دولت موقت مهندس بازرگان برای بار اول لایحهی آب و برق مجانی را تصویب کرد و وعدهی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعدهی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند.
به گزارش فارس ، سی و سه سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!
اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می دهد که اصلا و ابدا چنین وعده ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.
البته برای دشمنان امام فرقی نمی کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده ای، می خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده اند و یا با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده ا ند و یا اینکه این قبیل وعده ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می بینیم.
در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده اند که امام چنین وعده ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»
این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.
ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.»
همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می شود.
کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت: «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!
در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می شود! امام بزرگوار ما توضیح می دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.
پس در سخنان امام خمینی وعده ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین کردند.
فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم هایی متخصص و روشنفکر می دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی سواد بودن متهم می کردند!
به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!
پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده ی دروغی داده شده و یا وعده ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می کنند! اما کسی نمی گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!
امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!
پی نوشت و اصلاحیه
بعضی دوستان معتقدند که تصویب آب و برق مجانی در دولت، تحت تاثیر سفارشات امام خمینی به دولت موقت بوده است. دلیل این دوستان پیام ۱۴ ماده ای امام در تاریخ ۹ اسفند و نطق تلویزیونی مرحوم بازرگان در تاریخ ۲۳ اسفند ۵۷ است. مهندس بازرگان در این مصاحبه تلویزیونی که متن آن در کیهان ۲۴ اسفندماه نیز به چاپ رسیده، ادعاهایی را درباره امام مطرح کرده است. مثلا وی ادعا کرده است که امام بدون مشورت با دولت و یا با صدور اعلامیه، خواسته است که آب و برق مجانی شود!
در حالی که اگر صحیفه امام را مرور کنیم، قبل از تاریخ مصوبه هیات دولت، هیچ سخنرانی و اطلاعیه ای از طرف امام سراغ نداریم که به موضوع آب و برق مجانی اشاره شده باشد. تنها موردی که وجود دارد همان پیام ۱۴ ماده ای مورخ ۹ اسفندماه است که بعد از تصویب آب و برق مجانی در دولت، صادر شده است. البته امام در این نامه از قید «فعلا» و «برای طبقات کم بضاعت» استفاده کرده است.
پس این احتمال وجود دارد که پیش از این، رهبران انقلاب یا شورای انقلاب و یا امام به طور خصوصی و نه از طریق فشار رسانه ای و یا صدور اعلامیه، به دولت پیشنهاد چنین کاری را داده باشند. اما چرا مرحوم بازرگان در مصاحبه ۲۳ اسفند ادعا کرده است امام از طریق اعلامیه و بدون مشورت با او دستور داده؟!
نگاهی به آرشیو سخنان امام نشان می دهد که علت اصلی ناراحتی مهندس بازرگان چیز دیگری بوده است. چون قبل و بعد از تصویب لایحه دولت، نشانه ای از نارضایتی دولت از این پیشنهاد دیده نمی شود و موردی هم سراغ نداریم که امام در اعلامیه و یا سخنرانی عمومی، دولت را برای این مساله خاص تحت فشار قرار داده باشد. اتفاقا برعکس، امام بعد از تشکیل دولت موقت، بارها مردم را به همکاری با دولت در جهت رفع محرومیت ها تشویق و به صراحت تاکید می کرد که رفع این محرومیت ها به زمان زیادی نیاز دارد.
نکته اینجاست که امام در روزهای قبل از مصاحبه بازرگان (دهم و پانزدهم اسفند) انتقادات تندی را به سیاست گام به گام دولت در رفع مفاسد دستگاه های دولتی و وزارتخانه ها و باقی ماندن برخی مظاهر رژیم گذشته مطرح کرده بود که این مساله موجب ناراحتی و گلایه مهندس بازرگان می شود. اما وی سعی کرد بدون ارائه پاسخی قانع کننده به انتقادات اصلی و اساسی امام و با اشاره به مسائلی چون آب و برق مجانی که مصوبه دولت خودش نیز بود، انتقادهای امام را احساسی و غیرتخصصی معرفی کند!
به هرحال آب و برق مجانی، چه با سفارش امام بوده و چه نبوده، مصوبه دولت موقت در تاریخ ۸ اسفند ۵۷ بوده است آنهم با قید فعلا و برای اقشار کم درآمد، نه برای همیشه و همه مردم. نکته مهمتر اینکه علی رغم چاپ اصل سخنان دوازدهم بهمن امام در مطبوعات آن روز، هنوز هم عده ای اصرار دارند که امام در بدو ورود به ایران، وعده ی آب و برق مجانی را داده است!
خبرگزاری فارس: نخستوزیر و وزیر خارجه قطر از درخواست رشوههای کلان مالی برخی از رژیمهای عربی و شخصیتهای اتحادیه عرب جهت حمایت از موضع ضد سوری قطر در اتحادیه عرب پرده برداشت.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی الحوار و التجدید، شیخ حمد بن جاسم آلثانی، نخست وزیر و وزیر خارجه قطر دلیل با مشکل مواجه شدن دیپلماسی قطر در برابر سوریه را درخواستهای نامعقول و کسب منافع مالی کلان توسط اعضای اتحادیه عرب برشمرد.
شیخ حمد که در محل اقامت خود در واشنگتن برای برخی از شخصیتهای سیاسی و امنیتی و نظامی آمریکایی و عربی و قطری سخن میگفت، از این موضوع پرده برداشت.
وی در سخنانش تاکید کرد که برخی از اعضای اتحادیه عرب حمایت از دیپلماسی قطر در برابر سوریه را منوط به برآوردن خواستهها و شروط مالی کلان خود کردهاند و این حمایت را به منبعی برای کسب درآمدهای کلان خود تبدیل کردهاند.
نخستوزیر و وزیر خارجه قطر ادعا کرده است، کشورهایی مانند مصر ، الجزایر ، تونس و موریتانی خواستار دهها میلیارد دلار در برابر حمایت از موضع قطر علیه رژیم سوریه در اتحادیه عرب شدهاند.
همچنین وی در گفتوگو با هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا که مضمون آن به رسانهها درز پیدا کرده، شیخ حمد ادعا کرده ، نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب از وی خواستار 50 میلیون دلار برای ادامه حمایت از موضع قطر در قبال سوریه و پیگیری تماسهایش با پایتختهای عربی در اقدام علیه سوریه شده است.
نخستوزیر و وزیر خارجه قطر در ادامه ادعاهایش اظهار کرده است: اردن که دارای مرزهای مشترک با سوریه است، در قبال ایجاد منطقه حائل در مرزهای خود با سوریه خواستار سالیانه 3 میلیارد دلار و دریافت گاز و استخدام دهها هزار شهروند اردنی در طرحهای قطری شده است.
قطر از جمله رژیمهای عربی است که تلاش بسیاری برای دامن زدن به بحران سوریه و براندازی دولت بشار اسد میکند.
یک مقام بلندپایه رژیم صهیونیستی گفت: تل آویو از سقوط رژیم سعودی و تعداد دیگری از رژیم های عرب حوزه خلیج فارس هراس دارد.
به گزارش العالم، یورام کوهن رئیس دستگاه اطلاعاتی و امنیتی داخلی رژیم صهیونیستی (شاباک) نسبت به سقوط «رژیم های میانه رو دیگری مانند رژیم عربستان سعودی و تعدادی از رژیم های خلیج فارس» ابراز نگرانی کرد.
کوهن افزود: نگرانیهایی درباره سقوط رژیم های میانه رو دیگر مانند عربستان و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس وجود دارد تا جایی که شاهد تغییرات داخلی و تغییرات دیگری درباره روابط و نوع نگاه به اسرائیل خواهند بود.
او گفت: دقیقا نمی دانم مصر، تونس و لیبی به چه زمانی نیاز دارند تا به ثبات بازگردند و زندگی به طور طبیعی جریان پیدا کند.
بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در سفر به فلسطین اشغالی شدت سرسپردگی و بی شخصیتی خود را به نمایش گذاشت. در همین حال مقامات رژیم صهیونیستی به شدت از نفوذ منطقه ای ایران ابراز وحشت کردند.
به گزارش کیهان، بان کی مون در دیدار با پرز و لیبرمن، رئیس و وزیر خارجه رژیم صهیونیستی بی آن که کوچک ترین اعتراض یا پرسشی را نسبت به تسلیحات اتمی اسرائیل و عدم نظارت بین المللی بر فعالیت های آنها مطرح کند، گفته است: من از مقامات ایرانی خواسته ام ثابت کنند برنامه اتمی آنها برای اهداف مسالمت آمیز است و من فکر می کنم آنها هنوز جامعه بین المللی را قانع نکرده اند.
وی همچنین به پرز گفته است: دیدار من در مقطعی انجام می گیرد که همه چیز در اطراف ما به هم ریخته است. هر دوی ما نگران چگونگی دستیابی به صلح و امنیت در منطقه هستیم. من به شما قول می دهم پیرامون ایران، حماس، نوار غزه و رویدادهای سوریه با صدایی بلند اقدام کرده و سخن گویم.
شیمون پرز در این ملاقات گفته است: اسرائیل از تغییرات آینده در دنیای عرب حمایت می کند ولی باید مطمئن بود که این تغییرات تغییراتی برای آزادی و پیشرفت است و نه، همانطوری که شاهد آن هستیم، تغییری به نفع بنیادگرایان مذهبی و محدودیت برای آزادی و دموکراسی.
آویگدور لیبرمن وزیر خارجه رژیم صهیونیستی نیز در ملاقات بان کی مون ابراز نگرانی کرد در صورتی که ایران به کنترل عراق دست یابد، یک زنجیره کشورهای تحت نفوذ ایران، عراق- سوریه- لبنان بوجود خواهد آورد و اسرائیل و اردن را با چالشی عظیم روبرو خواهد کرد، واقعیتی که ثبات در منطقه را خدشه دار کرده و امنیت جهانی را به مخاطره خواهد انداخت.
یادآور می شود مقارن با سفر کی مون به تل آویو، برخی مقامات این رژیم مدعی شده اند «اسرائیل توان حمله به مراکز هسته ای ایران را دارد.» موشه یعالون معاون نتانیاهو در کنفرانس سالانه هرتزلیا گفته است: توان حمله به تأسیسات اتمی ایران وجود دارد.
آویو کوخاوی رئیس سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل نیز گفته است: فشارهای بین المللی به تغییر استراتژیک در سیاست اتمی ایران منجر نشده است.
ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل هم در کنفرانس امنیتی هرتزلیا گفت: اگر تحریم های غرب در توقف برنامه اتمی ایران ناموفق باشد، اقدام نظامی در دستور کار قرار می گیرد.
اما آویو کوخاوی تصریح کرده است: 200 هزار موشک با بردهای مختلف از ایران و سوریه و لبنان و نوار غزه، عمق اسرائیل را نشانه گرفته است.
وی اضافه کرد: این 200 هزار موشک قادرند اهدافی را در عمق اسرائیل و تل آویو مورد هدف قرار دهند. دشمنان ما امروز قادرند هر نقطه ای از اسرائیل را بزنند و برخی از این موشک ها بردهای صدها کیلومتری دارند.
به گزارش رادیو اسرائیل جیمز وولسی رئیس اسبق سازمان جاسوسی آمریکا نیز اخیراً گفته است: ایران از تهدیدهای نظامی اسرائیل و غرب، حتی ککش هم نمی گزد. آنها غیرمنطقی(!) هستند و از تهدید به حمله نمی هراسند.
مهدی محمدی
سخنان روز جمعه رهبر معظم انقلاب به دقیقترین معنای کلمه سخنانی کدگذاری شده بود. هر سطر و فرازی از آن پاسخی بود دقیق و کاملا نکته سنجانه به پیام هایی که در ماه های اخیر غربی ها سعی در رساندن آن به ایران داشته اند. بازتاب بسیار وسیع و گسترده این سخنان در محافل غربی و صف کشیدن تقریبا همه مقام های دست اندرکار امور ایران در اروپا و آمریکا برای اظهارنظر درباره آن نشان می دهد همه پیام هایی که باید منتقل می شد، منتقل شده و همه آنها که باید پاسخ پالس های ارسالی شان را دریافت می کرده اند، پاسخ ها را گرفته اند. وضع اکنون به گونه ای است که می توان گفت در نظام تصمیم سازی غربی ها درباره ایران جایی برای «اشتباه محاسباتی» باقی نمانده است. ایران یک دور با زبانی کاملا راهبردی و عمیق محاسبات خود را برای غرب تشریح کرده است. اکنون دورنماها روشن است و غرب می داند که بابت هر گزینه ای که انتخاب کند و هر سناریویی که در پیش بگیرد، با چه پاسخی مواجه خواهد شد. بنابراین می ماند اینکه آیا طرف غربی هم در محاسبات خود بازنگری خواهد کرد یا نه.
این نوشته تلاش می کند به نحو اجمالی بخشی از این فرآیند شفاف سازی محاسباتی را که بدون تردید جز رهبر معظم انقلاب اسلامی کسی قادر به انجام آن نبود، مرور کند.
یکم- نخستین هدف غرب از تجمیع فشار بر ایران در چند ماه گذشته این بود که ایران را نسبت به تحولات منطقه منفعل کند. اگر دقیق تر باشیم، در واقع هدف غربی ها این بوده است که از تبدیل شدن وضعیت ژئوپلتیکی منطقه خاورمیانه به یک موقعیت کاملا ایرانیزه جلوگیری کنند. آنچه غربی ها در سر داشتند این بود که با تجمیع انواع فشارها بر ایران در زمانی کوتاه، ایران به ناچار به مدیریت این فضا مشغول خواهد شد و علاوه بر اینکه بردهای راهبردی خود در منطقه را فراموش می کند، امکان استفاده از ضعف تاریخی آمریکا و اسرائیل در منطقه و جهت دهی به فوران اسلام گرایی را هم از دست خواهد داد. فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران به وضوح نشان داد که هیچ نوعی از اعمال فشار بر ایران قادر نخواهد بود ایران را از تمرکز بر برتری راهبردی اش در منطقه، سرمایه گذاری روی بسط اسلام گرایی و استفاده از فرصت منحصر به فرد موج ضد اسرائیلی و آمریکایی در منطقه غافل کند. کاملا برعکس، ایران به خوبی دریافته است که هدف همه این فشارها وارد کردن ایران به دورانی از غفلت است آن هم با این هدف که شاید غربی ها بتوانند خود را جمع و جور کنند و با خرید زمان، مسکن هایی برای دردهای عمیق منطقه ای خود بیابند. وقتی ایران می داند هدف غرب دقیقا چیست، چرا باید به برآورده شدن آن کمک کند؟ غرب به دنبال آن است که هر طور شده ضعف خود را بپوشاند و ایران را درست در زمانی که فرصت بسط کامل مدل خود به منطقه را دارد، با مشغول کردن به پروژه های فرعی از این کار بازدارد. اکنون این اشتباه محاسباتی باید تصحیح شده باشد. غرب هر چه هم که فشار را بر ایران تشدید کند -که البته توانش در این زمینه از ادعایش بسیار کمتر است- قادر به متوقف کردن پروژه های منطقه ای ایران نخواهد بود و صحنه منطقه را کاملا باخته است.
دوم- دومین هدف غرب بویژه آمریکایی ها ازفعال کردن بی سابقه ابزارهای فشار بر روی ایران این بوده است که ایران را آنطور که خود می خواهد و با دستور کاری که از قبل طراحی کرده پای میز مذاکره بکشاند. آمریکایی ها مدت هاست تلاش می کنند یک مسیر مذاکراتی با ایران باز کنند و نیاز خود به این موضوع را هم آشکار و پنهان انکارنکرده اند. باراک اوباما نامه اخیر خود به ایران را با عبارتی با این مضمون به پایان برده است که آمریکا آماده نشست بر سر میز مذاکره با ایران در هر زمان و مکانی است که ایران بخواهد. اینکه چرا آمریکایی ها چنین به مذاکره با ایران نیازمندند خود بحثی دیگر است لیکن پیداست که خروج از منطقه در اثر تنگناهای اقتصادی و ناتوانی از متوقف کردن برنامه های هسته ای و موشکی ایران و در نتیجه نیاز به مذاکره درباره آینده این برنامه ها، اصلی ترین عوامل تشدید این نیاز در ماه های گذشته بوده است. آمریکایی ها بسیار امیدوار بودند که تحت فشار قرار دادن ایران برخی گروه های داخلی را به گسترش دادن لابی خود برای تن دادن نظام به مذاکره با آمریکا وادار کند و نهایتا در زمانی کوتاه ایران مقابل نشستن با آمریکایی ها را بپذیرد. سخنان روز جمعه رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان داد این طرح ریزی بسیار ساده دلانه بوده است و ایران در اثر مواجهه با فشارها به جای اینکه به این نتیجه برسد که باید با آمریکا مذاکره کرد اتفاقا به این نتیجه رسیده است که هیچ فایده ای در مذاکره با آمریکا نیست و با غربی ها باید با همان زبانی سخن گفت که خود عادت به استفاده از آن در سخن گفتن با دیگران دارند.
سوم- سومین هدف غربی ها در ماه های اخیر این بوده است که با تشدید بحث ها درباره احتمال قریب الوقوع بودن درگیری نظامی با ایران یا آنطور که خود دوست دارند بگویند با معتبرسازی تهدید علیه ایران، این دورنما را به ایران منتقل کنند که اگر در مقابل تحریم ها کوتاه نیاید آن وقت با گزینه ای دهشتناک تر یعنی درگیری نظامی مواجه خواهد شد. این سر جای خود بحثی مفصل است که اساسا هدف طرح بحث «ایجاد تهدید معتبرنظامی علیه ایران» که ابتدا اسرائیلی ها آن را مطرح کردند این بوده است که با جدی کردن گزینه جنگ برای ایران، آن را وادار به کوتاه آمدن کنند نه اینکه واقعا خود را برای درگیری با ایران آماده سازند. تعبیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی این است که که اگر می خواهید ناچار به جنگ با ایران نشوید، حرف زدن از جنگ را متوقف نکنید. فرمایشات روز جمعه حضرت آقا ثابت کرد این بار هم غربی ها به کاهدان زده اند. اولا، مهم نیست که غربی ها چه در سر داشته اند؛ آنچه اکنون به واقع مهم است این است که ایران تهدیدهای نظامی علیه خود را جدی نمی داند و در نتیجه این گزینه آنطور که غربی ها می خواسته اند معتبر نشده است. ثانیا، دقیقا بر خلاف آنچه آمریکایی ها تصور می کنند، ایران راهبرد ایجاد تهدید معتبر نظامی را به ضرر خود نمی داند. رهبر بصیر انقلاب اسلامی روز جمعه فرمودند تهدید به جنگ به ضرر غربی هاست. این پاسخی مستقیم به راهبرد ایجاد تهدید معتبر نظامی است. فقط کافی است نگاهی به قیمت های جهانی نفت بیندازید تا عمق این موضوع معلوم شود. و ثالثا، روز جمعه روشن شد که ایران اگر ضرورت پیدا کند نه فقط هراس و ابایی از ورود به درگیری نظامی با غربی ها ندارد بلکه با اتخاذ نوعی راهبرد پیش دستانه تصمیم دارد از هر کشور و گروهی که وارد مبارزه با اسرائیل شود رسما و علنا پشتیبانی کند. جداگانه خواهیم گفت که این یک فاجعه راهبردی عظیم برای آمریکا و اسرائیل است چرا این وعده صادق حضرت آقا حتما به بسیاری از گروه ها انگیزه ای مضاعف و توانی غیر قابل محاسبه برای درگیری با اسرائیل خواهد داد. به مصر به پاخاسته نگاه کنید...
چهارم- چهارمین هدف غربی ها از فشارهای اخیر بر ایران آن چیزی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی همواره آن را پروژه غرب برای جلوگیری از الگو شدن ایران در منطقه نامیده اند . مسلم است که آمریکایی ها از اینکه الگوی حکومتی و الگوی رفتار ایران در بقیه نقاط منطقه کپی شود و ایران در مسیر مبارزه با آمریکا و اسرائیل شرکایی جدید بیابد بسیار هراسانند .محتوای کنفرانس اخیر هرتزلیا در اسرائیل هم همین را ثابت می کند. مکانیسمی که غربی ها برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده اند این است که با وارد کردن فشار شدید بر ایران به بقیه کشورهای منطقه پیغام بدهند که الگوی ایران یک الگوی منزوی، شکست خورده و تحت فشار است و بنابراین تقلید از آن عاقلانه نیست. رهبر انقلاب روز جمعه با استدلالی بسیار قابل توجه بی اثر بودن این مکانیسم را نشان دادند. آقا فرمودند درست است که غرب فشار می آورد ولی این روشن است که ایران در مقابل این فشارها کوتاه نخواهد آمد و مقاومت خواهد کرد و همین مقاومت ایران باعث الگو شدن آن در منطقه و ترغیب دیگر کشورها به ایستادن در مقابل زورگویی های آمریکا و اسرائیل خواهد شد. در واقع درست عکس آنچه غربی ها می پندارند فشار آوردن بر ایران به جای اینکه باعث از سکه افتادن الگوی آن شود، الگوی ایران را جذاب تر خواهد کرد آن هم برای مسلمانانی که باز به فرموده رهبر انقلاب هم از تحجر و خشک سری خسته شده اند و هم از غربگرایی روشنفکرانه.
پنجم- و نهایتا اینکه برای آمریکایی ها این حیاتی است که با ترساندن ایران از عاقبت رویارویی با خود، از فعال کردن گزینه های پاسخ ایران در مقابل فشارهایی که اخیرا تولید کرده اند جلوگیری کنند. غرب می خواهد هم به ایران فشار بیاورد و هم ابتکار عمل پاسخ دهی را از ایران بگیرد. رهبر معظم انقلاب روز جمعه به صراحت گفتند ایران در مقابل تهدید به حمله نظامی و تحریم نفتی غرب تهدیدهایی در اختیار دارد که آنها را در موقع مناسب اعمال خواهد کرد. استفاده از این ادبیات در مقابل فشارهای غرب نشان دهنده آن است که ایران به جای اینکه از ارائه پاسخ صرف نظر کند، بیشتر ترغیب شده پاسخ های مناسب فراهم آورد و آمریکاییها خوب می دانند وضع ایران برای رویارویی با آنها از هر زمان دیگری در طول تاریخش بهتر است.
منبع: کیهان