9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

نظر صریح شهید مطهری درباره آثار شریعتی+ عکس دستخط شهید مطهری

شهید مطهری: اغلب آثار شریعتی از نظری هنری اعلی، از نظر علمی متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است

گروه تاریخ رجانیوز: آنچه در زیر می آید و بی نیاز از هر توضیحی است، تصویر دستخط استاد شهید آیت الله مطهری است که در حاشیه یکی از صفحات کتاب اسلام شناسی شریعتی نوشته شده است و نظر صریح شهید مطهری را نسبت به افکار و آثار شریعتی نشان می دهد. این سند، دلیل روشنی است بر آنکه صحبت های دهه چهل شهید مطهری راجع به شریعتی را (درحالیکه شریعتی هنوز به حسینیه ارشاد نیامده بود و افکارش را به تمامه عرضه ننموده بود) نباید با نظرات بعدی و آخری شهید مطهری (که نظر اصلی ایشان محسوب می شود و این نوشته نمونه ای از همان نظرات اصلی است) اشتباه گرفت:

دستخط شهید مطهری در نقد شریعتی

دستخط شهید مطهری در نقد شریعتی

[متن دستخط شهید مطهری: این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است.]

(منبع تصویر: کتاب شهید مطهری و روشنفکران، انتشارات صدرا، چاپ نهم، صفحه 34)
 

کد خبر:85420 - تاریخ

اینجا آلونک «ننه علی» است +عکس


اینجا پُست و پارتی و پول، واژه هایی غریب و بی مصرف و از سکه افتاده است. ایتجا آلونک « ننه علی» دروازه بهشت و سرپُل جاودانگی است.
شهید قربانعلی رخشانی مهماندوست که در دوران ستم شاهی در هواپیمایی کشوری مشغول به خدمت بود، در حین حمل و پخش اعلامیه های امام خمینی(ره) در شهر اهواز شناسایی و توسط ساواک دستگیر و پس از تحمل شکنجه های بسیار به شهادت رسید و در قبرستان اهواز دفن شد.

به گزارش فارس، این مادر بزرگوار پس از با خبر شدن از شهادت فرزندش عازم اهواز می شود و به مدت یک سال در کنار مزار تنها فرزند پسرش بیتوته می کند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به اطلاع امام خمینی(ره) می رسانند که در اهواز مادری به مدت یکسال در کنار مزار فرزند در حال زندگی است در حالی که این مادر ساکن تهران است.
به دستور امام(ره) پیکر این شهید به تهران منتقل می‌شود و این مادر شهید از سال1357 تا 1378 در بهشت زهرا(س) بر روی مزار فرزندش خانه ای بنا و شبانه روز در آنجا زندگی می‌کند.
ننه علی در حال حاضر به‌دلیل بیماری در منزل دخترش زندگی می کند و در اثر بیماری آلزایمر قدرت تکلم خود را از دست داده است.
 مطلب زیر را «سیاوش امیری» یکی از بینندگان خبرگزاری فارس درباره زندگی مادر این شهید نوشته و برای آن خبرگزاری فرستاده که منتشر شده است:

اینجا گوشه ای از قطعه 24 شهدای گلزار بهشت زهرا (س) در شهر 424 هکتاری خیل لب فروبستگان تهران است. اینجا مامن « ننه علی » (مادر شهید قربانعلی درخشانی مهماندوست) است که بیش از بیست و نه سال قدمت دارد. خیلی قدیمی نیست، اما بدون شک یکی از اماکن تاریخی فراموش شده نسلی است که دو جنگ (داخلی و خارجی ) را یا دیده و در آن حضور داشته یا اینکه برایش روایت کرده اند.

اینجا خانه و زندگی « ننه علی » با همه سادگی اش، قد برافراشته و خودنمایی می کند.

اینجا کاخی است که ستون هایش با ایثار استوار شده، هر چند مصالح ظاهری اش چوب و حلب و تسمه است.

اینجا قرارگاه عشق و دلدادگی، سرسرای عاشق و معشوق و پناهگاه طالب و مطلوب است.
اینجا پایگاه ایمان و قرب الی الله است، اینجا معبد فرشتگان الهی است که صف در صف به طواف « ننه علی » و قلب چون آیینه اش مامورند.

اینجا دِیری است که خدا در آن تجلی دارد و صومعه دارش پیرزنی 90 - 80 ساله است و بر خلاف تصور دور افتادگان وادی هجران ؛ حافظه ای شگفت انگیز دارد و در عین بیسوادی، کتاب خدا را از حفظ است.

اینجا کعبه دلدادگان محضر عشق است. اینجا خانه « ننه علی » است.... اینجا مراد می دهد اگر بطلبی و شفا می بخشد اگر التماس دعا داشته باشی.

اینجا زیارتگاه دلسوختگانی است که تحفه شان بارانی از اشک است و کالای شان، دلی شکسته که به رایگان می بخشند.

اینجا قطعه ای از خاک است که با ملکوت پیوند خورده، مسافرانش ملایکه و مراجعانش خون دل خوردگانی هستند که شب شکنی کرده اند و روز را و آفتاب را انتظار می کشند.
اینجا ستاد حفاظت از حاکمیت ملی و اقتدار نظام است. اینجا مرکز ثقل وفاداری و خدمت به مردم است؛ بی تظاهر و نیرنگ، مردم فریبی و تزویر.

اینجا خدایگان ریز و درشت به زانو در می آیند، می شکنند و فرو می ریزند.

اینجا بیت الله است. اینجا دعا مستجاب می شود و حاجت روا. اینجا دریا - دریا صفا موج می زند و دشت اندر دشت مخمل سبز و زیبای محبت و مهرورزی گسترده است، طاقه - طاقه تا امتداد بی نهایت مهربانی و رحمت.

ایتجا گلزار کرامت است، گلستان معرفت.اینجا سبد - سبد برکت موجود است و زنبیل - زنبیل سخاوت بی منّت. اینجا کولاک عاطفه است و قربانگاه هوی و هوس ها و تمنا های خاکی پَست و پَلَشت.
اینجا پُست و پارتی و پول، واژه هایی غریب و بی مصرف و از سکه افتاده است. ایتجا آلونک « ننه علی » دروازه بهشت و سرپُل جاودانگی است.

اینجا بهانه ها رنگ باخته و پوچ وبی معنی است. اینجا دیار دلباختگان حق و حقیقت است و مملکت آرزومندان شهد شهادت.

اینجا خدا - خدایی می کند و فرشتگان پر و بال می شویند در زمزم جاری کوثر. اینجا نشانگاه آدمیت و خلوتگاه بشریت و دانشگاه انسانیت محض است.

اینجا خاک خداست، پر از بوی عطر یاس فاطمه (س) و خط خون پاک حسین (ع). اینجا منزلگاه غروب عاشورای زینب (س) است و خیمه گاه تجلی آزادگی.

اینجا خودِ خودِ « عرش الهی » است، گسترده و بی انتها. اینجا آلونک « ننه علی » است ! 

+ تصاویر شهدا بر فراز و دیوارهای خیابان‌های منامه؛

+ تصاویر شهدا بر فراز و دیوارهای خیابان‌های منامه؛
خون‌هایشان بر گردن‌های ما/تصاویر هفت‌جوان محکوم به‌اعدام و حبس‌ابد

فشارها و جو اعمال رعب و وحشت از سوی رژیم آل‌خلیفه و عوامل امنیتی رژیم سعودی در بحرین همچنان ادامه دارد و رژیم حمد بن خلیفه با بازداشت عوامل فعال در قیام مردمی و برگزاری دادگاه‌های فرمایشی و صدور احکام سنگین قصد دارد، از تکرار این رخداد جلوگیری کند.

به گزارش رجانیوز، دادگاه نظامی در بحرین برای چهار نفر از جوانان انقلابی حکم اعدام و برای سه نفر حکم حبس ابد صادر کرده است. این در حالی است که 400 نفر دیگر نیز منتظر احکام مشابه هستند.

تاکنون بیش از 30 نفر نیز در زیر شکنجه و یا در جریان قیام مردمی از سوی نیروهای امنیتی به شهادت رسیده‌اند و در عین حال، از سرنوشت ده‌ها نفر از انقلابیون نیز خبری در دست نیست.

روز دوشنبه یک منبع نزدیک به جمعیت اسلامی وفاق ملی بحرین اعلام کرد که مقامات رژیم آل خلیفه "مطر ابراهیم مطر"، و "جواد فیروز" دو نماینده مستعفی پارلمان بحرین از جمعیت شیعی الوفاق را بازداشت کرده‌اند. با این حال،‌ امروز اعلام شد که "جواد فیروز"‌ بر اثر شکنجه به شهادت رسید.

اما علی‌رغم فشارها و جو اختناق موجود در منامه، شیعیان مظلوم، تصاویر شهیدان خود را بر در و دیوار و بر فراز خیابان‌ها نصب کرده‌اند.

رژیم بحرین همچنین پرونده 47 پزشک و پرستار را به اتهام تلاش برای تغییر نظام این کشور به دادگاه های نظامی ارجاع داد.

صدیق ابوالحسن گزارشگر شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی عربی گفت زمانی که کادر پزشکی برای مجروحان در تظاهرات در بحرین تلاش می کردند، هیچ یک از آنها فکر نمی کرد دشمن امنیت عمومی معرفی شود و رژیم بحرین به اندازه ای آنان را خطرناک بداند که در دادگاه های نظامی محاکمه شوند.

24 پزشک و بیست و سه پرستار از بیمارستان سلمان بزرگ‌ترین بیمارستان بحرین به بازداشتگاه ها منتقل شدند.

وزارتخانه های دادگستری و بهداشت بحرین با صدور بیانیه ای مشترکی این افراد را به داشتن سلاح‌های بدون مجوز، عمل نکردن به وظیفه‌شان، نگهداشتن غیرقانونی افراد، جلوگیری از اجرای قانون و تلاش برای اشغال یک مکان عمومی به زور متهم کرد. تبلیغ تغییر نظام سیاسی با ابزارهای نامشروع، تبلیغ طایفه گرایی، انتشار اخبار دروغ و شایعه و شرکت در تظاهرات غیرقانونی از جمله دیگر اتهامات این افراد است.

رژیم بحرین حتی این افراد را متهم کرد با وارد آوردن جراحت های اضافی به مجروحان تلاش کردند شمار قربانیان برخورد نیروهای امنیتی را افزایش دهند.

اما انقلابیون می گویند تنها اتهام این افراد، عمل کردن به وظیفه حرفه‌ای‌شان در مورد درمان صدها نفر از مجروحان در تظاهرات کسانی است که خواهان دموکراسی و تغییر سیاسی بودند.

سازمان دیده بان حقوق بشر از وجود مدارک قطعی درباره حملات برنامه ریزی شده علیه کارکنان بخش پزشکی و امدادرسانی خبر داد.

کد خبر:87760 -

متن کامل سخنرانی امروز آیت‌الله مصباح یزدی:

متن کامل سخنرانی امروز آیت‌الله مصباح یزدی:
اگر مطهری زنده بود در مقابل جریان انحرافی می ایستاد/ مطرح کردن ایران در برابر اسلام خیانتی بزرگ است

رجانیوز- "آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی" از اساتید حوزه علمیه قم و مدیر موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) صبح امروز در همایش تجلیل از مربیان و اساتید حوزه آموزش سپاه پاسداران که به مناسبت 12 اردیبهشت سالروز شهادت شهید مطهری در محل نمایندگی ولی فقیه در سپاه برگزار شد، به سخنرانی پرداختند. آیت‌الله مصباح در سخنان خود با اشاره به برخی جریانات انحرافی در عرصه سیاسی کشور که به دنبال ارائه یک تلقی نادرست از ولایت فقیه هستند، مقابله با اینگونه انحرافات را منش و روش شهید مطهری عنوان کردند و همراهی با این جریان را خیانت بزرگ در حق انقلاب، امام و شهدا نامیدند.متن کامل سخنان آیت‌الله مصباح یزدی در این مراسم به این شرح است:


پیش از انقلاب در ادبیات کشور عناوینی وجود داشت که درون مایه تبیین این دیدگاه بود که می‌گفت عرصه سیاسی و عرصه دینی از هم جداست؛ یعنی دین باید از سیاست مستقل باشد. در آن زمان اینگونه تبلیغ کرده بودند که اگر یک روحانی سیاسی بود و فعالیت سیاسی داشت، حتما در زمینه اجتماعی مقبولیت ندارد و یا مقبولیتش در حد بسیار اندکی است. در واقع فعالیت سیاسی برای علمای دینی باعث می‌شد تا از ارزش اجتماعی آنان کاسته شود. الحمدالله پس از انقلاب اسلامی و حضور اندیشمندانی مانند شهید استاد مطهری، این اندیشه رایج در آن زمان تغییر کرد و هم اکنون همه علما و بزرگان و حتی اکثریت مردم ما بر این باور هستند که سیاست از دیانت جدا نیست و این دو مقوله باهم و در کنار هم هستند. البته به هر حال اندکی از رسوبات آن تفکر منحرف سابق که قائل به تفکیک دین از سیاست بود هنوز باقی مانده است و برخی مواقع مسائلی را مطرح می‌کند.

اصولگرایی یک مفهوم دینی است، نه سیاسی

مثلا همین کلمه اصولگرا که هم اکنون در ادبیات سیاسی کشور ما رایج است. باید دید منظور از این اصولگرا، یک مفهوم دینی است یا یک مفهوم سیاسی؟ متاسفانه دیده می‌شود که برخی منصوبین به اصولگرایی طعنه می‌زنند که اصولگرایی یعنی یک شعار سیاسی و این مفهوم را داری مبنایی سیاسی می‌دانند؛ مانند شعار یک حزب. این ادعا درحالی مطرح می‌شود که اساسا خاصیت ادبیات سیاسی، تغییر در مرور زمان است اما مفاهیم دینی اینگونه نیستند. نباید با اندیشه‌هایی که از معارف دینی و الهی استخراج شده‌اند، همانگونه که با شعارهای سیاسی برخورد می‌شود، رفتار کرد. با مفاهیم دینی که نمی‌توان مانند شعارهای سیاسی، بازی کرد.

حالا می‌رسیم به مفهوم ولایت‌فقیه که بر پیشانی حکومت اسلامی نقش بسته است و باید بررسی کنیم که این مفهوم، یک مفهوم دینی است یا یک مفهوم و شعار سیاسی؟ معارف دینی ما معتقد است و اینگونه تبیین کرده که ولایت فقیه یک مفهوم و محتوای دینی است و نه سیاسی و چون اساس آن بر مبنای دین است، به طور ویژه قابل احترام است اما متاسفانه ما شاهد هستیم که برخی افراد با این شعار دینی، معامله سیاسی می‌کنند. این افراد معتقدند که این مساله یک شعاری بوده است در ابتدای انقلاب که اکثریت مردم به آن رای دادند و صرفا به عنوان یک شعار سیاسی پذیرفته شده است. اما آیا تلقی ما از ولایت فقیه هم اینگونه است که یک شعار سیاسی است که از سوی مردم به آن رای داده شده؟ مثل مرگ بر آمریکا؟ نخیر؛ اینگونه نیست. شعار سیاسی اگر شکست بخورد، اتفاقی نمی‌افتد؛ نهایتا یک حزب می‌رود و یک حزب دیگر جایگزین آن می‌شود اما وقتی موضوع یک مفهوم دینی باشد؛ دیگر باید توجه داشت که اعتبار آن به رای مردم نیست. برای بررسی بهتر، لازم است یک مثالی بزنم. اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر خدای متعال. اساسا علت نکوهش یهود و نصارا در قرآن کریم، تسلیم بودن آنان در برابر غیر خدا است که عامل انحراف آنان شده است؛ در واقع این گروه‌ها بت پرست یا کافر نبودند، بلکه تسلیم  غیر از خدا شدند و این گناه بزرگی است. چرا که تنها سخنی که باید پذیرفته شود و در برابر آن تسلیم بود، سخن خداوند است. او هم ربوبیت تکوینی دارد و هم ربوبیت تشریعی؛ یعنی بر ما امر و نهی می‌کند. اگر هم از کسی غیر از خداوند اطاعت می‌شود، در طول اطاعت از خداست؛ یعنی چون خدا گفته از او اطاعت کنید، ما اطاعت می‌کنیم. مثلا اطاعت از پدر و مادر که در قرآن کریم آمده اول از خدا اطاعت کنید و سپس از والدین؛ این اطاعت در عرض خدا نیست. بلکه در طول خداست و چون خدا این اطاعت را واجب کرده، ما هم اطاعت می‌کنیم. اطاعت از پیامبران و انبیا الهی هم همینگونه است. این به معنای آن نیست که خدا و پیامبران را به طور جداگانه اطاعت می‌کنیم؛ بلکه منبع اطاعت از خداست و پیامبران هم به دلیل امر الهی به مردم، مطاع و قابل اطاعت هستند. این مساله درباره اولی‌الامر هم صدق می‌کند و اطاعت از آن در طول اطاعت از خداست. پس از اولی‌الامر هم اطاعت از ولی فقیه است که در طول اطاعت از امام است که در طول اطاعت از پیامبر است که در طول اطاعت از خداست. این سلسله اطاعت، یک منبع دارد و ان هم خداوند متعال است. منبع همه حکم‌ها و تشریع‌ها از خداوند است. پیامبر از خودش وضع دستور یا قانون که نمی‌کند؛ بلکه از جانب خدا این اجازه را پیدا کرده است. این بینش اگر باشد، باعث می‌شود اطاعت از ولی فقیه را یک مساله دینی ببینیم که ربطی به مسائل سیاسی ندارد. در واقع اینگونه نیست که – خداوند نیاورد آن روز را – اگر روزی علیه حکومت ما کودتا شد و تغییر کرد، ولایت فقیه از اعتبار بیفتد. این مساله نه تنها در زمان غیبت بلکه در زمان حضور امامان معصوم (ع) هم معتبر بوده است. امام صادق (ع) در زمانی که تحت فشار و محاصره شدید دشمنان بودند، تاکید کردند که وقتی مومنان دسترسی به ایشان ندارند، به فقیه عالم رجوع کنید که حکم او حکم ماست.

قانون اساسی اعتبارش را از امضای ولی فقیه می‌گیرد

این مساله اصلا ارتباطی به موضوعات سیاسی ندارد که اصلا در قانون اساسی هست یا نیست. مگر اطاعت از خدا حتما باید در قانون اساسی باشد تا ارزش و اعتبار پیدا کند؟! فرضا اگر روزی ولایت فقیه در قانون اساسی ما نبود؛ آیا آن وقت دیگر این امر اعتبار ندارد؟ اینگونه نیست. البته متاسفانه این تفکر در برخی از رئیس جمهورهای پیشین کشور ما وجود داشت که صراحتا می‌گفتند ما ولایت فقیه را قبول داریم چون در قانون اساسی است. یعنی اگر نبود یا برداشته شود، ما دیگر به آن اعتقاد نداریم! در حالی که اصلا اعتبار قانون اساسی به ولایت فقیه است نه برعکس. اگر امام (ره) قانون اساسی را امضا نمی‌کرد که فقط یک کاغذ معمولی و بی ارزش بود. برخی گمان می‌کنند که قانون اساسی در کنار قرآن یک منبع اعتبار است؛ در صورتی که اگر امضای ولی فقیه را نداشته باشد، هیچ ارزشی ندارد. اگر رئیس جمهور منتخب مردم توسط ولی فقیه "نصب" نشود، طاغوت است و مشروعیت ندارد. هر چقدر هم رای داشته باشد، باز هم اعتبار الهی و شرعی ندارد. البته یک زمانی مثلا انجمنی راه می‌افتد و رای گیری می‌شود تا یک رئیس انتخاب شود و مسائل اداری را انجام دهد، آن یک موضوع دوستانه است و ارتباطی به مشروعیت بخشی به آن فرد ندارد. مساله حکومت در حکومت اسلامی با سایر نقاط جهان متفاوت است. امام (ره) صراحتا فرمودند که اطاعت از دولت اسلامی شرعا واجب است. نمی‌گفتند که چون رای دادید، واجب است. رای مردم فقط جنبه عرفی و نهایتا اخلاقی ماجراست اما به آن مشروعیت نمی‌بخشد. این امضای نایب امام زمان (عج) است که شرعا اطلاعت از آن را واجب می‌کند. به همین دلیل است که در کشور ما، رعایت و اطاعت از مقررات حکومتی و قوانینی که در مجلس شورای اسلامی و امثالهم وضع می‌شوند، از واجبات شرعی است. اگر این فرهنگ در جامعه ترویج شود، ما دیگر شاهد بسیاری از مشکلات نیروی انتظامی و دادگستری‌ها نخواهیم بود و بسیاری از تخلفات کاهش خواهند یافت اما متاسفانه حتی برخی از متدینین ما هم به این مساله توجه لازم را ندارند.

هیچکس برای پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی شهید نشد؛ خانواده‌ها برای اسلام شهید دادند

برگردیم به اصل مطلب خودمان. اصل این است که ولایت فقیه، عمود خیمه انقلاب است. انقلاب اسلامی با انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و غیره متفاوت است. این انقلاب برای برپایی حکومت اسلامی و اعمال قوانین اسلامی صورت گرفته و همه عالم هم آن را به نام انقلاب اسلامی می‌شناسند. اسلامیت این حکومت در وضع قوانین کشور از سوی شورای نگهبان صورت می‌گیرد و در اجرائیات هم مستقیما زیرنظر ولی فقیه است. اگر ما ولایت فقیه را در حد یک شعار سیاسی پایین بیاوریم، خیلی کمرنگ می‌شود و در حد شعار تبلیغاتی یک حزب و مانند آن می‌شود؛ مثلا شعار عدالت اجتماعی. خب مردم هم به این شعار رای می‌دهند و شعار خوبی هم هست ولی آیا این رای، وجوب شرعی به همراه دارد؟ خیر؛ اینگونه نیست. برای همین امام راحل (ره) در حکم ریاست جمهوری همه افراد می‌فرمودند که من شما را نصب می‌کنم. ما باید حواسمان باشد که مسائل را قاطی نکنیم. اگر در این زمینه اشتباه کنیم، برخی شایعه می‌کنند که مثلا الان بین ولی فقیه و فلان مسئول اختلاف است؛ مگر ما دو خدا داریم که حالا بخواهیم بین دو نفر انتخاب کنیم؟! این یک شعار سیاسی نیست. اعتبار همه مسئولان به ولی فقیه است. این خیلی مهم است وگرنه همه دولت‌های جهان خواستار مقابله با رشوه خواری، دزدی، سوءاستفاده‌های اقتصادی و امثالهم هستند ولی فقط یک کشور در دنیاست که می‌گوید علاوه بر اینها باید رضایت خدا را در نظر داشته باشیم. فقط یک کشور اینگونه است که آن هم به لطف خون شهدا به دست آمده و انشاالله تا ظهور ولی عصر (عج) هم ادامه خواهد داشت.

یک مثال دیگر می‌زنم. پس از پیروزی انقلاب، کشور واقعا استقلال پیدا کرد و از دست مستشاران آمریکایی که هیچکس حق نداشت بدون اجازه آنان کاری بکند، خلاص شد. وضعیت اقتصادی کشور هم واقعا چندین برابر بهتر شده است. من یادم می‌آید که در شهر قم، حتی یک خانه با دیوار سنگی هم نبود و همه کاه گلی بودند؛ حتی خانه آیت‌الله بروجردی هم گلی بود اما حالا باید بگردید تا بین هر صد تا خانه یک خانه غیرسنگی پیدا کنید.در زمینه علمی هم همینطور. در آن زمان هر بیماری که مشکل حادی داشت، سریع به خارج فرستاده می‌شد. حتی پزشکان دست دوم هندی و فیلیپینی هم به ایران می‌آمدند و فعالیت می‌کردند و ما واقعا متخصص نداشتیم اما الان به قطب پزشکی جهان تبدیل شده‌ایم. همین مساله را سایر عرصه‌ها هم می‌بینیم اما این انقلاب با اینکه اینها را برای ما ارمغان آورد اما شعار اصلی‌اش این نبود. خانواده شهدا، فرزندان خود را برای اینها ندادند؛ کسی برای پیشرفت اقتصادی و تکنولوژی شهید نشد. همه برای اسلام، پیروزی اسلام و سربلندی اسلام شهید دادند. اصل و اساس انقلاب ما اسلامی است؛ یعنی هر قدمی که در راه ترویج باورها و اعتقادات اسلامی برداشته شود، انقلاب ما را مانند درختی بارور شده و میوه داده می‌کند اما اگر در خلاف آن صورت بگیرد، این درخت را آفت زده می‌کند و باید اصلاح شود. بزرگترین خیانت به انقلاب هم تقابل با همین مساله است. کسی هم که بیشترین سهم را در گسترش این تفکر داشت، شهید گرانقدر مطهری بود که بعد از گذشت 32 سال هنوز متن کتاب‌های ایشان به عنوان مرجع اصلی استفاده می‌شود. همین جا هم باید بزرگترین دشمنان را بشناسید؛ یعنی کسانی که این عقاید و اصول ما را تضعیف می‌کنند؛ کسانی که ولایت فقیه را در حد یک شعار سیاسی می‌خواهند؛ کسانی که به ولی فقیه به چشم یک رقیب نگاه می‌کنند و به دنبال ترویج سکولاریسم هستند. چه خیانتی بالاتر از این؟ در واقع این محکی بسیار مناسب برای شناخت خدمت و خیانت افراد است.

مطرح کردن ایران در برابر اسلام، حتی اگر از روی جهل هم باشد، یک خیانت بزرگ است

تضعیف ارزش اسلام با مطرح کردن عناوینی همچون ایران، آن هم در زمانی که بیداری اسلامی در منطقه موج گرفته و همه صراحتا از الگو شدن انقلاب اسلامی سخن می‌گویند، خیانت است. حالا ما به شخص که کاری نداریم چه گفته و از کجا نشات گرفته. مهم این است که ما باید خدمت و خیانت را بشناسیم. تحلیل درباره نیت آن فرد یک بحث دیگری است که آیا از عمد گفته یا از جهل اما تفاوتی در اصل ماجرا که خیانت بزرگ در حق انقلاب و اسلام است، نمی‌کند؛ حالا می‌خواهد از روی درایت باشد یا جهالت. مطمئن باشید اگر شهید مطهری هم زنده بود، بیشترین اهتمام را در راه تقابل با این جریان انحرافی ترتیب می‌داد.
خدایا، بر علو درجات این شهید عزیز بیفزا
خدایا، مقام معظم رهبری را تا ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) سلامت نگهدار.

جزئیات بیشتری از کشته شدن بن لادن

اوباما: بن لادن در پاکستان کشته شده است
جزئیات بیشتری از کشته شدن بن لادن

خبرگزاری فارس: اسامه بن لادن سرکرده شبکه تروریستی القاعده که پس از حوادث مشکوک 11 سپتامبر به یک‌باره توسط رسانه‌های آمریکایی مطرح شد، بار دیگر با اعلام کشته شدن وی توسط رئیس جمهوری آمریکا در صدر اخبار شبکه‌های خبری جهان قرار گرفت.

به گزارش فارس، در رسانه‌های خبری آمده است که "باراک اوباما " قرار است تا چند ساعت دیگر کشته‌شدن "اسامه‌ بن لادن " را به‌صورت رسمی در یک سخنرانی رسانه‌ای اعلام کند. 

روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز در گزارشی نوشت: تمام رسانه های خبری برنامه عادی خود را برای اعلام این خبر که بن لادن در نتیجه یک عملیات ارتش آمریکا کشته شده و جسد وی در اختیار نیروهای آمریکایی است، قطع کردند. 

این رسانه آمریکایی ادامه داد: این به چه معناست؟ اول اینکه وقایع 11 سپتامبر اکنون توجیه شده است. و اینکه این عملیات‌های ارتش آمریکا باعث کشته شدن تحت تعقیب‌ترین تروریست شد. 

واشنگتن تایمز بدون اشاره به تغییر تیم امنیتی اوباما که انتقادات فراوانی را برانگیخت و همچنین انتشار دومین گزارش سالانه پنتاگون درباره جنگ افغانستان که تابستانی سخت را برای نیروهای خارجی در افغانستان پیش‌بینی می‌کرد به دومین نکته از نظر خود اشاره کرد و آن این است که مرگ بن لادن شاهدی بر کارایی عملیات‌های اطلاعاتی آمریکا و اشتیاق مقامات آمریکا برای همکاری با دیگر کشورها برای کشاندن تروریست‌ها به محکمه عدالت است. 

به نظر می‌رسد اعلام خبر کشته شدن بن لادن توسط اوباما در جهت ترمیم وجهه آمریکا باشد تا اقدامی برای جلوگیری از تلاش‌های تروریستی بیشتر. 

*جزئیات بیشتری از خبر کشته شدن بن لادن 

شبکه خبری ان بی سی آمریکا به این خبر پرداخت و گفت که گفته می‌شود بن لادن در پاکستان کشته شده است. 

این شبکه خبری اعلام کرد که هیچ چیز تأیید نشده است اما این گمانه‌زنی وجود دارد که بن لادن در اسلام آباد پایتخت پاکستان کشته شده است. 

شبکه خبری ای بی سی نیز گزارش داد، تست "دی ان ای " تأیید می‌کند که بقایای جسد بن لادن متعلق به خود وی است. 

همچنین رسانه‌های آمریکایی اعلام کردند اوباما قرار است در ساعت 10:30 به وقت محلی نطقی انجام دهد و درباره این خبر صحبت کند. وی قرار است درباره وقایعی که منتهی به حمله و کشته شدن بن لادن شد، صحبت کند. 

پایگاه خبری گلوب اند میل کاناد نیز گزارش داد: اوباما یکشنبه شب اعلام کرد که بن لادن کشته شده است و جسد وی در اختیار مقامات آمریکایی قرار دارد. 

وی اواخر وقت یکشنبه به‌صورت بسیار کوتاه در کاخ سفید اعلام کرد: عملیات تمام شده است. 

رئیس جمهوری آمریکا گفت که یک عملیات کوچک آمریکا که وی هفته گذشته دستور آن را صادر کرده بود، باعث کشته شدن بن لادن در یک درگیری شد. 

نکته‌ جالب این است که اوباما تاکید کرد که وی در آگوست گذشته از محل تقریبی بن لادن مطلع شده است اما این که چرا تاکنون دستگیری و کشتن بن لادن را به تعویق انداخته بودند سؤالی بزرگ را در ذهن مخاطبان ایجاد می‌کند. 

یک پایگاه خبری دیگر به نقل از اوباما نوشت که بن لادن در یک عملیات نیروهای ویژه آمریکا در پاکستان کشده شده و جسدش در اختیار آمریکا در افغانستان است. 

وی در نطقی کوتاه در کاخ سفید که بیشتر شبیه یک نطق انتخاباتی است، گفت: ایالات متحده عملیاتی را را انجام داد که در آن اسامه بن لادن رهبر القاعده و تروریستی که مسئول کشتار هزاران مرد، زن و کودک است، کشته شد. 

وی با اشاره به حوادث 11 سپتامبر گفت "عدالت اجرا شد "!