خبرگزاری فارس: سایت بالاترین که در فتنه 88 مهمترین پایگاه اینترنتی حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی بود امروز با تغییر لوگوی سایت خود علامت ستاره داوود را در آن قرار داده و کلمه بالاترین را به زبان عبری نوشته است. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، سایت بالاترین که مدتها عوامل پشت پرده و ماهیت گردانندگان خود را پنهان میکرد، امروز با تغییر لوگوی سایت خود، علامت ستاره داوود را به جای آن قرار داد و ضمن تبریک روشهشانا آغاز سال 5772 یهودی لوگوی فارسی بالاترین را به زبان عبری تغییر داد.
گفتنی است طی سال 88 در اوج آشوبهای خیابانی و همچنین تحرکات جریان فتنه در سال 89 سایت صهیونیستی بالاترین اصلیترین پایگاه اینترنتی حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شمار میآمد. چندی پیش برخی سایتهای حامی فتنه تصویری را از میرحسین موسوی منتشر کردند که وی در حال مطالعه سایت بالاترین بود.
به نوشته این سایتها موسوی بسیاری از مواضع و بیانیههای خود را بر اساس اخبار و جهتدهیهای سایت بالاترین تنظیم میکرد.
سایت بالاترین با انتشار انواع دروغها و تحریک عناصر سادهلوح تلاش داشت به اغتشاش دامن بزند و برخی از شعارهای ضدانقلابی نظیر نه غزه نه لبنان و جمهوری ایرانی (با حذف اسلامی) از سوی شبکههایی نظیر بالاترین به عناصر میدانی القا شد.
اما به مرور زمان شبکههای اینترنتی وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی، موضوعیت و اثرگذاری خود را از دست دادند و خود تبدیل به مصیبتی برای طراحان آشوب و سامان دهندگان فتنه شدند. لذا پس از ناامید شدن از تاثیرگزاری در ایران اسلامی بالاخره مجبور شدند پرده از ماهیت واقعی خود بردارند.
چندی پیش نیز روزنامه کیهان درباره کمکهای مالی فراوان به این رسانههای مطلبی را به این شرح منتشر کرده بود: رادیو زمانه که اغلب محصولات و تولیدات رادیو فردا- ارگان رسمی سازمان سیا- را در پوشش رسانه ای هلندی مصرف می کند، درباره لزوم استفاده از بودجه های اختصاصی آمریکا برای براندازی نرم سراغ مهدی یحیی نژاد گرداننده سایت بالاترین و امید معماریان روزنامه نگار فراری رفت. کنگره و دولت آمریکا اعلام کرده اند علاوه بر مبالغ قبلی، 55 میلیون دلار برای تغییر و براندازی در ایران در پوشش حمایت از آزادی اطلاعات اختصاص می دهند.
مهدی یحیی نژاد مدیر بنگاه دروغ پراکنی «بالاترین» - سایتی که مدیریت اصلی آن را منوشه امیر مسئول بخش فارسی رادیو اسرائیل برعهده دارد- در توجیه لزوم دریافت پول های اعطایی رژیم آمریکا گفت: فعالان ایرانی خارج از ایران به خصوص کسانی که با فضای داخل آشنا هستند خیلی ابا داشتند از این که نظراتشان را به کشورهای خارجی در این رابطه که بودجه های بین المللی اختصاص یافته چگونه صرف شود، اعلام کنند.
انتهای پیام/
غول عظیم موتورهای جستجوگر (گوگل) سرویس ارائه خدمات پست الکترونیکی (جیمیل) خود را فارسی کرد.
به گزارش ایسنا، غول عظیم موتورهای جستجوگر (گوگل) سرویس ارائه خدمات پست الکترونیکی (جیمیل) خود را فارسی کرد.
امروز گوگل برروی وبلاگ رسمی خود اعلام کرد که از این پس زبان فارسی هم به بانک زبانهای پست الکترونیکی جیمیل اضافه شده و از این پس تمامی فارسیزبانها میتوانند به راحتی به تعامل با این سرویس پست الکترونیکی به زبان مادری خود ارتباط برقرار کنند.
برروی این وبلاگ گوگل درباره هدفش از انجام این کار اعلام شده است، ما میخواهیم محصولاتمان در تمام جهان در دسترس و قابل استفاده باشد و این بدین معنی است که ما باید این محصولات را به بیشترین تعداد زبان ممکن ارائه دهیم و به همین منظور تیمهای جیمیل و بومیسازی با هم همکاری کردهاند تا جیمیل را در 53 زبان به مردم دنیا ارائه کنند و امروز این عدد به 54 میرسد، چرا که پس از همکاری نزدیک با تیم فارسی ما مفتخریم که فارسی را به عنوان جدیدترین زبان جیمیل معرفی کنیم.
کاربرانی که علاقهمند به فارسیسازی زبان جیمیل خود هستند کافی است طبق مراحل زیر عمل کنند:
1. وارد حساب Gmail خود شوید.
2. برروی نماد چرخ دنده بالای صفحه و سپس «تنظیمات Mail» (Mail settings) کلیک کنید.
3. زبان فارسی (Persian) را از منوی کشویی «زبان نمایشگر Gmail» (Gmail display language) در بخش «زبان» (Language) انتخاب کنید.
4. روی «ذخیره تغییرات» (Save Changes) کلیک کنید.
هنگامی که تنظیمات زبان را در حساب جیمیل برروی دسکتاپ بهروزرسانی کردید، همان تغییرات در حساب جیمیل موبایل (Gmail for Mobile) هم اعمال خواهد شد و نسخه موبایل Gmail هم که از طریق مرورگر وب روی موبایل یا رایانه لوحی (تبلت) قابل دسترس است، امکانات زبان فارسی را فراهم کرده است (البته نیاز به پشتیبانی فارسی در سیستمعامل دارد).
گروه بینالملل - مهند حامد: کمبود اطلاعات و فضاسازی رسانه های عربی و غربی در مورد حوادث سوریه مسالهای است که افکار عمومی ایران را نسبت به حوادث رخ داده در طی ماه های گذشته در این کشور همپیمان استراتژیک ایران مغشوش کرده است. سعدالله زارعی کارشناس مسائل بین الملل در گفتوگو با رجانیوز به سوالهای خبرنگار ما در مورد نقش ترکیه، اخوان المسلمین و حوادث اخیر سوریه پاسخ داده است. دیدگاه اخوان المسلمین سوریه نسبت به جریان مقاومت اسلامی در منطقه؛ یعنی ایران و حزب الله دقیقا چیست؟ اخوان المسلمین سوریه بخشی از اخوان المسلمین در جهان اسلام و جهان عرب است و حکایت جداگانه ای ندارد. اسلام گرایی و رسیدن به حکومت از طریق شیوه های مسالمت آمیز و مشارکت جویانه، روش شناخته شده اخوان المسلمین در همه کشورهای عربی و از جمله در سوریه است. رابطه اخوان المسلمین با بقیه شعبه های اخوان در سطح جهان عرب بر پایه تعامل و همکاری استوار است در عین حال هرکدام از شعبه های اخوان در جهان عرب از مسائل ملی کشورهای عربی نیز متاثر می شود و بنابراین اخوان المسلمین سوریه در واقع اخوان المسلمینی است که اسلام و ملی گرایی سوریه را در هم ادغام کرده و توسل به شیوه های مسالمت آمیز برای مشارکت در قدرت را نیز در دایره هدف خود قرار داده است. رابطه اخوان المسلمین سوریه با حزب الله لبنان، حماس وجهاد اسلامی در فلسطین حسنه است اما درعین حال، به دلیل مناسبات خاصی که بین اخوان المسلمین سوریه با حزب بعث سوریه وجود دارد و درواقع تفاوت نگرشی که بین اخوان المسلمین سوریه و حزب الله و حماس نسبت به دولت سوریه وجود دارد، گاهی تفارت هایی در مواضع اخوان نسبت به حزب الله لبنان و حماس فلسطین شاهد هستیم اما این موضوع درحقیقت یک تفاوت استراتژیک به حساب نمیآید. دیدگاه اخوان المسلمین سوریه نسبت به ایران چیست؟ اخوان المسلمین، ایران را به عنوان کشوری اسلامی و پشتیبان جریان عمومی اخوان در سطح جهان اسلام می شناسد و بنابراین اعتماد کافی بین رهبران ایران و رهبران اخوان سوریه وجود دارد؛ البته همان طور که یک دیدگاه انتقادی بین اخوان المسلمین سوریه و حزب الله لبنان در مورد حضور خاندان اسد در رأس حکومت سوریه وجود دارد، همین اختلاف نظر و جنبه انتقادی دیدگاه ها بین ایران و اخوان سوریه نیز وجود دارد. چرا ترکیه علیه سوریه موضع گیری می کند؟ درواقع این موضوعی است که باید از چند منظر به آن نگاه کرد. یک منظر، دیدگاه جغرافیایی است که در واقع ترکیه احساس می کند در یک فضای بسته جغرافیایی به سر می برد. همین چند روز پیش، نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که ترکیه در محدوده آناتولی باقی نمی ماند که درحقیقت، اشاره نخست وزیر به محدودیت های جغرافیایی ترکیه بود. اگر بخواهیم این موضوع را اندکی مورد کاوش قرار دهیم، می بینیم که ترکیه با توجه به استراتژی نفوذ منطقه ای خود، نمی تواند در کشورهای شمال که کشور های اروپایی هستند، نفوذی داشته باشد چرا که از تفاوت بنیادین در مذهب، اقتصاد و سیاست با آنها برخوردار است. این موضوع را باید مقداری مورد بحث قرار دهیم. ترکیه از جنبه مرز های شرقی خود، یعنی از لحاظ ارتباط با ارمنستان، گرجستان و آذربایجان و ایران قادر نیست که از این بستر در تحکیم موقعیت منطقه ای خود استفاده کند، چرا که از یک سو رابطه ترکیه و ارمنستان به دلیل ماجرای تاریخی ارامنه در دوره حکومت عثمانیان تیره است، از سوی دیگر رابطه ترکیه با گرجستان به دلیل تحولات سیاسی که وجود دارد حسنه نیست و نیز گرجی ها کمتر از ترکیه تاثیر می پذیرند. مرزهای جغرافیایی آذربایجان با ترکیه مرزهای یکپارچه ای نیست و ترکیه تنها از طریق نخجوان به جمهوری آذربایجان متصل است، ضمن اینکه اساساً آذربایجان کشور مطرحی در سطح منطقه به حساب نمی آید. ایران هم که بخشی از مرزهای شرقی ترکیه را پوشش میدهد، خود دارای داعیهی قدرت منطقهای است و از این رو ترکیه نمیتواند روی مرزهای شرقی خود به طور جدی حساب کند. ترکیه در مرزهای غربی با یونان و قبرس مواجه است که سرگذشت تاریخی ترکیه و این دو کشور همواره توام با جنگ و درگیری بوده است. درجنوب، ترکیه با عراق و سوریه مواجه است. به دلیل اینکه حکومت بغداد حکومتی با اکثریت شیعه است، احساس هم خونی بین آنکارا و بغداد وجود ندارد، ضمن اینکه نزدیک به 25 میلیون کُرد که مخالف حکومت ترکیه هستند، بین بغداد و آنکارا فاصله ایجاد کرده اند، بنابراین از ناحیه عراق هم ترکیه نمی تواند نفوذ جغرافیایی داشته باشد. پس فقط سوریه باقی می ماند که در روابط ترکیه و سوریه هم مشکلات عدیده ای وجود دارد. از یک طرف علوی ها که در سوریه حکومت می کنند، در ترکیه به صورت یک اقلیت محروم به سر می برند و در عین حال ترکیه استان پهناور اسکندریه سوریه را به اشغال درآورده و از این رو، در فرهنگ مردم سوریه، ترکیه کشوری اشغالگر به حساب می آید. اینها بیانگر این مطلب است که ترکیه از نظر جغرافیایی دارای محدودیت های شدید و بسیار گسترده ای است و این محدودیت ها، ترکیه را در قبال تحولات سوریه وسوسه کرده است. مقامات ترکیه گمان می کنند با اعمال فشار بر حکومت سوریه میتوانند رژیم علوی سوریه را ساقط کنند و به جای آن، رژیم همگرا با خود را بر سر کار آورند و ازین طریق اختناق جغرافیایی خود را از بین ببرند. نکته دیگر اینکه، ترکیه مایل نیست در سطح منطقه ای به صورت یک کشور همطراز و با مسئولیتی مشترک با قدرت های منطقه حضور داشته باشد. ترکیه در چشم انداز 20 ساله، کشور برتر منطقه را برای خود پیش بینی کرده است، از این جهت، مایل است که در رأس یک بلوک منطقه ای قرار گیرد و گمان میکند که تحولات منطقه عربی این فرصت را به جود آورده تا ترکیه با کمک آمریکایی ها و اروپایی ها و رژیم هایی نظیر عربستان بتواند به موفعیت استراتژیک در منطقه دست پیدا کند و به همین جهت هم برای جلب رضایت آنها، سرنگونی نظام سیاسی سوریه را مطرح می کند. آینده رابطه مقاومت اسلامی با بشار اسد چیست؟ در واقع نظام سیاسی سوریه حلقه میانی بلوک مقاومت به حساب می آید و سرنوشت بلوک مقاومت به میزان زیادی به وضعیت سوریه بستگی دارد. کما اینکه قدرت منطقه ای ایران هم به میزان زیادی به وضع حکومت در سوریه بستگی دارد. این نکته ای است که هم مورد توجه قدرتهای عضو بلوک مقاومت است و هم مورد توجه قدرتهای مخالف بلوک مقاومت در منطقه. به همین جهت، بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند آنچه که در سوریه علیه بشار اسد اعمال می شود، در واقع یک کینه توزی جهانی است که در درجه اول علیه ایران اعمال می شود و هدف نهایی از اعمال فشار بر رژیم بشار اسد نیز شکستن حلقه مقاومت و در نتیجه ضربه زدن به اقتدار منطقه ای ایران و کاستن از قدرت ایران در سطح منطقه است. به همین دلیل هم تمام اعضای بلوک مقاومت به حفظ دولت سوریه و به شکست کشاندن برنامه غرب توجه دارند و همه توان خود را درجهت دفاع از حلقه میانی مقاومت به کار می گیرند. به نظر شما آیا بشار اسد در مقابل خواسته های اخوان المسلمین که مخالفان اسلام گرای دولت او محسوب میشوند، کوتاه می آید؟ بشار اسد از قبل اعلام کرده است که مشکلی با اخوان المسلمین و سایر گروهها و گرایشهای سیاسی در سوریه ندارد و خود او نیز پیشقدم است تا اصلاحات سیاسی در سوریه به سرانجام برسد و نظام تک حزبی در کشور تبدیل به نظام چندحزبی شود تا گرایشهای مختلف سیاسی مجال مشارکت در قدرت و حکومت را داشته باشند. اما مشکل در این خصوص بشار اسد نیست بلکه مشکل یک نظام سیاسی جا افتادهای است که در آن نظام، فقط بشار اسد تصمیم گیرنده نیست؛ یعنی حزب بعث سوریه که از حدود دهه میانی 1340 و پیش از به قدرت رسیدن حافظ اسد در سوریه قدرت را به دست گرفته. این حزب دروواقع طبقه قدرتی را به وجود آورده که شامل احزاب، شخصیت های سیاسی، شخصیت های نظامی و امنیتی و شخصیت های مملکتی است. اینها به این سادگی ها حاضر نیستند با برنامه اصلاحات بشار اسد کنار بیایند، بلکه اسد ناچار است که در یک فرآیند زمانی و بدون اینکه با بحران خاصی در درون مواجه شود اصلاحات را در سوریه به سرانجام برساند. این نکتهای است که مخالفان اسد هم درک می کنند و می دانند که بشار و علوی ها در سوریه قدرت بلامعارض نیستند، بلکه در سوریه، قدرت حزبی، بین علوی ها و سنی های عضو حزب بعث تقسیم شده. مخصوصا قدرت نظامی سوریه دراختیار سنی ها قرار دارد، قدرت دولتی یا به تعبیر دیگر الیگارشی سوریه در اختیار سنی ها است و بخش کمی از حکومت در سوریه در سیطره علوی ها قرار دارد. این نکتهای است که مخالفان بشار میدانند و بر این واقف هستند که اگرچه بشار رییس جمهور سوریه است اما همه قدرت دراختیار اسد نیست. آیا آمریکا به دنبال بشار ضعیف است یا اینکه بشار کلا نباشد؟ امریکاییها تا چندی قبل تئوری بشار ضعیف را دنبال می کردند که این مساله براساس اطمینان حاصل کردن از موقعیت آینده امنیتی اسرائیل مطرح می شد. اما به مرور اسرائیلی ها، امریکایی ها را به این باور رساندند که منافع اسرائیل در حذف بشار اسد قرار دارد و بنابراین آمریکاییها به تشویق اسرائیلی ها گرایش خود را از بشار ضعیف به سمت حذف بشار اسد پیش بردند. ولی نظریه آنها در داخل سوریه با مقاومت شدید مواجه شد و در عمل نظریه حذف بشار اسد از تصمیمات کنار رفت. اما با این وجود آمریکاییها هنوز امیدوارند که بتوانند بشار را ساقط کنند. اجلاس استانبول و بیانیه نهایی که گروه های مخالف بشار اسد در استانبول صادر کردند نشان داد که امکان حذف بشار از حکومت فعلی سوریه ضعیف تر شده و تقریبا می توان گفت که امروز کمتر کسی باور میکند که می شود نظام سیاسی فعلی سوریه را از بین برد. در روزهای اخیر، ما شاهد مقالاتی در نشریات وابسته به عربستان سعودی بودیم که روی مساله پایداری و ماندگاری نظام سیاسی سوریه تاکید کرده بودند. دلایلتان برای اینکه اعتراضهای سوریه، مردمی نیست و توطئه آمریکا است، چیست؟ در اینکه نظام سیاسی سوریه مثل هر نظام دیگری دارای مخالفانی هست، تردیدی نیست اما آنچه که ما در سوریه مشاهده کردیم، برخلاف مصر، تظاهرات میلیونی و حتی تظاهرات دهها هزار نفری نبود بلکه ما شاهد سلسله حوادثی در برخی شهرهای سوریه بودیم که به صورت زنجیره وار اتفاق افتادند و همه آنها بدون استثنا از سوی کشورهای همجوار سوریه مورد پشتیبانی قرارگرفتند. همه این موارد در سطح بین المللی مورد حمایت سوی اروپا و آمریکا بود، این ها همان مواردی است که اتفاقات سوریه را از آنچه که در مصر، لیبی، یمن، بحرین و سایر کشورهای منطقه رخ داه، متمایز می کند. جمهوری اسلامی چه اقداماتی در راستای حفظ حکومت اسد انجام داده است؟ جمهوری اسلامی نگرانی خاصی از بابت بقای نظام سیاسی سوریه ندارد چرا که باتوجه به محبوبیت بشار اسد در داخل سوریه و عزمی که او برای پذیرش مخالفان دارد ظرفیت رهبری در سوریه به قدرکافی بالا برده است و بدون دخالت دیگران قادر است که بر مشکلات فائق آید. به همین دلیل، ایران ضمن آنکه مسائل مربوط به سوریه را با دقت پیگیری کرده اما خودش را نیازمند دخالت ندیده و صرفا گفتگو ها و رایزنی ها با دوستان سوری را به قصد انتقال تجربه سیاسی انجام داده است. آنچه که درباره سوریه مطرح می شود، پیش از آنکه بر روی زمین اتفاقی افتاده باشد، یک درگیری در عرصه رسانه ها و در واقع یک جنگ مجازی است که درابعاد جنگ حقیقی، رخ نمایی شده و با حقیقت فاصله ای به اندازهی فاصله حقیقت تا مجاز دارد.

برخی از آوارگان سوری که اخیرا از اردوگاههای ایجاد شده در ترکیه به وطن خود بازگشته اند، روایت دردناکی از روزهای آوارگی ابراز می دارند که بیانگر اقدامات شنیع گروهکهای تروریستی و نظامیان ترک است.

گروه سیاسی- در فاصله کمتر از شش ماه مانده تا انتخابات مجلس نهم، بحث نحوه حضور جریان فتنه و متعلقین به آن در انتخابات، یکی از مباحث اختلافی و داغ در میان چهرههای وابسته به این جریان است، بهطوری که هر یک از طرحهای "تحریم"، "مشارکت مشروط" و "مشارکت فعال" طرفدارانی دارد.
در عین حال، بخش عمدهای از جریان فتنه و افرادی مانند خاتمی و موسوی خوئینیها که سیاسیکاریهایشان بر وجوه دیگر فعالیت سیاسی میچربد، معتقد هستند که در صورت پیگیری کردن سناریوی تحریم، عملاً جریان اصلاحطلب که در اثر حوادث سال 88 و تغییر ماهیت به آنچه که آن را جنبش سبز میخوانند، به یک جریان اپوزیسیون و نامطلوب تبدیل شده و کارآیی خود را از دست داده، به سرنوشت نهضت آزادی دچار خواهد شد.
طیف مخالف تحریم با تأکید بر باقی ماندن در قدرت به هر قیمتی که شده و بازسازی جریان فتنه با تغییر عنوان از جنبش سبز به همان جریان اصلاحطلب، میگویند باید بهنحوی عمل کرد که برای تحریم نکردن انتخابات از نظام امتیازهایی گرفته شود و در مقابل کمترین امتیاز داده شود.
بر این اساس، عوامل داخلی جریان فتنه تقریباً به این جمعبندی رسیدهاند که در مقطع فعلی باید بر مشارکت مشروط تأکید شود و مرزهای این شروط را نیز همان شرطهای خاتمی تعیین میکند، اگرچه بهدلیل القای فضای منفی در افکار عمومی از تعبیر "شرط گذاری" به نوعی منت گذاشتن، باید بهجای استفاده از این تعبیر از الفاظی مانند "الزامات و بدیهیات برگزاری انتخابات آزاد" استفاده شود.
جریان فتنه در این چارچوب تصمیم گرفته است که در شرایط فعلی با هرگونه ساز ناکوک که این تلقی ایجاد شود که شروط خاتمی نوعی ژست است و در عمل، حاضر به کوتاه آمدن از آن هستند، برخورد شود. در این زمینه، حتی از حجم فعالیتهایی که مصطفی کواکبیان بهعنوان هماهنگ کننده اقلیت مجلس و اسحاق جهانگیری بهعنوان هماهنگ کننده کشوری آغاز کرده بودند، کاسته شده و به آنها نیز در این زمینه تذکر داده شده است.
این طیف معتقدند که یکی از کارکردهای سناریوی مشارکت مشروط، متفق کردن جریان فتنه با ظرفیتهایی مانند برخی از نمایندگان مجلس است که منتسب به جریان اصلاحطلب هستند اما در جریان فتنه برخورد نامعقولی نداشتهاند و قرار گرفتن آنها در کنار عناصر تابلودار فتنه، امکان سفید شدن این عناصر را نیز فراهم میکند.
بر اساس سناریوی مشارکت مشروط که امتیازگیری حداکثری و امتیازدهی حداقلی را در خود دارد، پیشبینی شده که یا نظام شروط خاتمی را میپذیرد و فضا را برای آنها باز میکند که به معنای پیروزی این جریان است و یا صحنه را بر فتنهگران میبندد که در نتیجه با مظلومنمایی و بدون اعلام تحریم مشابه اقدامی که مجمع روحانیون در انتخابات مجلس چهارم (سال 72) کرد، کنار میکشند و از این عقبه مظلومنمایی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم استفاده میکنند.
در عین حال، سناریوی مشارکت مشروط و حتی کنار کشیدن از انتخابات، پروژه آشکار جریان فتنه است اما در کنار اینکه با دست پس میزنند و با افرادی که خارج از این چارچوب اظهارنظر یا فعالیتی کنند، برخورد میکنند، قرار شده است که به صورت چراغ خاموش تا حدی که امکان دارد، افرادی به داخل مجلس فرستاده شوند تا پتانسیل یک جریان اقلیت متمایل به فتنه در قوه مقننه از دست نرود.
این در حالی است که سیاست قطعی نظام در برخورد با عناصر جریان فتنه، بر خلاف توهم "چراغ سبز برای بازگشت"، میدان دادن به آنها در صورت اعلام برائت و توبه است و با سوختن تاکتیک شرطگذاری برای فتنه جدید، عملاً امکان فعالیت انتخاباتی برای افرادی که نخواهند با فتنه مرزبندی کنند، وجود نخواهد داشت.
شرط گذاری برای انتخابات جزو سیاستهای مسبوق به سابقه جریانهای اپوزیسیون مانند منافقین و نهضت آزادی است.
اخبار مرتبط:
سناریوهای موازی و کلید واژههای جریان فتنه برای انتخابات مجلس
دو راهی"اقرار به دروغ تقلب و محکومیت فتنه"یا"سناریوی جدید آشوب"
پروژه لگد زدن به جنازه فتنه و عبور از موسوی کلید خورد
خاتمی در دوراهی "اعلام برائت از فتنه و توبه" و "حذف کامل از صحنه سیاسی"
اختلاف شدید میان سران داخلیفتنه؛در جلسه موسوی و خاتمی چه گذشت؟
وقتی فراکسیون اقلیت انگ ترسویی را به افشای ننگ نام دیدارکنندگان با خاتمی ترجیح میدهد
کد خبر:101691 -