوع استدلالی است؟!

گفتنی است، در روایات ظهور نام خاص «سید خراسانی» و «سید یمنی» نیامده است و تنها به این که آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص) ـ سید ـ و از اهالی «خراسان» و «یمن» هستند اشاره شده و این دو فقره با «شعیب بن صالح» که نام ایشان آمده است- البته براساس همان روایات که به آن اشاره شد- متفاوت است.

5 ـ در سی دی «ظهور نزدیک است» با همان استدلال کذایی از «ملک عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفیانی» یاد شده است که دشمن قهار حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا له الفداء ـ است و مطابق روایات معتبر اساساً برای جنگ با آن حضرت خروج می کند.

خب! حالا باید از تهیه کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» پرسید؛ در کجای روایات آمده است که «شعیب بن صالح» از «سفیانی» برای حضور در جشن های نوروزی دعوت می کند؟! مگر قرار نیست شعیب بن صالح، فرمانده یا یکی از فرماندهان سپاه حضرت ولی عصر(عج) باشد بنابراین باید با «سفیانی» سر جنگ و ستیز داشته و او را یکی از اصلی ترین دشمنان حضرت بداند، پس چرا با این دشمن خونی حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا له الفداء ـ نرد دوستی می بازد و از وی به عنوان میهمان و برای حضور محترمانه در ایران اسلامی دعوت به عمل می آورد؟!

با پوزش از برادر عزیزمان جناب آقای احمدی نژاد و صرفا از باب مزاح، باید گفت، ظاهرا «سفیانی» سی دی یاد شده بیشتر از شعیب بن صالح مورد اشاره در همان سی دی، به روایاتی که در سی دی آمده است، اعتقاد دارد که ـ به قول آقای احمدی نژاد ـ اولا؛ دعوت شعیب بن صالح را نمی پذیرد! و ثانیا؛ به وزیر خارجه و رئیس مجلس حکومت خود دستور می دهد که علیه جمهوری اسلامی ایران و رئیس دولت آن موضع گرفته و بد و بیراه بگویند!

6 ـ تهیه کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» دست به اقداماتی زده اند که نشان می دهد این فیلم را با اغراض خاص و آلوده ای تهیه کرده اند. از جمله ـ و تنها یکی از آن نمونه ها  ـ حذف بخشی از کلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سی دی مورد اشاره برای اثبات نظر خود از کلام حضرت آقا مایه گذاشته و به نقل از ایشان آورده اند؛ «من با اطمینان کامل می گویم، تحقق وعده الهی در راه است» و حال آن که رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بیداری جهان اسلام می فرمایند؛

«من با اطمینان کامل می گویم این هنوز آغاز راه است و تحقق کامل وعده الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت اسلامی در راه است. نشانه این وعده تخلف ناپذیر در نخستین و مهم ترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلند آوازه نظام اسلامی بود. احساس هویت و تشخص در اقلیت های مسلمان در بیشتر کشورهای غربی همه و همه نشانه های آشکار پیروزی اسلام در هماورد با دشمنان یعنی در قرن 51 هجری است، ملت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری پیش روی دارند».

همان گونه که می بینید، تهیه کنندگان سی دی یاد شده، بخش هایی از کلام رهبر معظم انقلاب را حذف کرده اند تا بتوانند از بخش تحریف شده، برای اثبات منظور خود استفاده کنند. توجه کنید آقا تأکید می کنند که «این هنوز آغاز راه است» و می فرمایند «ملت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری پیش روی دارند»و این همه در همان پاراگراف از بیانات ایشان آمده است.

اکنون باید گفت که آیا می توان تحریف سخنان رهبر معظم انقلاب را ـ که در همان سی دی از ایشان با عنوان «سید خراسانی» یاد شده است ـ اقدامی برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقیه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آیا نباید این اقدام و اقدامات مشابه دیگری از این دست را نشانه سوءنیت تهیه کنندگان و ترویج کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» تلقی کرد؟!

7 ـ اشاره کردیم که در 23 سال گذشته، از برخی شخصیت ها به عنوان «شعیب بن صالح» یاد شده بود، از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، سردار رحیم صفوی و... البته هیچ یک از کسانی که بر این باورها بودند مانند تهیه کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» برای اثبات نظر خود به تولید فیلم و توزیع گسترده آن در سطح کشور دست نزدند، بلکه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصی مطرح می کردند و بدیهی است که نمی توان انطباق دهی آنان را ناشی از سوءنیت دانست و اگر چنین بود و قصد و غرض خاصی را دنبال می کردند، به تهیه فیلم و آسمان ریسمان کردن های آنچنانی روی می آوردند.

و اما، به عنوان یک نمونه، فرض کنید آنهایی که آیت الله هاشمی را با توجه به مواضع آن دوران ایشان، شعیب بن صالح می دانستند برای اثبات نظر خود فیلم و سی دی تهیه کرده و در سطح گسترده ای پخش می کردند و باز هم فرض کنید ـ بر فرض محال ـ هیچ کس هم به آن اعتراض نمی کرد. و نتیجه آن که آیت الله هاشمی رفسنجانی در اذهان عمومی با عنوان شعیب بن صالح یعنی یکی از فرماندهان سپاه حضرت حجت ـ روحی له الفداء ـ تلقی می شد. خب! با این حساب می توانید حدس بزنید که در جریان فتنه 88 چه اتفاقی می افتاد؟! آیا کسانی که باور کرده بودند آقای رفسنجانی شعیب بن صالح است، نظر و دیدگاه ـ متأسفانه غیرقابل قبول ایشان ـ را نظر و دیدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقی نمی کردند؟!... بگذریم که... .

8 ـ با توجه به هویت تهیه کنندگان و توزیع کنندگان سی دی «ظهور نزدیک است» که شواهد و قرائن فراوانی از وابستگی آنها به «حلقه حاشیه ساز دولت» حکایت می کند و نیز، با توجه به نکته ای که در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده ای که حلقه یاد شده دارد، به نظر می رسد فیلم «ظهور نزدیک است» یک ترفند سیاسی است که با هدف تبلیغات انتخاباتی برای یک جریان انحرافی تهیه و در سطح گسترده ای توزیع شده است و تهیه کنندگان سی دی که از بی اعتمادی مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزیع گسترده آن ابتدا آقای دکتر احمدی نژاد را در اذهان عمومی همان «شعیب بن صالح» معرفی کنند و بعد در دوران انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و یا... با استناد به این که از افراد نزدیک به آقای احمدی نژاد و مورد وثوق و اطمینان ایشان هستند، لیست نامزدهای مورد قبول خود برای مجلس و یا نامزد ریاست جمهوری مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهای مورد تأیید حضرت بقیه الله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ جا بزنند!

خوشبختانه دیروز حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی، نماینده مجلس شورای اسلامی از مخالفت آقای دکتر احمدی نژاد با معرفی ایشان به عنوان شعیب بن صالح خبر دادند که از رئیس جمهور محترم جز این نیز انتظاری نمی رفت.

و سرانجام این که بر پایه آموزه های غیرقابل تردید و مستحکم اسلامی و به ویژه دستور صریح و مکتوب ـ توقیع شریف ـ حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، ورودیه آن حضرت در دوران غیبت کبری، ولی فقیه است و مردم ایران با لطف و عنایت خدای مهربان نشان داده اند که در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهای آن بزرگوار دارند و همه جا از او به یک اشاره بوده است و از مردم به سر دویدن، از این روی مدعیان دروغین ارتباط با امام زمان(عج)، را به هیچ نمی انگارند. مردم مسلمان ایران و امروزه، همه ملت های مسلمان نه فقط به فراست و دیانت بلکه به تجربه نیز دریافته اند که تنها در رکاب ولی فقیه از بد حادثه و ترفندهای شیطانی در امانند... .

من مسئول سوال پرسیدنم، نه مسئول پاسخ طرف!

ناگفته هایی از یک تجربه؛
من بارها از فرانسه و نقاط مثبت آنها هم گزارش دادم/ وقتی نمایندگان مجلس فرانسه به دلیل دیرکرد جریمه می شدند، گفتم مدل خوبی برای داخل است/ گزارش های ما به نیمه پر فرانسوی ها هم می پرداخت؛ کاری که خبرنگارهای آنها در ایران نمی کنند. خروجی کار آنها را ببینید تا دریابید چه کسی سیاه نمایی می کند.
اخراج کامران نجف زاده از فرانسه که در روزهای نخست امسال اتفاق افتاد، حرف و حدیث های زیادی را پیرامون خود به همراه داشت تا جایی که حتی برخی از خبرنگاران فرانسوی به این رفتار دولت سارکوزی واکنش نشان داده و آن را مخالف آنچه فرانسوی ها مدعی آن هستند، خواندند.

به گزارش «تابناک»، خبرنگار و مدیر دفتر صداوسیما در پاریس که به اتهام تهیه گزارش هایی که نظم عمومی فرانسه را بر هم ریخته! از فرانسه اخراج شد.

در همین باره، گفت وگویی با نخستین شماره هفته نامه پنجره در سال جدید انجام داده است:

اهم نکات مطرح در این گفت وگو یه شرح زیر است:

ـــ از انتقادها استقبال می کنم و مدتهاست چشم و گوشم را بر سخنانی که غرض ورزانه است، بسته ام.

ـــ دو سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری، قرار شد به این مأموریت بروم، ولی هر بار به دلایلی به تأخیر افتاد و ماجرا ربطی به انتخابات نداشت.

ـــ بر خلاف خبرنگار ما در ایتالیا ـ که به او برچسب هایی همچون قاچاق اسلحه زدند ـ در اتهام های من هیچ نقطه ای به جز تهیه گزارش هایی که دولت فرانسه نمی پسندید، دیده نمی شود.

ـــ برخی انتقاد می کنند، چرا از «لیونل مسی» این را پرسیدی که بگوید از فوتبال ایران شناخت زیادی ندارد یا مثلا درباره رییس جمهور و هاله نور چطور این سوال را پرسیدی و چرا او این گونه پاسخ داد، اما می خواهم بگویم که من مسئول پرسیدنم، نه مسئول پاسخی که طرف می دهد.

ـــ من بارها از فرانسه و نقاط مثبت آنها هم گزارش دادم. حتی از رییس جمهور در پاریس انتقاد کردم. وقتی رییس فدراسیون آنها با شکست تیم کنار کشید، گفتم قابل توجه برخی حضرات. وقتی نمایندگان مجلس فرانسه به دلیل دیرکرد جریمه می شدند، گفتم مدل خوبی برای داخل است. گزارش های ما به نیمه پر فرانسوی ها هم می پرداخت؛ کاری که خبرنگارهای آنها در ایران نمی کنند. خروجی کار آنها را ببینید تا دریابید چه کسی سیاه نمایی می کند.

ـــ به باورم، عده ای از مشاوران دولت فرانسه را منافقینی تشکیل می دهند که اطلاعات و تحلیل های آنها روابط 230 ساله را به اینجا کشانده است. دادگاه تجدید نظر من هم در شهر سرژی پونتواست که منطقه امن منافقین است.

ـــ سخت ترین روزهای حرفه ایم در پاریس بود اما تجربیات فوق العاده ای داشت، از نظر حرفه ای، بغداد و لیبی را برای کار ترجیح می دهم.

ـــ تمام تلاشم در این سال ها این بوده که پشتم به مردم گرم باشد. هرگز وارد مسایل اقتصادی و حاشیه ای نشدم.

ـــ یکی از آخرین گزارش هایم، قبرستان اسکلت ها بود. به عنوان توریست، بلیت خریدیم و وارد شدیم. نگهبان اهل هند و شیعه بود و مشهد هم آمده بود. نیم ساعتی حرف زدیم و رفیق شدیم و تصویر گرفتیم. کارهایم را این جوری پیش می بردم.

ـــ اگر موضع عزت داریم، باید خبرگزاری فرانسه در تهران تعطیل یا با مدیر آن همین برخورد شود. البته من به عنوان یک خبرنگار این برخورد را با یک همکار چه داخلی و چه خارجی نمی پسندم.

ـــ بر خلاف آن چه به نظر می رسد، هم اکنون در فضای رسانه ای غرب خیلی تک صدایی است. شده حکایت همان خانی که در حمام آواز می خواند و همه باید گوش می دادند. آنها نمی خواهند کسی صدای رسانه های ما را بشنود.

ـــ از این پس هم با همه توان کار می کنم. باید دنبال مطالبات مردم رفت. از همه خبرنگارهایی که در بیانیه 1800 نفر از خبرنگار واحد مرکزی خبر حمایت کردند ممنونم.

ـــ من از این پس هم خبرنگار واحد مرکزی خبر هستم و به امید خدا می خواهم مستندهایی تولید کنم که مردم دوست داشته باشند.

ـــ هم اکنون همه اسباب، کتاب ها و وسایل زندگی ام در فرانسه جا مانده است و... .