9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

9 دی 88

9 دی 88 سرآغاز فصلی نو در تاریخ معاصر ایران اسلامی

گزارش از نقش در خشان "حسینیان" در افشای توطئه "قتل‌های زنجیره‌ای"


فارس نوشت:

وزیری آمد و از قول خاتمی گفت: آقای خاتمی به شما سلام رسانده و از شما خواهش کرده است که در مورد این جریان شما مصاحبه نکنید. من هم از طرف مقابل، از روزنامه ها می خواهم فتیله را پائین بکشند، خودم پرونده را جمع و جورش می کنم.

جریانی که به نام اصلاحات به دنبال استحاله نظام جمهوری اسلامی ایران بود، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان موانعی اساسی در برابر پروژه سکولاریزه سازی ایران می دید. جدا از کارکردهای حفاظتی دو نهاد مذکور از سیستم، باید به این نکته توجه داشت که اقتدار و امنیت ملی یک کشور با سلامت و ثبات پایه‌های اقتدار حاکمیت آن کشور و اعتماد افکار عمومی به آن، نسبت مستقیم دارد. بر همین اساس، جمع بندی سکولارها این بود که در اولین گام استراتژی فتح سنگر به سنگر نظام سیاسی ایران، باید دو نهاد مذکور را منفعل ساخته و از آنها سلب اعتماد کنند. یکی از اعضای کانون نویسندگان در این باره می گوید: «به نظر من مهمترین کار، بعد از دوم خرداد، مباحثی بود که درجهت تضعیف و تخفیف وزارت اطلاعات در جامعه مطرح شد؛ زیرا رسوا کردن نظام اطلاعاتی و کارکردها و سیاست‌هایش گام مؤثری بود برای استحاله رژیم».(1)
 
پروژه تخریب و تسخیر وزارت اطلاعات و سپاه را استراتژیست های اصلاح طلب در قالب طرحی با عنوان «قتل های زنجیره ای» کلید زدند. هدف این طرح انتساب یک سری قتل های ظاهرا سیاسی به وزارت اطلاعات و سپاه بود که می رفت تا ضمن تخریب و استحاله این دو نهاد، با تکیه بر آرای 20 میلیونی خاتمی، در قالب یک کودتا علیه رهبری ادامه مسیر دهد. هدفی که دست اندرکاران پروژه به سرعت آن را علنی ساختند.
 
ماجرا از این قرار بود که هم زمان با ارائه تئوری فتح سنگر به سنگر از سوی حجاریان یعنی آذرماه 77، «داریوش فروهر»(دبیرکل حزب ملت ایران و وزیر کار دولت موقت)، همسرش «پروانه اسکندری»، «محمد مختاری»(عضو شورای مرکزی کانون نویسندگان ایران)، و «محمد جعفر پوینده» (عضو شورای مرکزی کانون نویسندگان ایران) به طرز فجیعی به قتل رسیدند.
 
این قتل ها می توانست مانند هر سوژه قضایی دیگری، مورد پیگیری و اقدام قرار گیرد، اما از آنجایی که یک سناریوی هدف مند در پس ماجرا بود، جریان برانداز پیش از آنکه موضوع به قاضی و دادگاه کشیده شود، توپ خانه رسانه ای خود را مامور انتساب قتل ها به نظام کرد. رسانه های دوم خردادی با پخش شایعات، بمباران مستمر افکار عمومی و القای ذهنیت های نادرست عملا یک جنگ روانی برای رسیدن به اهداف پشت پرده خود به راه انداختند. 
 
در حالی که هنوز موضوع قتل ها ابعاد روشنی نیافته بود و همه گروه ها جنایات صورت گرفته را محکوم می کردند، اعضای حزب مشارکت به همراه ملی مذهبی ها جناح اصولگرا را متهم به انجام این قتل ها کردند. از جمله «عزت الله سحابی» در روزنامه خرداد به مدیرمسئولی «عبدالله نوری» نوشت: «انتساب جنایت های اخیر به جناح انحصار غیر قابل انکار است». (2)
 
در اوج این عملیات روانی بود که به ناگاه، بیانیه ای که در تاریخ 15/10/1377 در دفتر خاتمی تهیه و به نام وزارت اطلاعات منتشر شد، ابعاد جدیدی به سناریو بخشید: «وزارت اطلاعات بنا به وظیفه قانونی و به‌دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری، کشف و ریشه‌کنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و با همکاری کمیته ویژه تحقیق رئیس‌جمهوری، موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تاسف، معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس، کج‌اندیش و خودسر این وزارت که بی‌شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده‌اند، در میان آنها وجود دارند.»(3)
 
پس از صدور این اطلاعیه، مطبوعات اصلاح طلب ماموریت یافتند که عملیات روانی خود را در فاز جدیدی ادامه دهند: «یکی از پرسش ها این است که حکم شرعی این جنایات توسط چه کسی صادر شده؟» (4) در حالی که مسئولان قضایی وقت سعی داشتند به برخی از این شبهه افکنی های رسانه ای پاسخ دهند، اما میزان حملات به قدری وسیع و سازماندهی شده بود که فرصت رسیدن حقایق به گوش مردم داده نمی شد. به عنوان مثال رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح در مقابل پیوند زدن قتل ها به «شرع» به شدت واکنش نشان داد و گفت «هیچ یک از بازداشت شدگان نگفته اند که برای انجام این قتل ها حکم شرعی داشته اند»(5) ، اما شفاف سازی هایی از این دست در میان موج تهمت ها و دروغ های جدیدتر و بزرگ تر گم شد، ادعاهایی که  مدعیان حتی یک خط سند برای اثبات آنها در دست نداشتند.
 
جالب آن است که در همان ایام «علیرضا علوی تبار» درباره این اتهامات رسانه ای علیه اصول گرایان  و جناح راست زبان به اعتراف گشود و گفت: «ما در واقع به عنوان یک اهرم فشار از آنها استفاده می کنیم. واِلاّ اینها تحلیلی است و این حربه ای است که اگر از ما گرفته شود و یا به دادگاه کشیده شود، دیگر قادر به اثباتش نیستیم».(6)
 
در چنین شرایطی که سکولارها با تمام توان پایه های اقتدار امنیتی جمهوری اسلامی را مورد هجمه قرار داده بودند، رهبر معظم انقلاب به عنوان خطیب نماز جمعه روز 18 دیماه 77 پشت تریبون رفته و صراحتا به سناریو نویس ها اعلام کردند که دستشان خوانده شده است. ایشان ضمن اینکه فرمودند «عدّه‌اى در صددند از وزارت اطّلاعات انتقام بگیرند»، با طرح سوالاتی بنیادی و ارائه استدلال هایی منطقی، اساس سناریوی قتل های زنجیره ای را زیر سوال بردند:
 
فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بى‌ضرر و بى‌خطر. اینها هیچ ضررى نداشتند. نه به جایى وابسته بودند - که ما آن را مى‌دانستیم - و نه اقتدارى داشتند... کسى از مردم که او [فروهر] را نمى‌شناخت؛ کسى که با او آشنایى نداشت؛ کسى که تحت نفوذ و تأثیر حرف هاى او نبود. ایشان معروفیتى در میان مردم نداشت؛ نفوذى نداشت؛ دشمن بى‌خطرى بود؛ انصافاً آدم نانجیبى هم نبود. البته ما دشمنانى هم داریم که انصافاً نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدم¬های نانجیبى نبودند. حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را مى‌کشد، آیا مى‌تواند دوست نظام باشد؟! مى‌تواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمى‌کنم. آشنایى من با مسائل سیاسىِ این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب - آشنایى با اشخاص، آشنایى با جریانات سیاسى، آشنایى با توطئه‌هاى گوناگونى که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بوده‌ایم - اجازه نمى‌دهد که من باور کنم این کارِ عناصرى است که با نظام مسأله‌اى ندارند و نمى‌خواهند علیه نظام کار کنند.
 
باید بگردند اینها را پیدا کنند... ممکن است عواملى که جزو وزارت بوده‌اند، افرادى باشند که فریب خورده باشند و تحت تأثیر آنها قرار گرفته باشند؛ باید گشت و عوامل و سرنخها را پیدا کرد و نباید به این آسانى از آن گذشت.(7)
 
در این میان آنچه در کنار پیگیری های قضایی و اطلاعاتی ماجرا ضرورت داشت، آغاز یک جریان روشنگر قدرتمند و البته صاحب رسانه بود که اولا به شبهه پراکنی ها پاسخ گوید، ثانیا در جایگاهی باشد که بتواند واقعیت ماجرا را کشف کند و ثالثا این واقعیات را بی پرده با مردم در میان بگذارد. «روح الله حسینیان»، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و از قضات با سابقه در رسیدگی به پرونده های وزارت اطلاعات، انجام این وظیفه را به درستی تشخیص داد و وارد گود شد. او در مصاحبه با روزنامه کیهان جریانی را آغاز کرد که بعدها به افشاگری های حسینیان معروف شد: «نیروهایی که مرتکب چنین قتل هایی شدند، از لحاظ سیاسی از طرفداران جناح چپ استحاله شده و از هواداران جدی آقای خاتمی بودند». (8)
 
حسینیان که امنیتی ترین پرونده ها را در کسوت دادستان وزارت اطلاعات رسیدگی کرده بود، درباره ورودش به این عرصه خطرناک گفت: «بنده اگر دلیلی نداشتم وارد این صحنه خطرناک نمی‌شدم».(9)
 
در این میان، سید محمد خاتمی نیز در رابطه با ماجرای این قتل ها شخصا فعال بود و پس از چند سخنرانی که علیه قتل ها انجام داد، کمیته¬ای متشکل از«علی یونسی» رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح، «ناصر سرمدی پارسا» معاون وزیر اطلاعات، و «علی ربیعی» مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را مامور پیگیری قضایا کرد.
 
با آغاز تحقیقات کمیته خاتمی درباره قتل ها، در ابتدای امر«سعید اسلامی» (امامی) از مشاوران وقت وزیر اطلاعات به اتهام انجام این جنایات دستگیر و بازجویی ها از او آغاز شد. اما چون متهمین از مقامات رده‌بالای وزارت اطلاعات بودند، برای تکمیل پرونده و محاکمه، تحویل سازمان قضایی نیروهای مسلح شدند. به گفته حسینیان بازجوهای سعید اسلامی در سازمان، از دوستان«سعید حجاریان» (حجاریان سابقا از نیروهای وزارت اطلاعات بوده است) و «دشمنان خونی سعید اسلامی» بودندکه حجاریان شخصا آنان را برای بازجویی انتخاب کرده بود. بازجویی ها اما نیمه کاره ماند و ناگهان اعلام شد سعید اسلامی  با خوردن داروی نظافت خودکشی کرده است؛ اما حسینیان با ارائه دلایلی فرضیه خودکشی را رد کرد و حتی برای نشان دادن اعتقاد راسخش به خودکشی نکردن اسلامی، در مجلس ترحیم او حضور یافت.(10)
 
بازجویان، همسر اسلامی را نیز دستگیر و با اطلاع خاتمی تا پای مرگ او را برای اخذ اعتراف شکنجه کردند. افشای این شکنجه و انتشار تصاویر آن، رسوایی بزرگی برای دولت خاتمی رقم زد.
 
حسینیان می گوید: «[آقای خاتمی] پس از کشف شدن جریان شکنجه، پیامی مهم برای من فرستاد... وزیری آمد و از قول خاتمی گفت: آقای خاتمی به شما سلام رسانده و از شما خواهش کرده است که در مورد این جریان شما مصاحبه نکنید. من هم از طرف مقابل، از روزنامه ها می خواهم فتیله را پائین بکشند، خودم پرونده را جمع و جورش می کنم».(11)
 
سرانجام پس از تحقیقاتی که در سازمان قضایی نیروهای مسلح صورت گرفت، مشخص شد شخصی به نام «مصطفی موسوی» جانشین امنیت معاون وزیر اطلاعات و از چهره های چپ گرا در پس این قضایا بوده است. روح الله حسینیان درباره نقش موسوی و جریان اصلاحات در قضایای مذکور دست به افشاگری هایی قابل تامل زد؛ افشاگری هایی که او اعلام کرد حاضر است با اسناد متقن در دادگاه از آنها دفاع کند و البته هیچ گاه عکس ادله و شواهد او از سوی دولت وقت به اثبات نرسید: «قبل از شروع قتل ها به دست مصطفی موسوی، وی طی ملاقاتی با سید محمد خاتمی از قتل های قریب الوقوعی خبر داد و آن را سناریویی برای سقوط دولت خاتمی دانست؛ اما پس از چندی که ماجرای قتل ها به اوج خود رسید، موسوی دوباره به دفتر خاتمی رفت و اعتراف کرد که قتل ها را خود او انجام داده است».(12)
 
به گفته حسینیان، هدف از انجام این قتل ها، کودتا علیه مقام معظم رهبری بوده است. چنانکه موسوی در بازجویی هایی که از او انجام شد می¬گوید: «تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود که آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی هم به دلیل این که 20 میلیون رأی آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‏صدر است و ما این قتل‏ها را مرتکب می‏شویم و به گردن آقای خامنه‏ای می‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقای خامنه‏ای در مقابل خاتمی خواهد شد... قرار بود ما این قتل‌ها را به گردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این کار را کرده و معلوم هم بود که سپاه زیر نظر فرماندهی کل قواست و وقتی که به گردن سپاه بیفتد، معنایش این است که‌ آقای خامنه‌ای چنین چیزی را دستور داده».(13)
 
جالب اینکه «محمد علی ابطحی» رئیس دفتر خاتمی نیز در ملاقات با حسینیان به طور سربسته و غیر مستقیم دقیقا همین جملات را تکرار می¬کند. حسینیان می گوید: «درست 15 یا 16 روز بعد از دستگیری آقای موسوی، بنده برای اتمام حجت رفتم دفتر آقای خاتمی که با ایشان ملاقات کنم. آقای ابطحی بدون کم و کاست با صراحت به ما اعلام کرد، گفت: «فلانی ببین، آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی بیست میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه‏ای 8 میلیون رأی آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید که آقای خامنه‏ای پیروز نخواهد شد».(14)  در اینجا منظور از هشت میلیون رأی، اشاره به آرای ناطق نوری در انتخابات هفتم ریاست جمهوری بود که کاندیدای جریان اصولگرا به شمار می رفت. سکولارها دقیقا در زمانی که موضوع قتل ها در اوج خود بود، کودتای مورد نظر خویش علیه نظام را نیز عملیاتی کردند که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.
 
به هر صورت، پس از تحقیقات گسترده ای که درباره قتل های زنجیره ای انجام شد و صدور رأی نهایی تا بهمن ماه 79 طول کشید، سرانجام 18 نفر به سرکردگی «مصطفی موسوی» به عنوان عاملان اصلی جنایات شناخته شدند و با صدور احکام قضایی آنان، پرونده قتل ها بسته و سناریوی فتح وزارت اطلاعات ناکام ماند؛ بلکه پرونده جدیدی درباره شخص سید محمد خاتمی و نقش او در این ماجرا گشوده شد که تا به امروز همچنان مفتوح است.
 
مصطفی موسوی (کاظمی) از حامیان افراطی خاتمی بود که پس از دوم خرداد خاتمی تلاش کرد او را به سمت معاونت امنیت وزارت اطلاعات منصوب کند که به دلایلی موفق نشد.
 
حسینیان درباره سوابق این شخص می گوید: «موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی که اطلاعات در سپاه تشکیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود که با دستگاه آقای منتظری، سید‌هادی و مهدی‌هاشمی در ارتباط است. بعد از این‌که وزارت اطلاعات تشکیل شد و اداره‌ کل اطلاعات هم در استان فارس تشکیل شد، وی به عنوان مسئول اداره‌ کل اطلاعات فارس انتخاب شد که درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد. موسوی معروف بود در همان زمان از بچه‌های چپ استان فارس هست و به اصطلاح جزو بچه‌های مسجد «آتشی‌ها» بود. درگیری بین وی و امام‌جمعه‌ شیراز به اوج خود رسید که ناچار شدند موسوی را از شیراز به تهران منتقل کنند و در وزارت هم که بود معروف بود به چپگرایی. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقای خاتمی حمایت می‌کرد و این حمایت هم به قدری افراطی شده بود که حتی طرفداران خود آقای خاتمی هم ناراحت می‌شدند. بعدها مشخص شد که مصطفی کاظمی از دوستان نزدیک [رسول] منتجب‌نیا نماینده شیراز در مجلس سوم و مشاور سید محمد خاتمی بوده است و از این طریق با خاتمی ارتباط داشته است. کاظمی در اعترافاتش گفته بود که منتجب‌نیا در جریان قتل ها قرار داشته است.»(15)
 
حجت‌الاسلام دری‌نجف‌آبادی، وزیر اطلاعات خاتمی نیز از روابط نزدیک «سیدمحمد خاتمی» با مصطفی موسوی بدین‌گونه پرده برمی‌دارد: «در یک جلسه‌ای که مسئولان وزارت با آقای خاتمی داشتند، آقای موسوی را به ایشان معرفی کردم. آقای خاتمی سریع گفتند: من ایشان را می‌شناسم و از دوستان ماست و ایشان نیاز به معرفی ندارد.»
 
درباره نقش شخص خاتمی در این قضایا، به جز تعیین «هیئت بررسی» و رابطه نزدیکش با مصطفی موسوی باید به دو نکته مهم در سخنان روح الله حسینیان اشاره کرد. اول آنکه حسینیان در بخشی از افشاگری های خود از اطلاع خاتمی درباره قاتل اصلی جنایات زنجیره ای پرده بر می دارد؛ و ثانیا در جایی دیگر وقتی خاتمی به او پیغام می دهد که می خواهد «پرونده را جمع و جور» کند، حسینیان این پرسش ها را مطرح می کند که: «اگر آقای خاتمی کاره ای نبود، چطور می توانست پرونده را جمع و جورش کند؟ اگر واقعا ایشان نقش نداشتند چرا پیغام دادند؟ به همین خاطر است که اینها جرأت نمی کنند با من مناظره کنند». (16)و(17)
 
اینها همه پرسش هایی هستند که خاتمی تاکنون آنها را بی پاسخ گذاشته است.
 
نویسنده:‌ سید یاسر جبرائیلی
 
کتاب «سودای سکولاریسم» به زودی توسط انتشارات موسسه فرهنگی خبرگزاری فارس راهی بازار نشر خواهد شد و علاقمندان، نهادها و مراکز می توانند شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8 صبح تا 17 عصر از طریق شماره تلفن 88913277-021 سفارشات خرید خود را ارائه دهند.
 
------------------------
 
1. نشریه گزیده اخبار. شماره 22. صفحه 20. به نقل از: جمعی از نویسندگان، جنگ در پناه صلح، پیشین.
 
2. روزنامه خرداد، 22/9/1377.
 
3. روزنامه همشهری، 16/10/1377.
 
4. همان، 26/10/1377.
 
5. روزنامه رسالت، 1/11/1377 (نیازی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح).
 
6. همان، 11/10/1377.
 
7. خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران. 18/10/1377. در:
 
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2923
 
8. روزنامه کیهان، 21/10/1377.
 
9. همان.
 
10. ر.ک. به پایگاه اینترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی. پرونده قتل های زنجیره ای. در:
 
http://www.irdc.ir/fa/content/6873/default.aspx
 
11. همان.
 
12. همان. حسینیان می گوید: « در این ماجرا، مدتی قبل از اینکه این قتل‌ها شروع بشود، آقای موسوی خدمت آقای خاتمی می‌رسد، ناگفته نماند که برای معاونت امنیت هم از طرف ریاست جمهوری، آقای موسوی پیشنهاد شده بود به آقای دری که ایشان به عنوان معاون امنیت نصب شود اما به ادله‌ مختلف پذیرفته نشد. اما به عنوان معاون معاون امنیت یا جانشین معاون امنیت منصوب شدند. قبل از اینکه این قتل‌ها به وقوع بپیوندد، ایشان خدمت رئیس‌جمهوری می‌رسد و مطلبی را اعلام می‌کند و می‌گوید که در وزارت اطلاعات سناریویی در حال تدوین است و می‌خواهند عده‌ای را به قتل برسانند تا باعث سقوط دولت شما بشود. هنوز از قتل‌ها خبری هم نبود و حتی با یکی از مشاورین ریاست جمهوری هم تماس تلفنی گرفته و این جریان را گفته که خوشبختانه نوارش موجود است و ضبط شده این مکالمه. بعد از مدتی قتل‌ها شروع شد. در قتل‌ها وقتی که فروهر و خانمش کشته شدند، رئیس‌جمهور موضع‌گیری کرد، مسئولان دیگری موضع‌گیری کردند، خصوصاً ریاست جمهوری موضع تندی گرفت و هیئت هم از آن زمان شروع به کار کرد. بلافاصله بعدش قتل‌های دیگری هم به وقوع پیوست که از همان اول این ماجرا را مشکوک می‌کرد که چرا واقعاً چنین اتفاقی دارد پشت سر هم به وجود می‌آید. بعد از اینکه ماجرای قتل‌ها به اوج خود رسید، خود آقای موسوی رفت به دفتر رئیس‌جمهوری و گفت که این قتل‌ها توسط من انجام شده و کشفی هم اصلاً در کار نبود. خود ایشان رفتند و گفتند. حتی دو سه روز ایشان را تحویل نمی‌گرفتند و می‌گفتند دروغ است، مگر می‌شود آقای موسوی دوم خردادی طرفدار جبهه‌ دوم خرداد چنین کاری را مرتکب شده باشد؟ نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند باز این یک سناریو است. تا بالاخره آن قدر اصرار کرد که پذیرفتند.».
 
13. همان.
 
14. همان.
 
15. همان.
 
16. همان.
 
17. برای مطالعه مشروح ماجرای قتل های زنجیره ای ر. ک. به: سلمان علوی نیک، پیشین.

نظر شهید علی‌محمدی درباره انتخابات مجلس نهم


همسر شهید 'مسعود علی محمدی' از ستارگان آسمان علم و فناوری کشور از اقشار مختلف مردم سراسر کشور دعوت کرد که در انتخابات مجلس نهم حضوری گسترده داشته باشند.

'منصوره کرمی' به ایرنا گفت: شرکت فعال در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی به دلیل شرایط حساس کنونی کشور از اهمیت بالایی برخوردار است.

همسر شهید علی محمدی در ادامه ترور دانشمندان ایرانی به دست استکبار جهانی و عوامل رژیم صهیونیستی را یادآور شد و افزود: به فضل الهی، جوانان ما با تبعیت از ولی امر خود همواره در راه سازندگی کشور گام های موثری برداشته اند که پیشرفت های اخیر آنها در مسائل هسته ای از این نمونه می باشد.

وی با اشاره به خلق حماسه میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن اظهار داشت: مردم شجاع و شهید پرور با حضور دشمن شکن خود در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی باری دیگر باعث تثبیت انقلاب اسلامی شده واجازه نمی دهند که بیگانگان در امور کشور دخالت کنند.

همسر شهید علی محمدی افزود: به عنوان همسر شهید به همه هموطنان توصیه می کنم در انتخابات شرکت کرده وبا حضور خود در انتخابات به دشمنان بفمانند که ملت ایران با گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی همچنان بر مواضع خود در مقابل عدم دخالت دیگران در امور میهن اسلامی خود پافشاری می کنند و حتی لحظه ای از آرمان های امام راحل (ره) و حمایت بی دریغ خود از رهبر عزیزشان عقب نشینی نمی کنند.

همسر شهید علی محمدی با بیان این که این شهید عرصه علم و فناوری کشور به شرکت در همه عرصه های سیاسی اجتماعی کشور اعتقاد راسخ داشت، گفت: شهید علی محمدی معتقد بود که سرنوشت هرملتی توسط خودشان تعیین می شود، بنابراین همواره توصیه می کرد در انتخابات حضوری فعال داشته باشیم.

دبیرکل حزب‌الله؛ محبوب‌ترین رهبر عرب خاورمیانه


یک دیپلمات باسابقه آمریکایی خواستار پایان اعمال فشار غرب بر حزب الله شد و تأکید کرد: سیدحسن نصرالله در همین چند سال اخیر توانسته محبوبیت گسترده ای در میان مردم حتی در خارج از لبنان به دست آورد و در شرایط کنونی هیچ رهبر عربی به اندازه وی مقبولیت ندارد.

به گزارش کیهان، این دیپلمات که سالها در بیروت فعالیت کرده با روزنامه «اللواء» گفت: بدون شک مقامات ایرانی به نظام سوریه که حلقه ای راهبردی در نفوذ منطقه ای آنها به حساب می آید به عنوان یک همپیمان مهم می نگرند.

این دیپلمات آمریکایی که نامش ناشناس مانده با تاکید بر اینکه حزب الله ابزار و امکانات مادی کافی و لازم را به منظور حضور و ایفای نقش در آینده سیاسی لبنان در اختیار دارد تصریح کرد: حزب الله در میان شیعیان لبنانی نفوذ بالایی دارد و به هیچ وجه نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد.

سیاستمدار آمریکایی با اشاره به حضور نصرالله در روز عاشورا در میان عزاداران حسینی در ضاحیه جنوبی شهر بیروت ادامه داد: این در حالی است که نام وی در صدر لیست ترور رژیم اسرائیل قرار دارد.

وی هدف اسرائیل از حمله به لبنان را نابودی حزب الله عنوان کرد و گفت: پس از جنگ 33 روزه انسجام و اقبال مردم لبنان نسبت به حزب الله بیشتر شد. همچنین پس از خروج نیروهای سوریه از خاک لبنان در سال 2005 که در پی ترور «رفیق حریری» نخست وزیر اسبق لبنان صورت پذیرفت نه تنها حزب الله ضعیف نشد بلکه نفوذ سیاسی گسترده تری نیز پیدا کرد.

از «شوی سیاسی» تا دفاع از نامه هاشمی

گزارش کامل مناظره جنجالی بذرپاش و مطهری در دانشگاه خواجه نصیر

خبرگزاری فارس: مهرداد بذرپاش کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان و علی مطهری نامزد ائتلاف صدای ملت امروز در جمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر مناظره پرچالش و تفصیلی داشتند که با استقبال دانشجویان مواجه شد.

خبرگزاری فارس: گزارش کامل مناظره جنجالی بذرپاش و مطهری در دانشگاه خواجه نصیر

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، مهرداد بذرپاش کاندیدای مردم تهران از جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم عصر امروز (دوشنبه) در مناظره با علی مطهری دیگر کاندیدای تهران از لیست صدای ملت که در محل دانشگاه خواجه‌نصیرالدین طوسی برگزار شد، اظهار داشت: در حال حاضر کشور ایران در مقطع حساسی از تاریخ به سر می‌برد البته همه مقاطع در کشور ما حساس بوده، یک روز فتنه 88، یک روز جنگ تحمیلی، یک روز مشکلات اقتصادی و یک روز وضعیت بازار سکه و ارز را داشتیم.

وی افزود: در حال حاضر اتفاق بزرگی در جهان رخ داد که نباید به سادگی از کنار آن بگذریم. این فرصت بی‌بدیلی است که خداوند در این قرن قسمت کرده است.

بذرپاش با تأکید بر اینکه باید در شرایط مختلف عوامل داخلی و خارجی را مورد ارزیابی قرار دهیم، تصریح کرد: ایران نیز در حال حاضر شرایط اینچنینی دارد. وقتی می‌خواهیم برای آینده تصمیم بگیریم باید شرایط فعلی را مورد ارزیابی قرار دهیم و اگر غیر از این عمل کردیم، مهندسی شده رفتار نکرده‌ایم.

وی ادامه داد: غیر از تحلیل وضعیت موجود باید نقطه‌ای که در گذشته به سر می‌بردیم را مورد ارزیابی قرار دهیم. چرا که بررسی شرایط و شاخص‌های گذشته لازمه تصمیم‌گیری برای آینده است.

بذرپاش با ذکر این نکته که تاریخ از جنس تکرار است و به همین دلیل باید از تاریخ درس بگیریم، گفت: ترسیم شرایط مطلوب آینده نیز موضوع مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. انقلاب ما آرمانی است و جوانان ما نیز آرمانی هستند و فرق ما با سایر ملت‌های دنیا بر سر آرمان‌های ماست، وجه تمایز ما با همه ملت‌ها آرمان‌های ملت ماست اما باید دانست که آرمان از جنس نرسیدن است و بر حسب آن آرمان می‌توانیم نقطه مطلوب را ترسیم کنیم و اینگونه می‌توان سیستمی تصمیم گرفت و مهندسی شده عمل کرد.

این کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: باید خوب و کافی و به موقع، الزامات را تشخیص دهیم و با توجه به شرایط پیش آمده بدون تردید باید به ملت الگو در دنیا تبدیل شویم. چرا که هم استعداد آن را داریم و هم فرصت این مسئله در دنیا فراهم شده است و باید بپذیریم که در دنیای کنونی الگو شویم.

وی یادآور شد: یکی از نکاتی که باید به آن ایمان داشته باشیم، ماندگاری در تاریخ است و نمونه آن مصطفی احمدی روشن بود که در تاریخ ماندگار شد، امثال مصطفی در همین دانشگاه فراوان هستند اما اگر به وقت لازم خوب تشخیص دهند، در تاریخ ماندگار خواهند شد.

بذرپاش در ادامه این مناظره در پاسخ به پرسشی که ویژگی‌های مجلس خوب و عملکرد مجلس هشتم مورد سؤال قرار داد، یادآور شد: ما برای نمایندگان مجلس هم شروط لازم و هم شروط کافی را لازم داریم.

وی افزود: باید کاندیدا از صلاحیت‌های عمومی، اخلاقی و رفتاری برخوردار باشند، باید داوطلبان از اندیشه درست و متعالی برخوردار باشند و به این نظام اعتقاد داشته باشند و به خون شهدا احترام بگذارند، باید حرمت ایستادگی مردم را قدر بدانند و نگه دارند و عدم وابستگی داوطلبان به نهادهای قدرت و ثروت و برآمده از دل مردم از مسائل مهمی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد.

مهرداد بذرپاش در ادامه سخنانش با یادآوری اینکه کاندیدا باید کارآمد باشند، خاطرنشان کرد: مجلس باید برای کشور برنامه‌ریزی کند و نظارت و قانونگذاری داشته باشد. بنابراین داوطلبان باید در حوزه‌ای متخصص باشند که به درد مجلس بخورد اما این شرط باز هم کافی نیست.

وی با تأکید بر اینکه داوطلبان باید از ذهن منسجم برنامه‌ای طبقه‌بندی شده برخوردار باشند، تصریح کرد: باید داوطلبان توانایی تقسیم بندی موضوعات را داشته باشند و فرق بین فردی که توانایی برنامه‌ریزی داشته باشد با کسی که نداشته باشد، موضوع مهمی است.

بذرپاش یکی از دلایل عقب ماندگی‌های کشورمان را در همین زمینه دانست و متذکر شد: بخش زیادی از این مسئله به مجلس بازمی‌گردد، مجلس باید نگاه ریل گذاری برای کشور را با عمق وجودش قبول کند و نمایندگان مجلس نیز نباید وکیل‌الدوله باشند و ما این موضوع را قبول داریم.

وی در پاسخ به پرسش دیگری که نگاه حزبی در کشور را مورد سؤال قرار می‌داد، گفت: مردم ما در این زمینه ذهنیت خوبی ندارند، چند تجربه در ایران در زمینه حزبی شدن وجود دارد که تجربه موفقی نبوده است و از آنجا که ملت ما چون اصل تاریخ هستند، رغبتی به احزاب ندارند.

این کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم در ادامه با تاکید بر اینکه باید اصولی را که بایستی بپذیریم، مد نظر داشته باشیم، گفت: برای حضور در انتخابات یا باید شخص چهره باشد یا منتسب به گروه خاصی باشد و یا عناوین خانوادگی داشته باشد، کمتر جوانی می‌تواند در کشور خودش را برای مدیریت کشور معرفی کند. چرا که فضای این موضوع فراهم نیست و رسانه‌ها در این زمینه همراهی نمی‌کنند و در واقع همه مردم فرصت برابر معرفی ندارند و این یکی از نکاتی است که بایستی به آن توجه شود.

به گزارش فارس، این سخنان بذرپاش با تشویق‌های مکرر حضار مواجه شد.

بذرپاش در ادامه سخنانش در همین زمینه علی مطهری نماینده تهران را مورد اشاره قرار داد و تصریح کرد:‌اگر آقای مطهری نبود، آیا او به این جلسه دعوت می‌شد؟ باید کاندیداها بتوانند خودشان را به مردم معرفی کنند، کسانی که وارد مجلس می‌شوند، چهره می‌شوند. در حالی که کشور متعلق به همه مردم است و باید فرهنگ سازی در این زمینه انجام شود تا همه کاندیداها بتوانند خودشان را معرفی کنند.

وی با ذکر این نکته که عرصه رقابت ما شده عرصه چهره‌ها، گفت: چرا نباید اساتید دانشگاه یا جوان با توانمندی بالا سرلیست باشد؟ بنده آقای مطهری را فردی اصولگرا و در جبهه انقلاب می‌دانم و احترام خاصی برای او قائلم اما اگر مطهری نام مطهری را نداشت، می‌توانست در مجلس رخ‌نمایی کند؟! اگر کس دیگری بود، حتماً نمی‌توانست.

بذرپاش با بیان اینکه باید برای این موضوع چاره‌ای بیندیشیم، ادامه داد: باید عرصه توانمندی‌ها فراهم شود و عرصه چهره‌ها کنار رود.

وی در پاسخ به پرسش مجری برنامه که نگاه وی درباره قرار گرفتن در لیست‌ها و مطرح شدن و اختلال سلایق گروه‌ها را جویا شد، توضیح داد: آقای مطهری برای شکل‌گیری اعتماد مردم، باید صریح‌تر و شفاف‌تر موضع‌گیری کند. آقای مطهری در سال 86 در لیست جبهه متحد اصولگرایان و اضلاع حامیان دولت قرار گرفت یعنی با همه مانیفیست که هم ارائه شد، حتما آن را قبول کرد و پذیرفت. یا آن زمان اشتباها در لیست اصولگرایان مجلس هشتم قرار گرفت یا اینکه بعد از آن احساس کردند آنان صلاحیت لازم را نداشتند.

بذرپاش در ادامه نسبت به مواضع علی مطهری انتقاد کرد و گفت: شما نمی‌توانید بگویید با همه هستم، در سپهر سیاسی کشور، حد و مرزها مشخص است. اینکه در سال 86 در لیست جبهه اصولگرایان قرار بگیرید و حمایت جدی از احمدی‌نژاد داشته باشید و رویکرد شما عوض شود و در سال 88 مواضع دیگری از شما شاهد باشیم، جای سؤال دارد.

وی گفت: شما تا دقیقه 90 صبر کردید که در لیست جبهه متحد اصولگرایان باشید اما زمانی که این اتفاق رخ نداد جبهه دیگری به نام "صدای ملت" تشکیل دادید، یا شما عوض شدید یا صحنه سیاسی کشور تغییر کرده که شما جبهه دیگری را راه‌اندازی کردید. اما این حق شماست و شما باید شفاف مشخص کنید که سال 86 اشتباه بود یا سال 90 احساس کردید که باید جبهه "صدای ملت" تشکیل شود.

این کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم در بخش دیگری از این مناظره با طرح این سؤال که چرا "صدای ملت" را قبل از نهایی شدن لیست جبهه متحد اصولگرایان راه‌اندازی نکردید، یادآور شد: انشاءالله در مجلس بعدی خواهید بود و رای خواهید آورد اما باید بدانیم که مواضع شما چیست؟ شما در سال 85 موضع شدیدی علیه هاشمی رفسنجانی می‌گیرید و در سال 89 و 90 موضع حمایتی از هاشمی اتخاذ می‌کنید، این به نظر قابل قبول نیست.

وی ادامه داد: مگر خود آقای مطهری می‌تواند تضمین کند که لیست "صدای ملت"، شایسته‌ترین بودند یا از ذهن آقای مطهری آنان شایسته‌ترین هستند؟ اینکه در هر لیستی قرار بگیریم، بالاخره جریان و سبقه گفتمان از یک هویتی برخوردار است، اینکه همه ما را در لیست قرار دهند، درست نیست و با عنصر سیاسی فعال و متعهدی چون علی مطهری در تضاد است.

بذرپاش با تاکید بر اینکه بسیاری از مردم از شاخص‌هایی مانند چهره‌ها و برنامه‌ها یا شناخت از نزدیک استفاده می‌کنند، گفت: بالاخره آقای مطهری یا اصولگرا است یا نیست، آقای مطهری صریحاً باید به این پرسش پاسخ دهد.

وی ادامه داد: آقای مطهری چطور در سال 79 در روزنامه کیهان دخالت اقوام رئیس‌جمهور در تمام شئون سیاسی را درست نمی‌داند. زمانی که دولت دوم خرداد حاکم است، آقای مطهری نسبت به هاشمی انتقاد می‌کند؛ آقای مطهری صحبت‌های مطرح شده در مناظره احمدی‌نژاد و موسوی را بحران می‌داند اما باید به این سؤال پاسخ داد که آیا واقعا همه منتظر بودند مطلبی در تلویزیون مطرح شود که همه چیز به هم بریزد؟ بالاخره شما یا از هاشمی رفسنجانی دفاع می‌کنید یا او را رد می‌کنید؟ شما قبلاً هاشمی رفسنجانی را رد کردید اما امروز از او دفاع کردید.

این کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم در بخش دیگری از سخنانش نسبت به مقاله علی مطهری در انتقاد از اعتراض عده‌ای به سید حسن خمینی در مراسم سالگرد امام، انتقاد کرد و گفت: آقای مطهری در مقاله‌ای در خصوص اعتراض عده‌ای به سید حسن خمینی، آن را به هلهله عده‌ای در سپاه عمر سعد مقابل نوه امام تشبیه کرد. در حالی که جوانانی به سید حسن خمینی در آن روز اعتراض کردند.

وی بر همین اساس از مواضع علی مطهری در خصوص فائزه هاشمی انتقاد کرد و گفت: ‌بالاخره شما یا عملکرد فائزه هاشمی را قبول دارید یا نه، عده‌ای به فائزه هاشمی اهانت کردند که بسیار کار غلطی بود. اما شما نسبت به جوانانی که در کف خیابان‌ها حضور داشتند، هیچ مطلبی نگفتید، به نظر می‌رسد عملکرد شما بسیار سیاسی و فاصله شما با پدرتان زیاد است.

بذرپاش تأکید کرد: شهید مطهری حق‌ترین مواضع را در کشور اتخاذ می‌کرد ولی موضع شما نسبت به دولت کاملا سیاسی بود و شما باید مشخص کنید که یا از هاشمی رفسنجانی دفاع می‌کنید یا او را رد می‌کنید، جبهه‌ای که برای خودت تشکیل دادی به نام "صدای ملت" کاملا سیاسی است، شما بسیار مواضع بسته‌ای در حوزه فرهنگی دارید اما مواضع فائزه هاشمی رفسنجانی در حوزه فرهنگی باز است؛ شما نامه سرگشاده می‌زنی که چرا به فائزه هاشمی اهانت شد، چرا که شما از یک مقطعی به بعد احساس کردی بیان این حرف‌ها خوب می‌گیرد و شروع به مطرح کردن آن کردی.

وی یادآور شد: اینکه شما وقتی فضا را اینگونه دیدی این طرف میدان بایستی و وقتی فضا به نحو دیگری شد آن طرف، این درست نیست.

"‌ما در مجلس شهید مدرس و عبدالحمید دیالمه می‌خواهیم، اگر می‌خواهید مانند آنان باشید دفاع‌تان از طرح دانشگاه آزاد را چگونه توجیه می‌کنید؟ اگر می‌خواهید مانند آنان باشید چرا با طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان مخالفت کردید؟ چگونه این موارد را توجیه می‌کنید؟ یعنی شما مخالف نظارت هستید و می‌خواهید از هر قید و بندی آزاد باشید؟ شما 4 سال نماینده مجلس بوده‌اید، چه طرحی را در این مدت دنبال کرده و به سرانجام رساندید جز انحصار مؤسسه شهید مطهری؟! شما پای انحصار مؤسسه شهید مطهری ایستادی و آن را برای خودت مادام العمر کردی".

وی با بیان اینکه نباید ژست اپوزیسیونی در مجلس بگیری، گفت: مخاطب تجسمی از پسر شهید مطهری در ذهن خود دارد و باید از خودتان سؤال کنید که آیا دفاع شما از سید حسن و فائزه هاشمی و اکبر هاشمی را صادقانه قضاوت کردید؟

مهرداد بذرپاش همچنین گفت:‌این اشتباه است که انحصار در انتشار آثار شهید مطهری ایجاد شود، قرآن که کلام الهی است، مگر توسط یک انتشاراتی منتشر می‌شود؟ همه انتشاراتی‌های کشور ما متعهد هستند و قرآن با وجود گذشت 1400سال، اصلاً اضافه یا کم نشده است.

"اینکه شما می‌گویید روزنامه کیهان با صدا و سیما قابل مقایسه نیست، باید گفت کسی مقایسه نمی‌کند ولی نفس عمل است و اگر کسی در تلویزیون به هاشمی رفسنجانی می‌تازد شما می‌گویید 'وا اسلاما'، شما به هاشمی رفسنجانی اعتقاد ندارید و این موضوع را هم سیاسی بیان می‌کنید، شما می‌خواهید از هر چیزی مستمسک سیاسی بسازید که دیگران را محکوم کنید و خوب نیست اتهام بزنید دولت‌های آقای فلانی و ...، شما پسر شهید مطهری هستید و او ارج و قرب نزد خدا دارد و بهتر است همین طوری سخن نگویید. شما می‌گویید عده‌ای در سال 88 اعتراض داشتند اما آیا 24 میلیون نفری که به یک نفر رای داده بودند، اعتراض نداشتند؟! آنان اعتراض‌شان را در 9 دی و در حرم امام اعتراض‌شان را به سید حسن خمینی اعلام کردند".

این کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم در ادامه متذکر شد: اینکه شما می‌گویید کسانی که در حرم امام به سید حسن اعتراض کردند، رفیق‌های ما بودند،‌‌ آیا کسانی که در فتنه 88 حضور داشتند، رفقای شما نبودند؟! توهین شما به آقای کوچک‌زاده هم توهین است و باید بدانید که همه بندگان خدا نزد او ارج و قرب دارند و آیا کار شما را باید مشفقانه و در راستای انقلاب قلمداد کرد؟! کیان نظام در سال 88 به خطر افتاد اما شما هیچ مطلبی بیان نکردید اما زمانی که به فائزه هاشمی اهانت شد، نامه سرگشاده صادر کردید!

" خداوند در قرآن می‌فرماید سخنی نگویید که دشمنان از آن سوءاستفاده کنند، شما هر چه می‌خواهید می‌گویید و رسانه‌های بیگانه از سخنان شما سوءاستفاده می‌کنند، شما که امام را قبول دارید، نباید سخنی مطرح کنید که دشمن از آن سوءاستفاده کند، ‌پدر شما محکم در برابر کمونیست‌ها موضع‌گیری می‌کرد، سؤال اینجاست دشمنان از کدام بخش مواضع شهید مطهری سوءاستفاده کردند که از 80 درصد سخنان شما سوءاستفاده کرده‌اند، خداوند در قرآن می‌فرماید، طوری سخن نگویید که مورد سوءاستفاده دشمن قرار گیرد".

مهرداد بذرپاش همچنین با تاکید بر اینکه آقای مطهری باید بالاخره مشخص کنی که اصلاح طلبی،‌ وسطی یا اصولگرایی، خاطرنشان کرد: دی ماه 86 هنگام ثبت نام اعلام کردید که به خاطر خطر اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم حضور یافتی اما امروز دو آتیشه سنگ اصلاح طلبان را به سینه می‌زنی، همانقدر که توهین به فائزه هاشمی بد است آیا بالا کشیدن 200 یا 300 هزار میلیارد تومان (اشاره به طرح وقف اموال دانشگاه آزاد) حق مردم بد نیست، اگر آنجا موضع‌گیری می‌کنی، در اینجا هم باید موضع‌گیری کنیم، آیا این مسئله به اندازه توهین به فائزه هاشمی جای موضع‌گیری نداشت؟!

وی در بخش دیگری از سخنانش از موضوع طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان سخن به میان آورد و تصریح کرد: شما با طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان مخالفت نکردی، من می‌گویم موافقت کردی، بهتر است آقای مطهری یک مصاحبه محکم در خصوص دانشگاه آزاد انجام دهی و صریحا اعلام کنی که طرح وقف اموال دانشگاه آزاد را قبول نداشتید، صریح بگویید تا مردم بدانند، بالاخره هر کسی باید از کسی دفاع کند، شما از هاشمی رفسنجانی دفاع کنید.

کاندیدای مردم تهران در انتخابات مجلس نهم همچنین به مواضع علی مطهری در فتنه 88 اشاره و تصریح کرد: در فتنه 88 شما گفتید که از مناظره احمدی‌نژاد با موسوی بود که اتفاقاتی در کشور رخ داد در حالی که خود فتنه‌گران اعتراف کردند که این کارها را انجام دادند و برنامه‌ریزی‌هایی داشتند، خود رژیم صهیونیستی می‌گوید که آن زمان حضور داشته آنوقت شما می‌گویید فتنه از مناظره موسوی با احمدی‌نژاد اتفاق افتاد، شما می‌خواهید استفاده سیاسی داشته باشید و از آنجا که امروز سیاست در زدن دولت است، بزن خوب می‌زنی!.

وی از اتهامات علی مطهری در خصوص موضوع 3 هزار میلیارد تومان به افراد مختلف انتقاد و تصریح کرد: چگونه راحت در این زمینه به افراد اتهام می‌زنید؟ ما می‌گوییم شما موضع‌گیری کنید، احتمالا شما می‌خواهید رای بیاورید و البته بیان این سخنان برای رای‌ آوری خوب است، باید بدانید که امروز شما کاسبی موسوی و جریان فتنه را می‌کنید و هم اکنون فضا را به گونه‌ای دیگری دیدید و تشخیص می‌دهید که کاسبی کنید. بالاخره یا قبول دارید که فتنه عظیمی در کشور در سال 88 رخ داد یا نه، شما همین سخنان را بیان می‌کنید که دشمنان سوءاستفاده می‌کنند.

بذرپاش با طرح این سؤال که آقای مطهری شما با چه کسی معامله می‌کنید، گفت: آیا شما پنجه‌های فولادی را در فتنه 88 ندیدید؟ آیا اگر شهید مطهری حضور داشت، اینگونه پای نظامش می‌ایستاد که شما می‌ایستید؟ اگر شهید مطهری حضور داشت، آیا واقعا این فتنه را قبول داشت؟ آیا شما فتنه 88 را ندیدید یا نمی‌خواهید که ببینید؟ بهتر است بگویید نمی‌خواهم ببینم و خلاص، چه طور روزنامه‌های طرفدار فتنه شما را تیتر یک می‌کنند، همین ادبیات امثال شماست که به ما می‌گویید بی‌ادب، ادبیات ما مشخص است و باید بدانید که ادبیات شما ادبیات شهید مطهری و نظام نیست.

وی خطاب به مطهری گفت: آقای مطهری شما عوض شده‌اید به فکر خودتان باشید، برای چه از نمایندگی مجلس استعفا دادید؟ اگر مجلس را قبول ندارید چرا دوباره کاندیدا شدید؟ استعفای شما هم یک شوی تبلیغاتی بیشتر نبود و خودتان هم می‌دانید،شما گفتید نامه هاشمی رفسنجانی درد و دل مردم ایران بود، این حرف صریح شماست، به همین جمله شما باید اندیشید؛ نامه شما به میرحسین موسوی سراسر تناقض است و خودتان هم نمی‌دانستید چه می‌نویسید.

بذرپاش با تأکید بر اینکه آقای مطهری شما هیچ کاری در فتنه انجام ندادید، متذکر شد: ما باید وظیفه‌مان را به موقع انجام دهیم و ماندگاری با خداست،‌به خاطر رای ‌آوری نباید هر مطلبی را بیان کرد. آقای مطهری کمی تحمل کنید حتما مانند پدرتان ماندگار می‌شوید.

وی با تاکید بر اینکه موضع بنده نسبت به دولت مشخص است، گفت: آیا هر چه را که نسبت به دولت بیان کردید، از روی نگاه خیرخواهانه بود، طرح سؤال از رئیس جمهور را هم که به راه انداخته‌اید می‌دانید که سیاسی است، اجازه دهید دادگاه تخلف 3 هزار میلیاردی برگزار شود آن زمان مشخص می‌شود که ته 3 هزار میلیارد تومان به چه کسی می‌رسد، همانطور که ته دانشگاه آزاد هم مشخص شد به چه کسی رسید، لااقل همین جا مطلبی بگو تا مشخص شود که علی مطهری آزاد است.

به پایه این گزارش، علی مطهری نماینده تهران در مجلس هم در این مناظره با بیان اینکه یکی از مهمترین موضوعاتی که باید در مورد آن صحبت کنیم، اهمیت انتخابات در شرایط فعلی کشور است، گفت: ما هم‌اکنون تحریم اقتصادی هستیم و در معرض تهدید نظامی هستیم. انتخابات پیام خوبی برای غربی‌ها دارد و می‌تواند بر اراده آنها برای ادامه تهدیدات علیه ما مؤثر باشد‌ زیرا با رویه‌ای که ما از غرب می‌شناسیم، آنها برای مثلا یک حمله نظامی به طور دقیق برنامه‌ریزی می‌کنند و لذا ما در این انتخابات می‌توانیم به آنها پیام مهمی بدهیم.

وی افزود: شرکت در انتخابات آینده به نظر من از حیث وظیفه اسلامی و ملی بسیار حائز اهمیت است.

مطهری همچنین در پاسخ به سؤال مجری برنامه که از وی خواست ویژگی‌های یک مجلس خوب را بیان کند، گفت: اساساً فلسفه وجود مجلس این بوده ‌که در مقابل سرکشی دولت‌ها بایستد زیرا قدرت فسادآور است، بنابراین عقل جمعی به این جا رسیده ‌که برای یک نظام حکومتی وجود مجلس لازم است تا همواره قانونگذاری کند و بر روند اجرای قانون نظارت داشته باشد.

وی گفت: مجلس ایده‌آل، هم در قانونگذاری خوب عمل می‌کند و هم در نظارت لذا نمایندگانی که وارد این مجلس می‌شوند، اولا باید در یک رشته تخصص داشته باشند و ثانیا باید بتوانند بر عملکرد دولت و اجرای قانون نظارت کنند زیرا نماینده بدون تخصص مفید نیست و نماینده‌ای هم که حرّیت نداشته باشد و یا وابسته به دولت و یا نهادهای قدرت و ثروت باشد، نماینده خوبی نیست چون اگر تخلفی را ببیند، برخورد نمی‌کند.

نماینده مردم تهران در مجلس هشتم شورای اسلامی با اشاره به اینکه نماینده ابزارهای مختلفی را در اختیار دارد، گفت: نماینده‌ای که مثلا به وسیله سرمایه‌داران وارد مجلس شده باشد، طبعاً مدیون آنها می‌شود و آنچه که سرمایه‌داران پشت صحنه مخالف آن باشند را نمی‌تواند اجرا کند و یا همین‌طور وقتی نماینده‌ای بوسیله دولت وارد مجلس می‌شود، طبعا قدرت نظارت ندارد، ضمن اینکه این مسئله هم اهمیت زیادی دارد که یک نماینده به دنیا، جاه، مقام و شهوت دلبستگی نداشته باشد. اگر چنین افرادی به مجلس بروند، آنوقت می‌توانیم مجلس خوبی داشته باشیم.

* وکیل‌الدوله بودن کار خوبی نیست

مطهری اضافه کرد: هم‌اکنون نماینده‌ای در مجلس است که می‌گوید من وکیل‌الدوله‌‌ام و به این مسئله هم افتخار می‌کند. من به آنها گفتم قبول؛ دولت ما مردمی است، ولی شما حتی باید تخلفات همین دولت را هم رصد کنید و وکیل‌الدوله بودن کار خوبی نیست.

این نماینده مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از صحبت‌های خود در پاسخ به سؤالی درباره نگرش خود به احزاب گفت: در اینکه ما باید احزاب قوی داشته باشیم و این مسئله به نفع کشور است، تردیدی نیست و برخی از مشکلات فعلی ما ناشی از فقدان احزاب قوی است. اگر ما احزابی داشته باشیم که طی ۲۰ یا ۳۰ سال اعتماد مردم را جذب کرده باشد، آنگاه اعتمادسازی مردم آسان می‌شود چون هرکس به حزبی گرایش دارد و آن حزب را قبول دارد و لذا کاندیداهایی هم که از طرف آن حزب معرفی می‌شود را قبول می‌کند و سرگردان نمی‌شود.

* وجود احزاب، مشارکت مردم را در انتخابات بالا می‌برد

وی افزود: این مسئله در وهله اول مشارکت مردم را در انتخابات بالا می‌برد و در وهله دوم از بهره‌برداری افراد فرصت‌طلب جلوگیری می‌کند زیرا در حال حاضر در انتخابات مجلس هرکس زرنگ‌تر باشد، می‌تواند موج درست کند و شاید پیروز هم شود و شاید بعضی از مردم بعداً در مورد فردی متوجه شوند که افکار او جور دیگری است و آدمی که می‌گفته نیست.

مطهری تصریح کرد: در حال حاضر مردم مجبورند ظرف مدت ۳ ماه، اصلح را انتخاب کنند اما اگر احزاب باشند، آنها کاندیداها را بررسی و نتیجه قضاوت خود را در اختیار مردم قرار می‌دهند و لذا احتمال فریب مردم کم می‌شود.

وی با بیان اینکه در زمینه احزاب کوتاهی صورت گرفته است، یادآور شد: البته مردم ما نیز سابقه خوبی از احزاب در ذهن ندارند و آنها را راحت نمی‌پذیرند ولی سیاسیون باید تلاش کنند که ما احزاب قوی در کشور داشته باشیم.

* مردم ساده نیستند

این فعال سیاسی در ادامه مناظره خود با مهرداد بذرپاش در پاسخ به یکی از انتقادات بذرپاش در مورد موافقت خود با حضور در همه لیست‌های انتخاباتی، گفت: من دیدگاه آقای بذرپاش را در مورد اینکه هرکس شرایط خانوادگی و وابستگی بیشتری به نام‌های مشهور داشته باشد، معروف‌تر است، قبول ندارم. مردم ساده نیستند که کاندیداها را برای شرایط خانوادگی بپذیرند یا اینکه مثلا اگر کسی در مجلس مؤثر است، صرفا برای وضعیت خانوادگی اوست.

وی افزود: این مسئله تأثیر کمی دارد زیرا در مجلس فعلی پسر شهید مفتح هم هست اما مطرح نیست و به تشخیص خود وارد فضای سیاسی نمی‌شود. با این وابستگی‌ها تاثیرگذاری و محبوبیت ایجاد نمی‌شود. مردم تحت تاثیر رسانه‌ها و شرایط اجتماعی هستند و ناخودآگاه به سمتی هدایت می‌شوند و ما نباید تلاش کنیم تا حتما به سمت دموکراسی واقعی حرکت کنیم، چراکه همین دموکراسی نسبی کافی است.

* همه گروه‌ها می‌توانند کاندیداهای مستقل را در لیست خود قرار دهند

مطهری با بیان اینکه من در دوره قبل هم حرفم همین بود، یادآور شد: در آنجا حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را مستثنی کردم اما امروز دیگر آنها نیستند یا در زندان هستند و یا حضور ندارند. طبیعی است که اکنون که من به صورت مستقل در انتخابات شرکت می‌کنم هر گروه اصلاح‌طلب یا اصلاح‌گرایی می‌تواند من را در لیستش بگذارد. مرزی بین اصولگرایان معتدل و اصلاح‌طلبان معتدل ندارم. چرا باید بعضی‌ها را در مقابل خودمان قرار بدهیم.

* خود را به اصولگرایان تحمیل نکرده بودم

فرزند استاد شهید مرتضی مطهری در بخش دیگری از این مناظره به تعدادی از انتقادات بذرپاش اشاره کرد و گفت: من اگر در سال 86 در لیست اصولگرایان قرار گرفتم، یک مسئله اتفاقی بود و اینطور نبود که خود را بر حامیان دولت تحمیل کرده باشم.

وی با بیان نحوه عضویت در لیست اصولگرایان در سال ۸۸ گفت: آنها با احمدی‌نژاد هم راجع به انتقاداتشان نسبت به من صحبت کردند اما او اصرار داشت که نام من در لیست آنها باشد.

* وقتی جبهه پایداری اعلام لیست کرد، این حق برای دیگران هم ایجاد شد

مطهری با تاکید بر اینکه "هیچگاه حمایت عجیب و غریب از دولت نداشتم ضمن اینکه در سال ۸۴ هم مخالف دولت نبودم"، به ارائه لیست صدای ملت اشاره کرد و گفت: بحث‌های ما راجع به لیست صدای ملت از چند ماه قبل شروع شد و ما فقط مانده بودیم که چه زمانی این مسئله را اعلام کنیم. وقتی جبهه پایداری اعلام کرد لیست جداگانه می‌دهد، این حق برای دیگران هم ایجاد شد که لیست بدهند و من اگر در لیست جبهه متحد بودم، خودم متولی این کار نمی‌شدم.

* به هاشمی انتقاد داشته و دارم اما او مظلوم واقع شد

وی در مورد انتقادات و دفاع‌های خود از هاشمی نیز گفت: من به هاشمی انتقاد داشته و دارم. در سال ۸۸ هم از او دفاع کردم و هنوز هم می‌کنم. هاشمی در بحران ۸۸ مظلوم واقع شد. آنها آمدند جلوی ۵۰ میلیون جمعیت گفتند تو اموالت را از کجا آورده‌ای و بعد هم به او اجازه دفاع ندادند.

مطهری با بیان اینکه اگر الان تفکرات پایداری بر جامعه حاکم بود، فاتحه انقلاب خوانده شده بود، گفت: یک عده جوان آمده‌اند و می‌گویند ما انقلابی اصیل هستیم و بقیه بی‌شرفند.

*خطر من که بیشتر از اصلاح‌طلبان بود!

وی افزود: وقتی اختلافی وجود ندارد، حضور در لیست‌های مختلف چه اشکالی دارد؟ اصلاح‌طلبان هم که می‌گویند ما ولایتمداریم و کبریت بی‌خطرند. خطری که من ایجاد کردم، بیشتر از اصلاح‌طلبان بود. اینکه می‌گویید اینها نباشند و آنها نباشند، باید فاتحه این اصولگرایی را خواند.

نماینده مردم تهران در مجلس هشتم شورای اسلامی به مصاحبه

خود با روزنامه کیهان در سال ۷۹ و در نقد هاشمی نیز اشاره کرد و گفت: من در آن مصاحبه نه به هاشمی تهمت زدم و نه آبرویش را بردم، فقط گفتم دخالت نزدیکان در سمت‌های اقتصادی شائبه‌انگیز است. این کجا و آنچه که احمدی‌نژاد در تلویزیون گفت کجا.

*آنهایی که مانع سخنرانی سیدحسن شدند، رفقای آقای بذرپاش بودند

وی افزود: یا مثلا عده‌ای در حرم امام مانع سخنرانی نوه امام شدند. ما که می‌دانیم اینها چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند. آقای بذرپاش خودش هم می‌داند اما خودش را به آن در می‌زند. آن جوان‌ها رفقای آقای بذرپاش بودند و آن کار هم کار لشکر عمر سعد بود که در مقابل امام حسین(ع) انجام دادند.

* مگر فائزه همسر من است؟

مطهری در مورد انتقادات بذرپاش پیرامون مواضعش در مورد فائزه هاشمی و دفاع از او نیز گفت: مگر فائزه همسر من است؟ به من چه ربطی دارد؟ یک لات رفته به فائزه فحاشی کرده است، حالا عده‌ای بیایند بگویند احسنت؟ و چون دختر هاشمی بوده است، طوری نیست؟

وی به انتقاد دیگر بذرپاش که می‌گفت چرا در مورد بسیجی‌هایی که در فتنه شهید شدند، چیزی نگفتید، تصریح کرد: مقصر اصلی مدیران بحران بودند. بگذریم از آنهایی که مردم را به خیابان‌ها دعوت کردند. عده‌ای اعتراض دارند، اما باید چطور با اینها برخورد کرد؟ اصلاً بگوییم رهبران آنها همه خائن هستند؛ حالا این همه مردم عادی و خانم‌های چادری آمده‌اند و اعتراض کرده‌اند؛ آیا نباید به اینها اجازه تجمع می‌دادیم تا هیجانات کم‌کم فروکش کند؟

مطهری ادامه داد: البته کف این قصه هم شاید مثلاً صد هزار نفر می‌ماندند که فقط می‌خواستند آتش بزنند؛ آن وقت می‌شد باتوم‌ها را برد بالا.

وی تأکید کرد: چرا به گونه‌ای عمل کردید که شعارها متوجه رهبری شود؟ یک دقیقه هم نگذاشتید حرف بزنند.

مطهری با کنایه به بذرپاش و خطاب به حضار گفت: اینها به جای اینکه توبه کنند، هنوز هم طلب‌کارند.

این نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین دفاع خود از مصوبه مربوط به دانشگاه آزاد را نیز تکذیب کرد و گفت: مجلس باید آزاد باشد و حرف خود را بزند. نمی‌شود مدام بگوییم آقا فرمودند، آقا فرمودند و با این چماق همه را بزنیم. مجلس کار خود را می‌کند، اگر هم مصلحت بزرگتری وجود داشت، رهبری تذکر می‌دهند و مجلس اصلاح می‌کند.

وی به مخالفت خود با طرح نظارت بر نمایندگان که در صحبت‌های بذرپاش بیان شد نیز اشاره کرد و گفت: این طرح مجلس را ذلیل می‌کرد. آیا مثلاً نظر رهبری همین طرح بود؟ اصلاً شاید نظر من مخالف نظر رهبری باشد، اشکالی دارد؟ من معتقد بودم نیازی به چنین طرحی وجود ندارد.

مطهری به انتقاد دیگر بذرپاش در مورد طرح انحصار انتشار آثار شهید مطهری نیز اینگونه پاسخ داد که‌ مگر آثار امام و رهبری انحصار ندارد؟ مگر می‌شود آثار شهید مطهری را به دیگران داد تا منتشر کنند؟

وی در ادامه به ماجرای خود و کوچک‌زاده پرداخت و با بیان اینکه ماجرای توهین به کوچک‌زاده از شیطنت همین آقایان (اشاره به بذرپاش) بود، گفت: من در مجلس بر سر ماجرایی چون با کوچک‌زاده هم دبیرستانی بودیم و او نامش در دبیرستان کوچکف بود، چون می‌گفتند اجدادش از قفقاز آمده‌اند؛ او را کوچکف صدا کردم، او هم به سمت من یک جاسوزنی پرتاب کرد که اگر به صورت من خورده بود، معلوم نبود چه اتفاقی رخ می‌داد اما به مانیتور مقابل من خورد.

"کوچک‌زاده بعد ‌آمد و یقه مرا گرفت. من هم گفتم بتمرگ و یک حرف دیگر هم زدم که فقط به صورت آرام از رادیو شنیده شد و از تریبون رسمی مجلس نبود. بعد رجانیوز و وطن امروز آمدند گفتند این از تریبون مجلس به کوچک‌زاده فحش داده است".

وی به انتقاد دیگری از مهرداد بذرپاش نیز پاسخی جالب داد.

مطهری در مورد استفاده رسانه‌های بیگانه از صحبت‌هایش گفت: اگر اینطور که شما می‌گویید، باشد، پس دیگر هیچ اصلاحی در کشور رخ نمی‌دهد؛ مثلاً رئیس‌جمهور می‌گوید من قانون مترو را اجرا نمی‌کنم. ما هم در مجلس می‌گوییم مخالفیم، بعد همان شب هم بی‌بی‌سی این حرف‌ها را می‌زند؛ خب ما چکار کنیم؟

"شما می‌گویید ما هرکاری می‌خواهیم، می‌کنیم، مثلاً 3 هزار میلیارد می‌خوریم. شما هم چیزی نگویید، چون بی‌بی‌سی اعلام می‌کند".

وی در مورد انتقاد خود از اصلاح‌طلبان در سال 87 نیز گفت: من در آن موقع گفتم که می‌خواهم در مقابل اصلاح‌طلبانی بایستم که بدتر از مجلس ششم هستند.

*دولت در ماجرای دانشگاه آزاد نیت الهی ندارد

مطهری به ماجرای دانشگاه آزاد نیز اشاره کرد و گفت: شما نیت الهی ندارید. می‌‌گویید این منبع باید دست من باشد. می‌خواهید این را به آن 3 هزار میلیارد اضافه کنید.

نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اشکال آقایان این است که خیال می‌کنند بین دفاع از نظام و دفاع از مردم فرق هست؛ گفت: دفاع از مردم دفاع از نظام است. شما فقط می‌گویید فتنه‌گر، فتنه‌گر، اما ‌فتنه‌ساز و فتنه‌باز هم داریم، بعضی‌ها مثل لاشخور آمده‌اند‌.

عضو لیست انتخاباتی صدای ملت که در این قسمت از برنامه وقتش تمام شده بود، با بیان اینکه آقای بذرپاش حرف‌های جدیدی مطرح کرده‌اند که باید پاسخ داده شود، تأکید کرد که باید بیش از وقت خود نیز صحبت کند.

وی در مورد استعفای خود از نمایندگی مجلس نیز گفت: استعفا یکی از اهرم‌های نماینده است. وقتی من طرح سؤال از رئیس‌جمهور را با 100 امضا به هیئت رئیسه تحویل دادم، در نهایت راهی جز استعفا برایم نماند‌ که البته مجلس هم در ادامه با رأی بالا با استعفای من مخالف کرد.

مطهری با بیان اینکه من از استعفا برای پیش‌برد اهدافم استفاده کردم، گفت: نامه هاشمی در سال 88 حرف بخشی از مردم بود. هاشمی داشت سبزها را کنترل می‌کرد، هاشمی در نماز جمعه هم کار درستی کرد و حرف‌های درستی زد.

بخش دوم و پایانی/ روانبخش در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس:

در انتخابات 12 اسفند 22 بهمن دیگری شکل خواهد گرفت

خبرگزاری فارس: عضو مؤسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی تأکید کرد: دشمن از تمام معاندین نظام استفاده می‌کند تا انتخابات کمرنگ شود اما انشا‌الله خواهیم دید که در انتخابات 12 اسفند، 22بهمن دیگری شکل خواهد گرفت.

خبرگزاری فارس: در انتخابات 12 اسفند 22 بهمن دیگری شکل خواهد گرفت

* فارس: روند کلی انتخابات مجلس نهم را چگونه می‌بینید؟ افزایش مشارکت مردم مهمترین موضوع حال حاضر است. ‌نگاهی به راهپیمایی ۲۲ بهمن نیز نوید انتخابات پرشوری را می‌دهد. نظر شما چیست؟

- روانبخش: یک خطی از سوی استکبار دنبال شده که حضور مردم در این انتخابات، کمرنگ شود و این همان خطی است که مطرح می‌کرد در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال هم کسی نخواهد آمد. دائما در رسانه‌های خود القا می‌کردند که راهپیمایی 22 بهمن پرشور نمی‌شود.

همچنین بحث تحریم انتخابات نیز از سوی اصلاح‌‌طلبان مطرح ‌شد که همه این حرف‌ها در این راستا بود که حضور مردم کمرنگ شود اما اینها پاسخ خود را در ۲۲ بهمن گرفتند و دیدید تحریم‌های فلج کنندشان که اصطلاحشان بود ملت ایران را فلج می‌کند، خودشان را فلج کرد.

ملت ایران در 22 بهمن امسال نسبت به سال گذشته پرشورتر آمدند اما هم‌اکنون دشمنان نسبت به انتخابات نیز این برنامه را دارند و این سناریو را ادامه می‌دهند.

* فارس: این حضور پرشور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن چه پیام‌هایی دارد؟

- روانبخش: نه فقط در تهران، در قم نیز که خودم شاهد راهپیمایی بودم و همچنین گزارشات تلویزیونی همه کشور را هم که می‌دیدم، مشخص بود امسال حضور بسیار پررنگ‌تر و چشمگیرتر بود و علت اساسی هم این است که مردم ما بصیرت دارند و به فضل الهی با رهبری‌های بسیار مدبرانه مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) این ملت امام منطقه و دنیا شده است و طبق فرموده قرآن که نویدش را داده است، امروز این مردم تبدیل شدند به امام منطقه و جهان اسلام.

تمام دنیا به ما نگاه می‌کنند که ما داریم چه می‌شویم. ملت ما می‌دانند فشار است، می‌دانند تحریم است و خودشان هم می‌دانند که این تحریم‌ها از سوی دشمن است و دشمنان برای فلج کردن ما وارد میدان شده‌اند.

ملت ایران از آن طرف هم نتایج کارش را می‌بینند؛ از سال گذشته تا امسال چهار دیکتاتور منطقه سرنگون شدند. این جوانان منطقه هم که آمدند خدمت مقام معظم رهبری شعارهایشان پرشورتر از جوانان خودمان است با شعار "لبیک یا خامنه‌ای" مردم احساس غرور می‌کنند. من زمانی که این خبر را شنیدم، پشت فرمان ماشین بودم و به قدری تحت‌تأثیر قرار گرفتم که دیگر نتوانستم رانندگی کنم و گفتم "خدایا چه اتفاقی دارد در جهان اسلام می‌افتد."

این جوانان نمایندگان هسته‌های مقاومت هستند، این هسته‌های مقاومتی است که امام خمینی (ره) نویدشان را می‌داد. حضرت آقا نگفت که من رهبر شما هستم، بلکه آنها آمدند و گفتند "شما رهبر ما هستید" یعنی رهبری حضرت آقا برای جهان اسلام به طور طبیعی و آرام در حال شکل‌گیری است. اکنون همه این جوانان می‌آیند و می‌گویند "آقا ما چه کار کنیم".

همه از لیبی، مصر، عراق، فلسطین و ... می‌آیند و خط می‌گیرند لذا این رهبری به طور طبیعی شکل گرفته است و همین طور این حرکت به پیش می‌رود.

جایگاهی که امروز ملت ایران دارد، در هیچ برهه‌ای از تاریخ نداشته است و این را مردم می‌فهمند و دشمنی‌های دشمن را هم درک می‌کنند لذا اینطور نیست که مردم همینطوری بیایند البته مردم اعتراضاتی هم نسبت به مسئولین دارند و حرفشان را هم می‌زنند اما واقعا فکر می‌کنند و جایگاه خودشان، جایگاه انقلاب و جایگاه کشور، رهبر و ملت را درک می‌کنند و این عزت و آقایی را باتمام وجود احساس و به آن افتخار می‌کند.

بنابراین پای انقلاب می‌ایستند و اگر حرفی می‌زنند و اعتراضی دارند، نسبت به این است که چرا برخی مسئولین از مسیر انقلاب خارج می‌شوند چراکه مردم خود را صاحب انقلاب می‌داند. خود امام (ره) هم فرمودند "اگر من هم کج بروم، خود ملت من را کنار می‌زند". ملت پای اسلام و انقلاب ایستاده است چراکه این انقلاب را ساده به دست نیاورده بنابراین راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن امسال تودهنی سنگینی برای دشمنان بود. حالا دشمنان می‌گویند که چند هزار نفر آمده بود که همین دروغ هم برای ملت ایران تبدیل به یک طنز می‌شود.

جالب اینجاست که همین رسانه‌های غربی راهپیمایی طرفدارشان میرحسین موسوی را در ۲۵ خرداد که تنها یک لاین خیابان آزادی را گرفته بودند و تازه این پرجمیعت‌ترین راهپیماییشان بود، می‌گویند راهپیمایی ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفری ولی وقتی به راهپیمایی ۲۲ بهمن می‌رسند که تمام خیابان‌های منتهی به میدان آزادی پر از جمعیت شده بود را می‌گویند راهپیمایی ده هزار نفری لذا مردم این را می‌فهمند که حرفهایشان از روی بغض است.

مردمی که در راهپیمایی 22بهمن شرکت کردند، در یک جمله همه مشترک بودند، با هر کس صحبت می‌کردی، می‌گفت "من به عشق آقا آمده‌ام" لذا داشتن چنین رهبری که همه نقشه‌های دشمن را می‌شناسد و درست و به موقع‌ آنها را خنثی می‌کند، سرمایه‌ بزرگی است.

یکی از نکات جالبی که آقای راشدان گفته بود و BBC نقل کرد و در سایت جام هم آمد، این بود که "واقعا برای یک کارشناس سیاسی که با معیارها و موازین یک رهبر معقول دنیا کار می‌کند، فهم دنیای درونی آیت‌الله خامنه‌ای بسیار مشکل است" لذا برایشان خیلی مهم و سخت است که نمی‌توانند آقا را مطالعه کند.

اینها در گذشته هم گفتند که ما نمی‌توانیم رفتار ولی فقیه را حدس بزنیم به عنوان مثال مصطفی صابر فعال کمونیست مطرح کرده که "جمهوری اسلامی نه گزینه جنگ را انتخاب می‌کند و نه جام زهر را. آیت‌الله خامنه‌ای این هنر را دارد، این نقش را ایفا کند که این گزینه‌ها انتخاب نشود".

یا مثلاً نکات دیگری که مطرح کردند، مثل اینکه اخیرا صدای آمریکا گفته "آقای خامنه‌ای در نماز جمعه دیگر از موضع تدافعی خارج شده و وارد موضع تهاجمی شده است. هیچ نشانه‌ای از اینکه آقای خامنه‌ای از مواضعش در مقابل فشارهای غرب کوتاه بیاید، در خطبه‌های نماز جمعه وجود نداشت" و حتی تأکید کرد "ایران با تمام قوا مسیر را ادامه خواهد داد".

اینها دارند رفتارهای رهبری را مطالعه می‌کنند و به همین دلیل هم است که سنگین‌ترین حملات را به شخص امام خامنه‌ای متمرکز می‌کنند؛ چه توسط عوامل داخلی‌شان و چه از سوی عوامل خارجی خود.

در انتخابات آینده نیز همین مطلب صدق می‌کند. حضرت آقا فرمودند "انتخاباتی دشمن شکن خواهیم داشت" چراکه دشمن می‌خواهد انتخابات سرد برگزار شود. تحریم همه جانبه و به اصطلاح خودش فلج کننده اعمال می‌کند، از طرف دیگر نوکران حلقه به گوشش در داخل بحث تحریم انتخابات را مطرح می‌کنند و فشار می‌آورند که مثلاً در انتخابات شرکت نکنید.

تازه این روزها رسانه‌های خارجی مثل گویانیوز، رضا پهلوی را هم به میدان آورده است. رضا پهلوی می‌گوید "با تحریم انتخابات تنها راه برون‌رفت از شرایط موجود گذر از قانون اساسی است". حتی از سلطنت‌طلبان و تمام معاندین نظام استفاده می‌کنند تا انتخابات کمرنگ شود اما انشا‌الله خواهیم دید که در انتخابات 12 اسفند، 22بهمن دیگری شکل خواهد گرفت چراکه وقتی مردم می‌بینند دشمن نمی‌خواهد انتخابات پرشوری داشته باشیم، حضور پرشوری در انتخابات خواهند داشت.

در این انتخابات به هر دلیلی جبهه متحد و جبهه پایداری نتوانستند با هم وفاق کنند اما در بیش از ۷۰ درصد حوزه‌ها ‌لیست دو جبهه ‌مشترک است و رقابت با مستقل‌ها و اصلاح‌طلبان وجود دارد.

در تهران هم اصلاح‌طلبان ‌کم و بیش حضور پیدا کردند. حزب مردم‌سالاری ‌وارد شده، ولی چهره شاخص رأی‌آور ندارد لذا رقابت سالم اصولگرایان می‌تواند انتخابات پرشورتری رقم بزند.

انشاءالله انتخابات هم در تهران و هم در شهرستان‌ها پرشور خواهد بود البته باید توجه داشت که همیشه انتخابات‌ها را باید با همان نوع انتخابات مقایسه کرد یعنی انتخابات شوراها را نمی‌شود با انتخابات مجلس مقایسه کرد و انتخابات مجلس را نمی‌توان با انتخابات ریاست‌جمهوری مقایسه کرد.

در ایران همیشه انتخابات ریاست‌جمهوری پرشورتر بوده است ولی ما انتخابات 12 اسفند را با انتخابات‌های قبلی مجلس یعنی مجلس هشتم و یا هفتم و ششم مقایسه می‌کنیم و انشاالله این انتخابات پرشورتر و با حضور مردمی بیشتری همراه خواهد بود.

* فارس: چیزی که روز به روز بیشتر مشخص می‌شود، بحث تدبیر و مدیریت‌ آقا در این سال‌هاست و همه پی به نحوه مدیریت آقا بردند، ارزیابی و تحلیل شما از این بیست و سه سال ولایت رهبری چیست؟

- روانبخش: من بسیار کوچکتر از آن هستم که بتوانم نسبت به حضرت آقا اظهارنظر کنم، آیت‌الله مصباح نیز می‌فرمودند "باید اعتراف کنم که پس از سال‌ها کار و فعالیت سیاسی و فرهنگی هنوز همه ابعاد وجودی امام (ره) را نشناختم و این را نیز باید اعتراف کنم که هنوز حضرت آقا را هم نشناختم".

تعبیر ایشان این است که اگر تمام نعمت‌های خدا بر زمین را در یک کفه ترازو بگذاریم و نعمت وجودی مقام معظم رهبری را نیز در کفه دیگر ترازو بگذاریم، کفه نعمت وجودی رهبری سنگین‌تر است. من بر روی این سخن ایشان فکر کردم که حکمت آن چیست؟ و به این نتیجه رسیدم که یکی از جهات آن این است که امروز با رهبری حضرت آقا در جایگاهی که قرار دارند، لحظه‌ به لحظه انسان‌های بسیاری به سوی اسلام و حق و حقیقت هدایت می‌شوند.

در منطقه تحول عظیمی ایجاد شده البته نه تنها در منطقه بلکه در جهان؛ یکی از دوستانم که از آلمان آمده بود، می‌گفت "اکنون در آلمان هر دو روز یک نفر مسلمان می‌شود. آن هم شیعه" چراکه آنها با این نوع تفکر آشنا می‌شوند و مرکز اسلامی هامبورگ هم فعال است لذا اتفاقات عظیمی در جهان در حال رخ دادن است و پیچ تاریخی بزرگی که آقا فرمودند هم در حال رخ دادن است.

اکنون شرایط جهان به گونه‌ای است که اکبر گنجی در روزآنلاین نیز اعتراف می‌کند "پیچ تاریخی که آیت‌الله خامنه‌ای می‌بیند، به معنای حاکمیت یافتن ارزش‌های معنوی و الهی در جهان است و دلیل این مدعا نیز وقوع بهار عربی و پایداری 33ساله جمهوری اسلامی و قوی‌تر شدن مداوم آن است" یعنی گاهی طوری می‌شود که معاویه نیز مجبور می‌شد از امام علی (ع) تعریف کند چراکه دیگر چاره‌ای نداشت.

چنین نعمتی را خداوند به ملت ایران عنایت فرموده باید شکر کرد. البته وضعیت ایشان در دوره رهبری با دوره ریاست جمهوریشان بسیار متفاوت شده است؛ در دوره ریاست جمهوری‌شان و در پایان جنگ آقای "خاویر پرزدکویا" به ایران آمده بود. این را آقای بشارتی نقل می‌کرد که وزیر کشور آن زمان بود.

بشارتی می‌گفت این فرد یک جلسه چند ساعته با آقا داشت و پس از اینکه از جلسه بیرون آمد، پرسید "این رئیس جمهور شما در کدام دانشگاه درس علوم‌سیاسی خوانده است؟" گفتم "ایشان در حوزه علمیه قم درس خواندند، چطور؟" گفت: "من ده سال است که دبیرکل سازمان ملل هستم و 30 سال است که کار سیاسی می‌کنم و از اکثر دانشگاه‌های معتبر جهان نیز مدرک دارم لذا کمتر شخصیت سیاسی است که در این مدت ندیده باشم اما تاکنون شخصیتی سیاستمدارتر از رئیس‌جمهور شما را ندیدم چراکه در هر راهی من وارد شدم، ایشان به من جواب داد و راه مرا بست".

حالا ببینید 22 سال از رهبری چنین شخصیتی گذشته است و امام نیز از قبل گفته بودند که ایشان به درد رهبری می‌خورند و آقای مصباح هم فرمودند "آقا از سفره با برکت آن امام است".

در سال 1383 نامه علمای طراز اول کشور که به مقام معظم رهبری نوشته شده بود، با خط آیت‌الله جوادی آملی بود. ایشان در یکی از ‌‌فرازهای این نامه آورده بودند که ‌«الامام الخمینی مدینه السیاسه و علی ‌الخامنه‌ای بابها».

این عبارت آیت‌الله جوادی آملی است که نشان می‌دهد جایگاه سیاسی و علمی و ولایی آقا در چه جایگاهی است. ایشان وقتی وارد مرحله رهبری می‌شوند، یکی از بزرگان سال 75 فرمودند که گویا روح امام در روح حضرت ایت‌الله خامنه‌ای حلول کرده است و این همان امام خمینی جوان است.

خود‌ آیت‌الله مصباح نیز می‌فرمودند "من می‌بینم که گویا روح امام در روح ایشان حلول کرده است". مردم هم این را می‌فهمند. در طول این 23 سال رهبری حضرت آقا بحران‌هایی که در منطقه و در کشور پیش آمد، هیچ‌گاه در زمان امام پیش نیامده بود، به خصوص خیانت دوستان.

در زمان امام خیانت دوستان کم بود که یکی از آنها خیانت آقای منتظری بود ولی خیانت دوستان و یاران در این سال‌ها بسیار زیاد است اما سعه‌صدر رهبری و تحمل ایشان و اینکه ایشان می‌‌توانند با تدبیر، صبر، حوصله و سعه‌صبر این بحران‌ها را اداره کنند بدون اینکه کوچکترین آسیبی به کشور وارد شود.

مثلا در جنگ عراق و آمریکا بسیاری فشار می‌آوردند که ایران وارد شود اما مقام معظم رهبری تدبیر به خرج دادند و فرمودند من این را اسلام و کفر نمی‌بینم و اگر دستور دهم، برای هر قطره خونی که ریخته شود، من باید فردای قیامت جواب دهم بنابراین ما بی‌طرف هستیم.

در ماجرای فتنه 88 که فتنه سنگینی هم بود و سنگین‌تر از این فتنه پس از انقلاب نداشتیم، این فتنه‌گران جزو شخصیت‌های نظام و نخست‌وزیر، رئیس مجلس و یا رئیس مجمع تشخیص نظام بودند و در ماجرای فتنه نقش داشتند اما می‌بینیم رهبری چه حکیمانه فتنه را تدبیر کرد.

هر کشوری در دنیا اگر این ماجرا برایش پیش می‌آمد، سریعاً نیروی نظامی وارد می‌کرد اما ایشان با روشن‌گری بحران را حل کردند‌. ایشان ابتدا سراغ خواص آمدند و از آنها خواستند تا چنین نقشی را ایفا کنند اما غالب آنها مردود شدند لذا خود ایشان به نماز جمعه آمدند و با مردم مسائل را در میان گذاشتند و آنها را روشن کردند و همان افرادی که فریب خورده بودند و دور موسوی و کروبی در راهپیمایی 25خرداد جمع شده بودند، برگشتند و روشن شدند و دور آنها را خالی کردند و یک تعداد اندکی باقی ماندند که فتنه 30 خرداد و اتفاقات روز قدس را رقم زدند. در آخر هم مردم در 9دی حماسه آفرید و اینها را جمع کرد.

همچنین در بحث مشایی که پیش می‌آید، نوع مدیریت آقا جور دیگری است. خب می‌بینم که احمدی‌نژاد 11 روز خانه می‌نشیند اما رهبری از مواضعشان کوتاه نمی‌آیند چراکه کوتاه آمدن از مواضع رهبری در آنجا یعنی حکم حکومتی تمام و آنجا بحث شکستن ولایت بود.

اما ایشان به هیچ‌وجه کوتاه نیامدند، در نتیجه 11 روز گذشت و احمدی‌نژاد مجبور شد برگردد لذا می‌بینیم نوع مدیریت آقا جوری است که با سعه‌صدر بسیار بالا و تدبیر مسائل را حل می‌کنند.

سخرانی‌های رهبری و مواضعی که اتخاذ می‌کنند، مستقیماً به دنیا عرضه می‌شود و آنها روی هر صحبت حضرت آقا حساب می‌کنند. در شرایط کنونی دنیا، ایشان بحث کمک به جنگ 33 روزه و 22 روزه را مطرح کردند در حالی که قبلاً هم می‌توانستند این را بفرمایند و اکنون که اوباما گفته "همه گزینه‌ها روی میز است، حتی تهدید نظامی" ایشان می‌خواهند با این حرف گوشه‌ای از قدرت ایران را نشان دهند که این سخنانشان هم بسیار اثر داشت.

ایشان فرمودند "ما در جنگ 33 و 22 روزه کمک کردیم و نتیجه آن را هم دیدید". این یعنی چه؟ همه می‌دانند که ما سرباز برای مبارزه به لبنان نفرستادیم و فقط از افرادی که در آنجا خودشان می‌جنگیدند و مبارزه می‌کردند، حمایت کردیم. همین حمایت هم پدرشان را درآورد اما اگر بخواهیم از گزینه نظامی استفاده کنیم، آن وقت خواهید دید که چه اتفاقی می‌افتد، آن هم در شرایطی که بیداری اسلامی در منطقه رخ داده است.

آن روزی که شما مبارک، قذافی و بن‌علی را داشتید و در یمن، بحرین و مصر مشکلی نداشتید و نوکران حلقه به گوشتان در آنجا بودند، غلطی نتوانستید بکنید. حالا که دیگر کسی را ندارید و ملت‌ها همه با ما هستند که دیگر هیچ کاری از دستتان بر نمی‌آید.

تعبیری که رئیس الازهر پس از خطبه‌های آقا مطرح کرده بود، بسیار جالب بود، وی در دیدار رئیس ارتش انگلیس گفته بود که "حمله به ایران سراسر خاورمیانه را نابود می‌کند" و این یعنی حواستان باشد با دم شیر بازی نکنید.

همچنین مدیر مرکز تحقیقات و مطالعات تروریسم لندن نیز گفته بود "مقامات و کارشناسان آمریکایی آستانه تحمل و استقامت مردم ایران را دست کم می‌گیرند. شما با کشوری روبرو هستید که 8سال جنگ تحمیلی را طی کرده است و امروز ‌قدرت فراوانی دارد.