9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

خاطرات دو دانشجوی بسیجی از روزهای ناآرام تهران


خبرنامه دانشجویان ایران: (ف.ا) و (ع.ن) دو دانشجوی بسیجی هستند که به طور مستقیم از همان ساعات پس از انتخابات و از نزدیک با اغتشاش گران رویارویی داشته اند و حوادث ناگواری از این رویارویی بیان کرده که به گفته خودشان اندکی از هزارها بوده است.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، خاطرات این دو دانشجوی بسیجی که بخش دوم آن در ذیل می آید گزارش غم ها و غصه هایی است که تنها با عشق مرهم پذیر است و به آنها امید می دهد.

ادامه این گفت‌وگو به شرح زیر است:

خبرنامه دانشجویان ایران: اولین اعلام تجمع که گفته بودند یک تجمع اعتراضی و با سکوت است روز 25ام خرداد بود، شما چه خاطره هایی از آن روز دارید؟

-ببینید به نظر من آن روز از ساعات ابتدایی که تجمع شروع شد، خب مردم آمدند و اعتارض هم کردند، چون فکر می کردند تقلب شده! اما دشمن دید که دارد تجمع به پایان می رسد و نتوانسته هیچ نتیجه ای بگیرد لذا سعی کرد از این تجمع "خون و کشته" بگیرد این بود که به پادگان حمله کردند؛ روز 25 خرداد88 به پادگانی 117 تیر شلیک شد، اتفاقا آقای (م.ج.ش) از مسولان آموزشی حوزه مجروح شد به این شکل که گلوله از ران پایش وارد شده و در شکمش گیر کرده بود که آن مادر و دختری هم در مهد کودکِ روبروی حوزه ی ما بودند و شهید شدند.

خبرنامه دانشجویان ایران: ماجرای پل آزادی چه بود؟

-فکر می کردیم که آنجا امن و امان است برای همین یک گردان آنجا مستقر کردیم که ناگهان متوجه شدیم که از دو طرف به ما حمله کردند، همان موقع من را از داخل ماشین بیرون کشیدند و من در این درگیری حسابی کتک خوردم؛ البته شانس آوردیم که آقای (ک) توانست ماشین را با زیرکی از محل دور کند چون قصد داشتند ماشین را آتش بزنند.

خبرنامه دانشجویان ایران: با لباس بسیجی بودید؟

-بله؛ اگر لباس نداشتیم، بسیجی از غیر بسیجی قابل تشخیص نبود! خوب ببینید این اتفاقات و هزار اتفاق نگفته دیگر همین روز 25 خرداد اتفاق افتاد.

خبرنامه دانشجویان ایران: ماجرای فردی که رگ دستش را زدند چه بود؟

-روز 30 ام خرداد  یعنی فردای آن روزی که آقا در نماز جمعه صحبت کردند، همان روز بود که در ماجرای شلوغی من دیدم (م.خ) بی حال روی زمین افتاده، جلو آمدیم و متوجه شدیم که رگ دستش را بریدند، بلافاصله او را به بیمارستان بردیم ولی چون لباس بسیجی تن داشت بیمارستان ها، پذیرش نمی کردند.

خبرنامه دانشجویان ایران: کدام بیمارستان ها این کار را کردند؟

-اجازه بدید من اسم از این بیمارستان ها نبرم فقط اعلام کنم که در حالی مجروحین بسیجی پذیرش نمی شد که اگر یک اغتشاشگر به این بعضی از این بیمارستان ها منتقل می شد، بیشتر همکاری می کردند و ما این را بارها دیدیم.

روز بیست و پنجم بهمن بود که دو نفری با ماشین از ستار خان به سمت میدان توحید می رفتیم، اواسط راه بودیم که متوجه 4 نفر شدیم که جلوی ماشینها را می گرفتند و آنها را به سمت مخالف خیابان هدایت می کردند.

ما فکر کردیم که از بچه های بسیج اند به همین خاطر گفتم که ما با هم همکار هستیم و از بچه های بسیجیم! این را که گفتم آقای (ف.ا) را از پنجره ی ماشین بیرون کشیدند و من را هم که پشت فرمان بودم، بیرون آوردند و خلاصه حسابی از ما پذیرایی کردند؛ به کمر آقای (ف.ا) خیلی شدید ضربه وارد کردند یعنی با لگد به کمر و پهلوی ایشان می زدند! همان شب تا 5 صبح بیمارستان بقیه ا... بستری بودیم و برای ایشان پرونده تشکیل شد؛ خودم هم از ناحیه ی پا آسیب دیدم.

خبرنامه دانشجویان ایران: از این موارد چقدر برای شما اتفاق افتاده؟

-چی بگم! بیشترین این موارد یکی پل آزادی و دیگری بلوار کمالی بود.

هشت روز پس از انتخابات در سازمان برنامه جنوبی (شقایق) درگیری شد و با قسمت پهنای قمه به سر آقای (ف.ا) زدند که تنها شانسی که ما آوردیم همین بود که با تیزی قمه نزدند وگرنه سرش جدا شده بود. من آمدم قمه را از دستش گرفتم و دستبند پلاستیکی به دستش زدم و جالب اینجاست که این فرد آنقدر قدرت داشت که دستبند را پاره کرد.

یک بار دیگر هم بعد از ظهر بود که در خیابان شقایق اغتشاش گران یک کامیون خاک را گرفتند و خاکش را روی زمین خالی کردند در همان حین یک خانم چادری که مسن هم بود قصد داشت که از خیابان رد شود، که این بنده خدا را دوره کردند و با تیغ موکت بری چادرش را تکه تکه کردند.

در میدان کاج آقای (ن)مسئول حوزه ی عمار یاسر را به آتش کشیدند. ما حدودا 10 نفر بودیم که برای شناسایی رفته بودیم ایشان از بقیه عقب افتاد و از طریق موتورش مشخص شد بسیجی است.

من دیدم با گالن 20 لیتری، رویش بنزین ریختند و او را آتش زدند؛ خوشبختانه وی سریع خود را به جوی آب انداخت و آتش به بالا تنه اش نرسید. اما با اینکه اسلحه داشت حتی دلش نیامد به افرادی که با او این کار را کردند شلیک کند و فقط سه تیر هوایی زد تا آنها را متفرق کند و خودش را به حوزه رسانده بود.

البته وقتی که ما او را دیدیم، روی زمین افتاده بود، شلوارش به پایش چسبیده بود و گمان کردیم که از بین رفته اما متوجه نفس کشیدنش شدیم و او را به بیمارستان بردیم که البته طبق روال پیشین بیمارستانها همکاری نکردند و همین که لباس یا ریش یا تیپ حزب اللهی را می دیدند از همکاری سر باز می زدند و حتی اورژانس ها هم نمی پذیرفتند و این خیلی ناراحت کننده بود!

برای یکی از بچه های گردان 21الزهرا اتفاق ناگواری افتاد که هنوز هم حالت سابق را ندارد؛ طوری با آجر  به پشت سرش ضربه زدند که من به همکارم گفتم ببین خون زرد! میاد. که متوجه شدیم آب نخاعش است.

آن شب هم یمارستان ها همکاری نکردند! خدا به زن بچه اش خیلی رحم کرد.

باز هم اگر بخواهم برای شما از مظلومیت بسیجی ها بگویم این بود که ما جاهایی می دیدیم که بسیجی دلش نمی آمد که به آنهایی که به شدت به او حمله کرده بودند، شلیک کند.

بارها دیدیم که وقتی یک بسیجی دفاع می کرد، مثلا می دید مقابل یک زن است، او را رها می کرد. بعد همان خانم برمی گشت با سنگ بسیجی را می زد.

در شهرک غرب نزدیک میدان شهرداری من خودم دیدم خانمی از ماشین پیاده شد و این تکه های سیمانی را که اطراف خیابان بود به سمت بچه ها پرت می کرد. اکثر اینها منافقین بودند؛ ما گاهی اوقات می دیدیم که یک خانمی می آمد و چند نفر دورش جمع می شدند و آن خانم فقط یک سری دستوراتی می داد و می رفت.

یک خاطره جالب برای شما می گویم تا بدانید در این اغتشاشات با چه طور افرادی سروکار داشتیم؛ روزهای پس از انتخابات در خیابان حبیب اللهی دو نفری حضور داشتیم برای شناسایی. گاز اشک آور سمت اینها پرتاپ شد؛ نزدیک هفت یا هشت دختر و پسر بودند که دور آتش جمع شده بودند؛ حرف هایی که اینها به هم می زدند جالب بود.

می گفتند خدا را شکر که ما مستیم! و نمی فهمیم!

به نظر من اینها را جایی در خانه تیمی جمع می کردند و با مواد مخدر از خود بی خود می شدند.

شک نکنید آقای موسوی و کروبی با امثال رجبی در ارتباط بودند، چون اگر ارتباطی نبود هرگز افرادشان با هم قاطی نمی شد و هرگز رفتارشان با هم سازماندهی نمی شد.

خبرنامه دانشجویان ایران: مجموع برآیند و ارزیابی شما از نیروهای بسیج، از لحاظ حضور و... بعد از این اتفاقات چیست؟

-به حول و قوه ی الهی و به عنایت آقا امام زمان(عج) از روزی که اغتشاشات انجام شد تا الان هم نفرات بیشتر شده و هم در آموزش ها شور و حالی بوجود آمده است. نه تنها قوای بسیج رو به کاهش نرفت بلکه افزایش هم پیدا کرده و الان بسیجی ها با نیتی خالص‌تر حرکت می کنند، اگر قبلا اهداف متفاوتی داشتند اما الان اتحادی خاص دیده می شود.

بعضی غائله‌ها فقط به دست بسیج ختم می شد، بسیج با یک شلوار پارچه ای خاکی می رفت، می ایستاد که بسیج با امکاناتی خیلی کم وساده جلو می رفت.

حال و هوای امروز بسیج در میدان اغتشاشات، حکایت همان سلاحی است که رزمنده در جنگ در دستش می گرفت و می گفت جنگ جنگ تا پیروزی. حکایت، حکایت قدرت نمایی بسیج روی مردم عادی نیست بسیج برای چه دفاع کرد؟ از مردم دفاع کرد. برای این دفاع کرد که اغتشاش گران، مست می کردند و در خیابان می ریختند، به نمایشگاه های ماشین حمله می کردند، به اموال عمومی خسارت وارد می کردند و در بانک ها بمب می گذاشتند.

در بلوار فردوس می خواستند یک ماشین را آتش بزنند که پیرمردی در آن ماشین بود، اگر بسیجی ها نمی رفتند ماشینش را به آتش می کشیدند.

بسیج از مردم باید دفاع کند و یک مطلب هم خدمت شما بگویم یکی از اصول جنگ رجز است و قدرت نمایی برای ترساندن طرف مقابل است نه مردم. وقتی غائله تمام می شود باید در میادینی که صحنه اغتشاش بوده با ذکر صلوات و یا علی و الله اکبر به مردم اطمینان داد که غائله ختم به خیر شده است.

ای کاش این مطالب هر شب اغتشاشات ثبت و ضبط می شد و آخر شب با نیرو ها صحبت می شد چون هر لحظه اش صحبت دارد، حتی استرس آن بسیجی نیز صحبت دارد، حتی آن بسیجی که نمی داند از خیابان زنده بر می گردد یا شهید می شود، صحبت ها دارد. برای بسیجی نه منافع مالی و نه منافع  خاصی وجود دارد جز این عشقی که او دارد و این را هم می داند که از در این پایگاه بیرون آمد، شاید برنگردد و این خودش خیلی صحبت دارد؛ او می داند شاید رفتنش، برگشتی نباشد ولی می آید و تا آخرش هم می ایستد.

منافقی که روبروی بسیج ایستاده بود این جراًت بسیج را نداشت مگر اینکه از حالت خودشان بی خود می شدند مثلا  مواد مخدر یا مشروبات الکلی که باعث می شد به این ها یک روحیه خاصی بدهد، مصرف می کردند و بسیجی ها با ایمان خودشان مست خدا و اهل بیت می شدند  و می آمدند در خیابان دفاع می کردند.

یک نکته را هم خدمت شما عرض کنم اطلاعیه ای آمد که اغتشاش گران در حسن آباد نزدیک به شش هزار دست لباس استتار کوهستان خریدند و بین خودشان تقسیم کردند.

می خواستند اسم بسیج را خراب کنند و بهترین فرصت بود که وجهه بسیج را مخدوش کنند.

در سعادت آباد یکی از بسیجی ها را گروگان گرفته بودند که از او هیچ خبری نداشتیم تا بعد از دو روز از او خبردار شدیم؛ این بنده خدا را گرفته بودند و پس از ضرب و جرح زیاد در خیابان های اطراف رهایش کرده بودند.

بالاخره وضعیت ترسناک بود آن ها امکانات داشتند، معلوم نبود در خیابان سنگ از کجا بر سرت می خورد، این مطلب را مد نظر داشته باشید و همه جا هم بگویید که مردم جدا بودند و مردم کار خودشان را می کردند و از شورشی جدا بود جالب است که بگویم شورشی را از همه  جای ایران آورده بودند، یک نکته را بگویم جدای از مردم فریب خورده که الحمدلله ریزش پیدا کرد .

در اغتشاشات هفته های اول پس از انتخابات، اغتشاش گران میدان ونک را گرفته بودند و ما 50 موتور سوار را مامور کرده بودیم که مردم عادی را که بین اینها گیر افتاده بودند، نجات دهند و از معرکه بیرون بیاورند. و من با چشم خودم می دیدم که مردم دست این بسیجی ها را به خاطر این کارشان می بوسیدند.

منبع : رجانیوز

وال‌استریت‌ژورنال: آمریکا به موسوی و کروبی پناهندگی دهد!


مطرح شدن موضوع دادن پناهندگی به سران فتنه ایران، این واقعیت را آشکار کرده است که برای کاخ سفید اهمیت افرادی چون موسوی و کروبی که همراهی ویژه‌ای با سیاست‌های ضد ایرانی آمریکا داشته‌اند، بسیار بیشتر از متحدان دیروز آمریکاست. این در حالی‌ست که متحدان کاخ سفید در کشورهایشان منفور مردم‌اند.

به گزارش شبکه ایران، روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی ضمن اذعان به بی‌تاثیری تحریم‌ها بر مواضع جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایستادگی بر حقوق حقه ملت ایران، خواستار سرمایه‌گذاری هر چه بیشتر غرب بر اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران شد.

این نشریه آمریکایی که وابسته به یک نهاد اقتصادی سرمایه‌داری است که این روزها با اعتراضات گسترده مردمی مواجه شده است، خواستار آن شد تا غرب به رهبری آمریکا با ایجاد و تقویت تلویزیون‌های فارسی‌زبان و کمک به دور زدن فیلترینگ اینترنت در ایران، به جریان مخالف با نظام جمهوری اسلامی ایران کمک کند.

وال‌استریت ژورنال همچنین در پیشنهادی عجیب خواستار آن شد که غرب به فرار رهبران اپوزیسیون از ایران کمک کرده و از دولت آمریکا خواست تا به آنان پناهندگی دهد!

گفتنی است غرب مدت‌هاست که به پایگاهی برای گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران از جمله برخی گروه‌های تروریستی شده است.

به عقیده کارشناسان در حالی که آمریکا در وضعیت فعلی فضای بین الملل حاضر نشد به متحدان دیرین خود چون حسنی مبارک و بن علی پناهندگی دهد، مطرح شدن موضوع پناهندگی دادن به سران فتنه ایران، واقعیت قابل تاملی را آشکار کرده است.

این موضوع یک واقعیت را آشکار می‌کند که برای کاخ سفید اهمیت افرادی چون موسوی و کروبی که همراهی ویژه‌ای با سیاست‌های ضد ایرانی آمریکا داشته‌اند، بسیار بیشتر از متحدان دیروز آمریکاست. این در حالی‌ست که متحدان کاخ سفید در کشورهایشان منفور مردم‌اند
 

منبع : رجانیوز

12 سناریوی جریان‌خاص برای‌بداخلاقی‌سیاسی‌در آستانه‌اجلاس‌خبرگان


اعلام قطعی کاندیداتوری آیت‌الله مهدوی‌کنی برای ریاست خبرگان و اجماع قریب به اتفاق اعضا بر وی، یک جریان خاص را به تکاپو انداخته تا با دست زدن به برخی بداخلاقی‌های سیاسی از این اتفاق جلوگیری و آقای هاشمی رفسنجانی را در رأس این مجلس ابقا کند.

به گزارش رجانیوز، اما در حالی که اغلب متعلقین به جریان فتنه با طمع نسبت به موضع‌گیری‌های آقای هاشمی تمایل دارند که وی بار دیگر در رأس خبرگان قرار بگیرد تا اثبات شود که بر خلاف افرادی که آن‌ها را "تندروها" می‌خوانند، هاشمی و مواضعش مورد تأیید خبرگان ملت است و از سوی دیگر وی کماکان می‌تواند در حاکمیت نقش یک اهرم فشار به نفع آنان را ایفا کند، سایت معروف به وکیل مدافع خاندان آقای هاشمی با فرار به جلو مدعی شد که کنار رفتن آقای هاشمی، خواست مشترک اپوزیسیون و افراطیون حامی دولت است.

در عین حال، اگرچه مرجع ضمیر سخنان هفته گذشته آقای هاشمی مبنی بر اینکه هیچ تمایلی به ریاست ندارد و برخی از رسانه‌ها می‌خواهند این موضوع را القا کنند، با خبر سایت وکیل مدافع روشن شده است اما برخی اخبار دیگر نیز حاکی است ماجرای با دست رد کردن و با پا پس کشیدن بر اساس یک سناریو با مصوبات دوازده‌گانه طراحی شده است.

برخی عناصر وابسته به جریان‌های سیاسی سنتی و تکنوکرات‌های دوره موسوم به سازندگی با راه اندازی یک اتاق فکر به اتخاذ تصمیماتی برای تأثیرگذاری در جلوگیری از شکل گیری تغییر در حوزه ریاست مجلس خبرگان مبادرت کرده‌اند.

مهم‌ترین مصوبات این جلسه به شرح زیر است:

1- تلاش برای بازگشت مهدی هاشمی به کشور و بررسی مدیریت شده پرونده وی و انتساب این اقدام (اصطلاحاً عدالت طلبانه) به پدرش؛

چند تن از افراد اتاق فکر با این تحلیل که از جمله دلایل اعتراض نمایندگان خبرگان به ریاست آن، اقدامات سوء مهدی هاشمی است، اظهار عقید کرده‌اند که اگر بتوان مهدی هاشمی را به طور مدیریت شده به کشور بازگرداند و فواید این اقدام را به نفع پدرش مصادره کرد، آنگاه می توان به شبهه جدی که افکار عمومی و خبرگان وجود دارد، پاسخ داد.

آنان معتقد بودند که این اقدام هیچ هزینه ای برای خانواده مهدی هاشمی نخواهد داشت چرا که به زعم اعضای اتاق فکر مذکور تفکری در بخش هایی از نظام وجود دارد که به دنبال حل بی سر و صدای موضوع مهدی هاشمی است تا پای دیگر مسئولین به میان نیامده و آن مجموعه را با چالش روبرو نکند؛ حتی در جلسه مذکور ادعا شده که سناریویی توسط برخی افراد برای بازگشت مهدی هاشمی به صورت زیر پی گیری می شود:

- صدور حکم قضایی دستگیری مهدی هاشمی و ابلاغ حکم به نیروی انتظامی به عنوان ضابط پرونده
- ممانعت از دسترسی نهادهای مسئول و پیگیر پرونده با نفوذ و تغییر در روند انتقال متهم از فرودگاه تا تحویل وی به دستگاه قضایی
- بازداشت تشریفاتی کوتاه مدت مهدی هاشمی
- ارجاع پرونده به یکی از مجتمع های دادگستری و ممانعت از ورود دادگاه انقلاب در این زمینه
- تلاش برای تعیین بازپرس های خاص برای رسیدگی به پرونده
- ممانعت از مطرح شدن سایر اتهامات (سیاسی، مالی و... ) و بسنده نمودن به چند پرونده موجود در دادگستری
- صدور حکم سبک که برای همیشه به موضوع خاتمه دهد.

2- ایجاد تردید در مورد حضور آیت‌الله مهدوی‌کنی با طرح شایعاتی نظیر اعلام انصراف آنها از کاندیداتوری در رسانه ها.

3- پیگیری خط تخریبی در مورد آیت‌الله مهدوی به منظور وادار کردن او به کناره‌گیری در شبکه های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک، توئیتر و...

4- انتشار وسیع شایعاتی در فضای عمومی جامعه مبنی بر حمایت مسئولین عالی نظام از ریاست فعلی.

5- پیگیری و پر رنگ کردن هر چه بیشتر اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت در مورد آنچه که به زعم وی "فتنه مهدویت" و "اسلام ایرانی" خوانده می شود.

6- برنامه ریزی برای تکثیر و ارسال فیلم اعتراض به فائزه هاشمی برای نمایندگان محترم مجلس خبرگان و انحراف افکار عمومی از سایر اقدامات وی نظیر شرکت در تجمع‌ها و اغتشاش‌های غیرقانونی 25 بهمن.

7- پررنگ کردن لزوم وحدت در جامعه به‌ویژه نخبگان سیاسی به‌منظور تأثیرگذاری بر احزاب و گروه های سیاسی.

8- توجیه و تبیین ضرورت حضور آقای هاشمی در انتخابات هیأت رئیسه مجلس خبرگان با دلایلی مانند "عمل به تکلیف شرعی" و این که "تنها با حضور وی در این پست انقلاب اسلامی حفظ خواهد شد."

9- برنامه ریزی برای اعلام نظر و طرح برخی مواضع به ظاهر تند علیه جریان فتنه از سوی آقای هاشمی، به منظور زدودن آثار منفی مواضع و سکوت قبلی او در بین اعضای مجلس خبرگان.

10- برنامه ریزی برای تنظیم محتوای مناسب سخنرانی پیش از آغاز دستور اجلاسیه نهم خبرگان به منظور تاثیرگذاری در نمایندگان محترم خبرگان.

11- اعزام عناصر موجه به قم به منظور رایزنی با مراجع معظم تقلید و علما و جلب حمایت آنان از آقای هاشمی.

12- پیگیری و پر رنگ کردن خط مظلوم نمایی و متهم کردن برخی از ارگان‌ها به پیگیری مغرضانه امور در مورد اعضای خانواده آقای هاشمی.


منبع : رجانیوز

پدر انقلاب لیبی با چفیه فلسطین+عکس

به گزارش قدسنا به نقل از شبکه تلویزیونی "العربیه"، "فتحی تربل" وکیلی که انقلاب اخیر لیبی را برپا و زلزله ای ناگهانی و شدید را در این کشور ایجاد کرد همیشه از چفیه ( نماد و سمبل حمایت از فلسطین) استفاده می کند.

     

تربل در سخنانی در مصاحبه با این شبکه تلویزیونی گفت: من قصد ندارم بعد از انقلاب لیبی سمت رسمی را بر عهده بگیرم بلکه همه تلاش من خدمت به مردم لیبی به عنوان یک وکیل است.

تربل که رسانه ها وی را " بوعزیزی لیبی " و عامل جرقه انقلاب لیبی می دانند سه سال قبل به دست نیروهای امنیتی این کشور بازداشت شد.

منبع : جهان نیوز

گزارش شبکه خبری راشاتودی از بهشت زهرا:

قدرت مزار شهیدان ایرانی قدرتمندتر از توان هسته‌ای
شبکه خبری راشاتودی در گزارشی از بهشت زهرا تهران نوشت:آرامگاه‌های شهیدان یک بُعد قدرت ایرانی‌ها حتی بیشتر از قدرت هسته‌ای هستند.این معما بیگانگان را گیج کرده که همه منتظرند حمله علیه ایران آغاز شود؛ اما مردم ایران خیلی آرام هستند.

به گزارش مشرق، شبکه خبری راشاتودی طی گزارشی از بهشت زهرای تهران عنوان کرد که آرامگاه‌های شهیدان یک بُعد قدرت ایرانی‌ها حتی بیشتر از قدرت هسته‌ای هستند و بسیاری از مردم هنگام زیارت آرامگاه‌ها از خداوند می‌خواهند که آنها هم در راه خدا شهید شوند. آنها دعا می‌کنند و خیرات می‌کنند. مردم حضور خدا را بر مزار آنها احساس می‌کنند و احساس ویژه با دوستان خود دارند.

 

تشابه بهشت زهرا با میدان تایمز نیویورک

خبرنگار راشاتودی با حضور در بهشت زهرا گزارش داد : مردم از هر قشری اینجا حضور دارند. وفاداران دولت و مخالفان، زنان چادری و زنانی که روسری نازکی بر روی سر خود انداخته‌اند . دانشمندان، دانشجویان، کارگران، خانواده‌ها، مجردها، بچه ها و افراد مسن. مردم با خود خوردنی می آورند و بعضی با خود فلاسک و کتری دارند. آنها چای شیرین و قهوه، لوبیا، اسفناج، نبات، کیک، سیب و حتی خیار با خود می‌آورند و خیرات می‌کنند. نمی‌توانید خوردنی‌ها را رد کنید. این یک تشریفات مذهبی برای بیان احترام به شهیدان و قهرمانانی است که در جنگ کشته شده‌اند یا به وسیله گازهای شیمیایی صدام، تسلیحات شیمیایی آمریکا یا بمب‌های تروریستی منفجر شده در مساجد یا پارلمان کشته شده‌اند.
خبرنگار راشاتودی ادامه می دهد: یک زن تنها کنار یک قبر نشسته است. با صدای بلند گریه می‌کرد، مثل اینکه یکی از عزیزانش را تازه دفن کرده‌اند. اما قبری که او بر روی آن نشسته بود مال 30 سال پیش بود. لباس‌هایش آن چیزی نیستند که به طور معمول زنان مذهبی می‌پوشند. او برای یک شهید گریه می‌کرد. این تشریفات یک بخش ویژه از اعتقاد آنها است. 
 

خبرنگار راشاتودی به سراغ محمد حسین 30 ساله که در رشته مدیریت درس می‌خواند می رود.
او می گوید: من سعی می‌کنم هر ماه به اینجا بیایم. هیچ یک از خویشاوندان یا عزیزان من در این محل دفن نیستند. من یک ساله بودم که جنگ شروع شد. والدین من شهیدان را دوست دارند؛ اما من نمی‌توانم بگویم که این عشق چگونه از یک نسل به نسلی دیگر منتقل می‌شود. شهیدان به خوبی مسیر خود را انتخاب کردند. هر کسی می‌تواند این مسیر را انتخاب کند بدون توجه به سنش.

محمد حسین توضیح می‌دهد: ما شهیدان را انسان‌های کاملی می‌دانیم که قبل از هر چیز دیگری خدا را شناخته‌اند. ما معتقدیم شهیدان منبع قدرت ما هستند. به خاطر همین است که بسیاری از مردم به اینجا می‌آیند. شهیدان اراده مردم را قوی می‌کنند این اعتقاد الهام گرفته از شهیدان است که ما می‌توانیم حتی قویتر از جنگ گذشته نشان دهیم. او می‌گوید که یک شهید کسی است که در دفاع از کشورش و ایمان خود بمیرد و کشته شود و این با خودکشی انتحاری تفاوت دارد.

 

چرا ایرانی‌ها از آمریکا نمی‌ترسند؟

محمد در پاسخ به این سوال خبرنگار راشاتودی که چرا ایرانی‌ها از آمریکا نمی‌ترسند؟ گفت: اگر آمریکایی‌ها می‌توانستند، تا حالا به ما حمله کرده بودند. آنها دیگر شانسی ندارند. آنها سعی کردند به ایران حمله کنند؛ اما من شک دارم آنها توانایی آن را دوباره داشته باشند. آنها تسلیحات شیمیایی خود را در دهه 1980 بر روی مردم ما آزمایش کردند. مثل بارش برف بر سر مردم می‌ریخت. هر کس در میان بمباران گرفتار می‌شد کشته می‌شد. آمریکائی‌ها سه تا از رزم‌ناوهای ما را منهدم کردند. آنها به یک هواپیمای مسافربری در مسیر بندرعباس به دوبی شلیک کردند و 400 مسافر را کشتند.


آرامش جالب مردم ایران
خبرنگار راشاتودی گزارش خود را اینگونه ادامه می دهد: سعید شاهلویی مقدم وقتی که به جنگ رفت 15 ساله بود. او اکنون سردبیر مجله سیاسی بسیج است. 
مقدم می‌گوید: ما به شهیدانمان اعتقاد داریم. زندگی ما با آنها در هم تنیده است. ما بدون آنها هیچ چیز نیستیم. آنها راه ما را تعیین می‌کنند.
ما به دیدار خانواده شهیدان می‌رویم. در طول عید نوروز، بسیاری از ما از رزمندگان دیدار می‌کنیم. فقط هم کیشان ما درک می‌کنند که چرا ما آنقدر مجذوب همرزمانمان هستیم. آنجا در خط مقدم، شما می‌توانید بوی خدا را احساس کنید. دوست من شهید شد و من احساس می‌کنم که او اکنون برادر من است. این یک حس روحانی است. او بدون شک به من نگاه می‌کند.
شما می‌بینید ما همراهانمان را از دست دادیم. وقتی که ما بر مزار آنها می‌رویم و مکان‌هایی که جنگیدیم می رویم احساس خوبی به ما دست می‌دهد. ما از الگویمان امام حسین (ع) پیروی می‌کنیم.
حسین (ع) نوه بزرگ حضرت محمد است که در قرن 7 زندگی می‌کرد. این معما بیگانگان را گیج می‌کند، همه جهان منتظرند که حمله هوایی علیه ایران آغاز شود؛ اما مردم ایران خیلی آرام هستند.

مقدم می‌گوید: مردم ما برای قربانی کردن خودشان در راه اسلام آماده‌اند و آمریکائی‌ها این را می‌دانند. جنگ 8 ساله با عراق که از هر سو حمایت می‌شد ثابت کرد که ایران ساقط شدنی نیست. در همان زمان مزدوران شاه و بیگانگان با ایران جنگیدند. اگر دشمنان ما بر ما فشار بیاورند، ما صحنه را ترک نمی‌کنیم. این است ماهیت آنچه که امام حسین به ما آموخت. 
آقای سلیمانی هم‌قطار مقدم در جنگ، به بحث ما اضافه شد. او نیز به مانند مقدم نمی‌گذارد ازش عکس بگیریم. و حتی از گفتن کامل اسمش هم خودداری کرد.
ما رزمندگان همیشه با هم در تماس هستیم. آیا شما می‌دانید که در میان شهیدان ما بعضی ها یهودی و ارمنی هستند؟ بعضی از شهیدان ما سنی هستند. همه آنها برادران ما هستند، زنده یا مرده. داوطلب بودن در تفکر ما ریشه دارد.

 

در آرامگاه فهمیده
آرامگاه شهید 13 ساله، فهمیده، یک محل تجمع برای افراد است. سنگ قبر او با گل پوشیده شده است. مادر فهمیده در یک خانه کوچک زندگی می‌کرد. این پسر بچه در همین جنگ اخیر داوطلبانه به جنگ رفت. زمانی گردانش زیر گلوله و خمپاره بود او به کمر خودش نارنجک بست و پرید زیر یک تانک دشمن.

مردم از یک قبر به قبر دیگر می‌روند و فاتحه می‌خوانند و دست‌هایشان را بر روی سنگ قبر می‌گذارند. بعضی مردم قرآن خوانان را دعوت می‌کنند و در کنار قبر زیلو می‌اندازند.

فاطمه اردستانی قبر شوهرش و پسرش ملاقات می‌کند. شوهرش قبل از اینکه به جنگ برود یک راننده اتوبوس بود. او برای خدمت در سپاه پاسداران ثبت نام کرد و وقتی که در سال 1980 کشته شد پسر بزرگش هم داوطلبانه به عضویت سپاه در آمد.
فاطمه به خبرنگار راشاتودی می گوید: پدرش را برای من بدون دست و پا آوردند؛ پسرم به مدت 2 سال هر شب از شهر پاسداری می‌کرد. او در تابستان دوره آموزش نظامی دید و برای خدمت در استان کردستان در مرز عراق اعزام شد. گردان او گردان محمد رسول الله بود. یک خمپاره به سنگر آنها برخورد کرد و وقتی که او را برای من آوردند بدنش پر از ترکش بود و صورتش سوخته بود. او 15 ساله بود و دو سال بعد از پدرش شهید شد. در این لحظات صدای فاطمه می‌لرزید و درحالیکه مردم در اطراف ما ایستاده بودند او چشم‌هایش را پوشیده بود تا اشک‌هایش را پنهان کند.
دوست فاطمه زینب هم با او به مزارش آمده بود.


زینب و شوهرش اهل اصفهان هستند. وقتی که در اوایل انقلاب به تهران آمدند شوهرش فرمانده کمیته محلی انقلابی بود. آنها جایی برای ماندن نداشتند. شوهرم آنها را در خیابان دیده بود و آنها را به خانه آورد. ما از آن زمان با هم دوست هستیم. زینب و شوهرش از اصفهان به اینجا می‌آیند تا فقط به همراه من به آرامگاه بیاییم. شوهرش هم اینجاست. او سه سال در جنگ بوده است. او الان به اینجا می‌آید که دوستانش را زیارت کند.
آرامگاه شاعر ایرانی محمد رضا آغاسی هم نزدیک است و مردم در این مکان هم جمع می‌شوند. 
آرامگاه شهید شیخ سید پلارک خیلی‌ها را مجذوب می‌کند: آنجا دو صف جداگانه است یکی برای مردان و یکی برای زنان. آرامگاه همیشه معطر است. این آیین در اعتقاد مسیحیان هم وجود دارد. مردم به آرامگاه‌ها می‌آیند و دعا و فاتحه می‌خوانند.
مجید اسدی‌راد به خبرنگار راشاتودی می‌گوید: او یک داوطلب بود، یک بی سیم چی. آنهایی که می‌خواهند روح خود را کامل کنند به اینجا می‌آیند و از شهید طلب می‌کنند که دادخواه آنها نزد خداوند باشد. این اولین باری است که قبر او را می‌بینم اما چیزهای زیادی درباره او خوانده‌ام. این فقط یکی از شهیدان ماست که از قبرش چنین عطر و بویی ساطع می‌شود.
مجید می‌گوید: شما باید بفهمید که شهیدان زنده‌اند حتی بعد از مرگشان. مردم بدون آنها هیچ قدرتی ندارند. اما آنها به مردم ما قدرت الهی می‌بخشند.

منبع : مشرق نیوز