سلام حاج آقا
خدا قوت
یه سوال داشتم از خدمتتون
چقدر نظر گذاشتن برای مطالبتون سخته
آخرم نفهمیدم چجوری نظر بذارم
یه پسر عمو دارم هم سن خودم. اونها توی شهرستانن و ما تهران. درمورد مسائل بیشتر سیاسی با هم چت میکنیم
ئو یا سه سالی هست که حرفاش یه جوری بود البته از قبلشم رفتاراش. تا اینکه با ایمیل ازم خواستگاری کرد.به قول خودش 7 سال یا بیشتر به من علاقه داشته.
خب من گفتم باید همدیگر و بشناسیم. به دلایلی که به درازا میکشه نه من فعلا میتونم این مسئله رو به خانوادم بگم نه اون. با هم چند بار درمورد شرایطمون با هم صحبت کردیم.
ولی هرچی باشه حضوری یه چیز دیگه ست. من خودم اینطور حرف زدنو دوست ندارم. تازه بخاطر کارش خیلی وقتا نیست. این باعث شده خیلی حرفامون به درازا بکشه. اون منو دوست داره ولی من نمیدونم. میترسم از این بیشتر طول بکشه. اصلا میترسم اگه یه وقت نخواستمش بهش نه بگم. شکست روحی میخوره. نمیدونم از خواستگار فراری شدم. همش فکر میکنم چون اون منو میخواد منم یه دینی نسبت بهش دارم و اون اینه که تا جواب خواستگاریشو ندم به کس دیگه ای فکر نکنم. ولی چه کنم که این امر طولانی شده و تا حالا بی نتیجه. خواهش میکنم راهنماییم کنید.
لطف زیادی بهم میکنید اگه به ایمیلم ارسال کنید
سلام خواهر خوبم
از حسن اعتمادتون تشکر می کنم
بدون مقدمه و حاشیه اضافی
اگر احتمال می دهید که شرایط به نحوی است که امکان ازدواج شما دو نفر وجود دارد از او بخواهید صداقت خود را با خواستگاری رسمی شما از پدر مادرتون اعلام نماید و سپس جریان را به روال عادی و طبیعی که در هر ازدواجی هست بیندازید و ارتباط غیر رسمی را خاتمه دهید .
اگر راضی به اعلام رسمی نشدند بدونید که در اعلام عشقشون به شما دروغ می گویند یا اینکه به قول قدیمی ها جربزه یک مرد را ندارند و شایسته همسری با شما را ندارند .
ضمنا سن شما روبه بالا رفتن است و شایسته نیست خود را مشغول به این مسایل حاشیه ای نمایید، دختر خاله و پسر خاله ای را سراغ دارم که در موقعیت شما بودند و دختر خانم تمام خواستگارهای خوب خود را رد می کرد در انتها هم ازدواجشون سر نگرفت و الان هر دوشون پشیمون هستند و از زندگی جدیدشون هم با همسرانشون راضی به نظر نمی رسند .

تحولات جاری در سوریه بهنحوی است که اختلاف نظر زیادی در میان تحلیلگران در مورد ماندن یا نماندن اسد وجود دارد، اگرچه بشار جوان با اعتماد به نفس کمنظیری میگوید ماندنی است و شرایط را کنترل خواهد کرد.
به گزارش رجانیوز، دامنه ناآرامیها نیز محدود به شهرهای حمص و درعا مانده که انگیزههای معترضان عمدتاً مذهبی (سلفیها) و طایفهای (درگیری سنتی اخوانیها با علویان) است و به دمشق و حلب؛ پایتختهای سیاسی و اقتصادی سوریه کشیده نشده است.
در مقابل، طرف غربی به شدت برای تغییر نظام در سوریه دندان تیز کرده و اگر تا حدود سه ماه پیش تصور میکرد که با ضعیف کردن اسد میتواند از او علیه جبهه مقاومت امتیاز بگیرد، اکنون به این نتیجه رسیده که رئیسجمهور جوان سوریه حاضر نیست تن به امتیازدهی بدهد و در مقابل اعتراضها حتی به قیمت سرکوبهای خونین کوتاه نمیآید.
اما آنچه که اکنون به محل مناقشه میان برخی از تحلیلگران داخلی تبدیل شده است، نوع مواجهه ایران با تحولات سوریه است، بهطوری که برخی معتقدند این نحوه مواجهه موجب میشود تمام تخم مرغهای ایران در سبد اسد قرار بگیرد و در صورت ساقط شدن او، کار برای جمهوری اسلامی پیچیده شود.
این در حالی است که طرف غربی نیز تمام ظرفیت خود را برای ساقط کردن اسد به میان آورده و از تزریق دلار و اسلحه با واسطهگری عربستان گرفته تا اظهارات مقامهای رسمی از جمله شخص رئیسجمهور امریکا با تأکید بر اینکه اسد باید کنارهگیری کند، چیزی کم نگذاشته است.
با این حال، مشاور سابق کاخ سفید در دوره بوش که سابقه فعالیت در سیا را نیز دارد و اکنون بهعنوان یکی از تحلیلگران مشهور ضد جنگ شناخته میشود، در مقالهای که سایت " raceforiran" آن را منتشر کرد، بهطور تقریباً جامعی توضیح داده که اولاً بعید است که مطابق تبلیغات پر حجم غربیها کار اسد تمام شده باشد و ثانیاً حتی چنانچه این اتفاق نیز بیفتد، اوضاع برای ایران آنقدرها که گفته میشود، بد نخواهد بود و ایران هم خواهد توانست جانشینهای رژیم فعلی را مهار کند و هم از طریق گزینههای دیگر غیر از سوریه میتواند محور مقاومت را حفظ کند.
فلینت لورت با یادآوری پیش بینیهای تحلیلگران امریکایی در مورد تحولا ت سوریه و تأثیر آن بر ایران نوشت: پس از گذشت بیش از 30 سال، کارشناسان و تحلیلگران امریکایی مسایل ایران و خاورمیانه، تحولات مهم منطقه ای و داخلی ایران را برای جمهوری اسلامی فاجعه آمیز و نابود کننده می پندارند اما باید گفت پیش بینی های آنها همواره اشتباه و غلط از آب درآمده است.
لورت خاطرنشان کرد: پیش بینی تحلیلگرانی مانند "ولی نصر"، "کریم سجادپور"، "بلال صائب"، "مایکل اوهانلون" از طرفدران حمله بوش به عراق به عنوان الگوی مطالعاتی در دانشکده های نظامی و "الیوت ابرامز" که توسل به گزینه های نظامی را علیه سوریه و متحدانش توصیه می کنند، شتابزده و مبتنی بر این فرضیه است که فروپاشی دولت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به منزله ضربه ای کاری به جایگاه منطقه ای و چه بسا ثبات داخلی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
به گفته لورت، فروپاشی رژیم اسد هنوز امری مسجل و قطعی نیست و در این قضیه که بخشی از مردم سوریه محروم ستمدیده هستند نیز تردیدی وجود ندارد اما معلوم نیست که این بخش نماینده اکثریت جامعه باشد.
اسد همچنان از حمایت اقشار و بخش های کلیدی جامعه سوریه برخوردار است و سناریوی احتمالی مخالفان برای قبضه قدرت نیز هنوز طراحی و تدوین نشده است.
وی با یادآوری تحولات پس از قتل رفیق حریری نخست وزیر وقت لبنان و تحلیل های قاطعانه غربی ها مبنی بر تمام شدن کار اسد افزود: بر عکس تحلیل های صورت گرفته وی نه تنها از مهلکه جان بهدر برد بلکه با قدرت و نفوذ بیشتر منطقه ای قد علم کرد و بر نقش بی بدیل و اجتناب ناپذیر سوریه در سیاست ها و دیپلماسی خاورمیانه صحه گذاشت. از این رو به شهادت تاریخ باید گفت تحلیل های مبتنی بر تمام شدن کار اسد خام و ناپخته بود.
لورت از پیش بینی ها و تحلیل های جاری غربی ها در مورد تحولات منطقه و تاثیر آن بر ایران و منافع جمهوری اسلامی به عنوان تحلیلهایی اشتباه و شتابزده یاد و خاطرنشان کرد: در حالی که بیشتر سیاستگذاران و نخبگان سیاست خارجی ایران خواستار باقی ماندن اسد در رأس قدرت هستند اما نباید فرض را بر این گذاشت که ایران در صورت شکست رژیم اسد هیچ گزینه دیگری ندارد و بازنده محض خواهد بود.
وی ادامه داد: دولت پس از اسد حتی اگر چندان هم نماینده مردم سوریه نباشد، سیاست خارجی مستقلی را پیگیری و دنبال خواهد کرد.
با توجه به اینکه این دولت به چشم انداز همکاری راهبردی با امریکا و نیز برقراری ثبات در منطقه مرزی با اسرائیل تمایل چندانی نخواهد داشت، ایران می تواند با آن همکاری و مشارکت داشته باشد.
علاوه بر این، دولت پس از اسد احتمالاً به اخوان المسلمین سوریه نقش مهم واگذارخواهد کرد. اخوان المسلمین سوریه پس از اسد نیز احتمالاً مانند اخوان المسلمین مصر پس از مبارک، به برقراری مناسبات نزدیکتر با ایران علاقهمند هستند.
مشاور پیشین کاخ سفید با پیش بینی دو سناریوی احتمالی در خلاف جهت منافع ایران در دوره پس از اسد نوشت: روی کار آمدن سلفی های افراطی تحت حمایت سعودی ها یکی از این دو سناریوی نامطلوب برای ایران خواهد بود. اماباید گفت دولت تحت حاکمیت سلفی ها نماینده جامعه سوریه و یا حتی سنی های این کشور نیست.
سناریوی منفی دوم برای ایران، روی کار آمدن سوری های مهاجر تحت حمایت امریکا در دولت جدید سوریه است که البته این دولت نیز نماینده اکثریت مردم این کشور نخواهد بود. تحقق و اجرای این سناریو، مستلزم حمله تحت امر امریکا به سوریه است که مخالفان سوری با آن مخالفند.
البته تجربه عراق موجب شک و تردید در مورد موفقیت نتایج حمله و اشغال در روی کارآمدن دولتی دست نشانده در خاورمیانه امروز شده و شاهدی بر این مدعاست که امریکا و متحدان اروپاییاش به همین راحتی نمی توانند الگوی مشابهی را در سوریه پیاده کنند.
لورت معتقد است فرضیات و پیش بینی های تحلیلگران امریکایی در مورد تأثیر نابود کننده فروپاشی دولت اسد بر ایران بازتاب این ارزیابی غلط است که ایران برای تأمین حزب الله لبنان به سوریه متکی است.
لورت افزود: با وجود مصر مستقلی که احتمالا روابط خود را با ایران گسترش می دهد، عراق پس از صدامی که به همکاری راهبردی با ایران متعهد است و عربستان سعودی که بیش از هر وقت دیگر با انقلاب مخالفت می کند، شرایط منطقه از منظر ایران چندان نامساعد نیست.
به احتمال زیاد اسد تا مدتی دیگر در رأس کار خواهد بود و حتی به فرض برکناری وی، ایران توان کنار آمدن با دولتی را خواهد داشت که پس از او بر سر کار خواهد آمد.
ازاین رو، امریکا باید از توهمات مالیخولیایی خود مبنی بر بازداشتن و کنترل ایران و یا نابودی جمهوری اسلامی دست بر دارد و به جای آن، به اهمیت جمهوری اسلامی در توازن منطقه ای اذعان کند و خود را با شرایط ایران همسو کند.
گروه سیاسی- سوم تیر ماه 84 مقطع فراموش ناشدنی در تاریخ انقلاب اسلامی است. برهه ای که هفت کاندیدا با خاستگاه های گفتمانی متفاوت به رقابت پرداختند اما در نهایت محمود احمدی نژاد توانست با شعارهای "دولت اسلامی" و "عدالتخواهی"، از سد رقیبان نامداری از جمله هاشمی رفسنجانی، محمد باقر قالیباف، علی لاریجانی، مصطفی معین و ... بگذرد و در حالی که اکثریت قریب به اتفاق ناظران سیاسی، انتخاب ملت را در فردی غیر از احمدی نژاد جستجو میکردند، انتخاب تاریخی ملت نشان داد علیرغم گذشت نزدیک به سه دهه از انقلاب، هنوز کسی شعارهای انقلاب را بدون رودربایستی و با صراحت بیشتر مطرح کند، پایگاه مردمی قابل توجهتری خواهد داشت. در عین حال، احیای بسیاری از ارزشهای انقلاب اسلامی در دولت نهم و هم چنین مواضع اصولی و گفتمانی رییس جمهور موجب شد تا علاوه بر محبوبیت روز افزون رییس جمهور در میان توده های مردم، رهبر انقلاب نیز در سخنرانی های متعدد خود در جمع اعضای هیئت دولت از سال 84 به بعد و برخی از دیدارهای دیگر، این خط گفتمانی را تقویت و از آن بهعنوان یک نقطه قوت حمایت کنند. اما پس از تشکیل دولت دهم و افزایش نفوذ جریان انحرافی در دولت و حاشیه سازیهای آن، برخی از نمادهای گفتمانی رییس جمهور و دولت نیز جابجا شد و اصرار بر این انحرافها و به حاشیه نراندن عوامل حاشیهساز موجب سرخوردگی حامیان رئیسجمهور، روند حمایت های معنوی رهبر معظم انقلاب را نیز با تغییرهای محوسوسی مواجه کرد، بهطوری که با وجود آنکه ایشان در یکی از دیدارهای خود با دولت نهم، این دولت را احیاگر ارزشهای انقلاب خوانده بودند، در دیدار هفته گذشته با دولت، ادبیات انذارگونهای را مبنی بر لزوم پایبندی دولت به شعارهای عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با منش اشرافیگری و رفاه طلبی بیان کردند. "شعارهاى دولت نهم و دهم شعارهایى بود و هست که این شعارها براى مردم مؤمن ما جاذبه دارد؛ مثلاً عدالتخواهى، یا استکبارستیزى، یا سادهزیستى و مقابلهى با منش اشرافیگرى، یا مقابلهى با ویژهخوارى و سوء استفادهى از ارتباطات در مسائل اقتصادى و غیر اقتصادى، یا خدمترسانى صادقانه ... علت اقبال مردم به دولت و به رئیس جمهور - چه در سال 84، چه در سال 88 - این شعارها بود. یعنى مردم به این شعارها دلبستهاند و نیاز به آنها و ضرورت آنها را احساس میکنند. از این شعارها دست برندارید ... مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملکرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد." و در ادامه نیز تصریح کردند: "اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندى کم شود، توفیقات الهى هم سلب خواهد شد." رهبر انقلاب حدود سه ماه قبل نیز در دیداری پس از ماجرای مربوط به وزیر اطلاعات تأکید کردند که "رهبری همیشه اما در حالی که برخی از فتنهگران و جریانهای متمایل به فتنه که بعضاًمدعی اصولگرایی نیز هستند، قصد دارند به نحوی القا کنند که حمایت از جریان شکل گرفته در سوم تیر از ابتدا اشتباه بوده و حامیان آن نیز اشتباه کردهاند، رجانیوز ضمن بازخوانی روند حمایت های رهبر معظم انقلاب از گفتمان اصیل و انقلابی دولت نهم و مقایسه آن با بیانات اخیر ایشان در جمع اعضای هیئت دولت، در گزارش زیر نشان میدهد که رهبر حکیم انقلاب با دقت و اشراف بر مسائل کشور، در مواردی که خط خدمت و گفتمان انقلاب در حال پیشتازی بوده، این خط را تقویت کرده و با حمایتهای خود به آن شتاب دادهاند و هر جا که این روند دچار اعوجاج شده، بدون ملاحظه افراد، صلاح کشور و انقلاب را بر هر چیز دیگری مقدم دانسته و انذارهای خود را بیان کردهاند: اگر نیت های خوب تغییر کند، انسان عوض می شود/ آقای احمدی نژاد این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد/ دولت مواظب دشمن های درونیاش باشد هشت شهریور 1384؛ رییس جمهور جدید و منتخب ملت به همراه کابینه تازه نفس خود برای نخستین بار خدمت مقام معظم رهبری رسیدند تا قبل از آغاز کار، توصیه های ایشان را بشنوند. از این رو رهبر انقلاب پس از تقدیر و تشکر از ملت جهت حضور در انتخابات، به مساله مهم لزوم حفظ نیت های خوب و الهی در انجام کارهای بزرگ تاکید کردند: «خیلى از ماها نیتهایمان خوب است و با نیتِ خوب وارد مىشویم؛ اما نمىتوانیم این نیت را نگه داریم؛ این نیت در اثناى راه به موانعى برخورد مىکند؛ سایش پیدا مىکند؛ کمرنگ و ضعیف مىشود و احیاناً یک جاذبهى قوىِ معارضى دل را - که جایگاه نیت، دل است - به سوى خودش جذب مىکند؛ یک وقت نگاه مىکنید، مىبینید اصلاً نیت رفت؛ نیت یک چیز دیگر شده؛ آن وقت راه انسان عوض مىشود.» ایشان در ادامه گفتمان عدالتخواهی و طرح آن از سوی رییس جمهور را مورد تقدیر قرار دادند: «یکى از شعارهاى این دولت، عدالت است. عدالت یقیناً محور انقلاب بود؛ در این شکى نیست. هیچ دولتى هم از اول نیامده صریحاً بگوید من نمىخواهم طبق عدالت رفتار کنم؛ لیکن من باید از آقاى احمدىنژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مىکردند، به افراد خانوادهى خودم مىگفتم اگر آقاى احمدىنژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یک سنت. این شعار مطرح شد و ذهنها را به خودش متوجه کرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. این کار، کار مهمى است. بنابراین عدالتمحور بودنِ این دولت حرف بزرگى است؛ طرح این شعار به عنوان محور حرکت دولت، یک کار جدید است؛ خودش یک تحول است؛ به این پایبند باشید.» ایشان در همان دیدار نیز بستذکرهای هوشمندانهای بیان کردند و آنچنان که در روز 14 خرداد سال جاری، عدالت، معنویت و عقلانیت را اضلاع مکتب امام(ره) برشمردند، در سال 84 نیز خاطرنشان کردند: «اگر بخواهیم عدالت به معناى حقیقىِ خودش در جامعه تحقق پیدا کند، با دو مفهوم دیگر بشدت در هم تنیده است؛ یکى مفهوم عقلانیت است؛ دیگر معنویت. اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا شد، دیگر عدالتى که شما دنبالش هستید، نخواهد بود؛ اصلاً عدالت نخواهد بود. عقلانیت بهخاطر این است که اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت بهکار گرفته نشود، انسان به گمراهى و اشتباه دچار مىشود؛ خیال مىکند چیزهایى عدالت است، در حالىکه نیست؛ و چیزهایى را هم که عدالت است، گاهى نمىبیند.» ایشان در ادامه نیز ضمن تاکید بر جدا بودن عقلانیت و محافظه کاری از یک دیگر، در ادامه به مقوله عدالت جدا از معنویت نیز اشاره کردند و فرمودند: «اگر عدالت را از معنویت جدا کنیم - یعنى عدالتى که با معنویت همراه نباشد- این هم عدالت نخواهد بود. عدالتى که همراه با معنویت و توجه به آفاق معنوىِ عالم وجود و کائنات نباشد، به ریاکارى و دروغ و انحراف و ظاهرسازى و تصنع تبدیل خواهد شد؛ مثل نظامهاى کمونیستى که شعارشان عدالت بود.» و در پایان این دیدار نیز شاید مهم ترین هشدار مقام معظم رهبری به دولت تازه تاسیس نهم این عبارات بود: «دستهى دوم دشمنان درونىاند؛ یعنى آفتها، بیمارىها و میکروبها. مرگ ما بیش از آنچه ناشى از این باشد که دیگرى بیاید ما را بکُشد، ناشى از این است که در درون خودمان اختلافى بهوجود مىآید. غالباً مرگهاى ما ناشى از ویروسى، میکروبى، بیمارىیى و سلول عاصىاى است که سرطان درست مىکند؛ کمتر ناشى از این است که کسى بیاید آدم را بکُشد. دولت اسلامى هم همینطور است؛ باید مواظب دشمنهاى درونىاش باشد؛ اینها آفتهایش است.» حمایت قاطع رهبر انقلاب از گفتمان انقلابی دولت/ مواظب غرور و تملق گویی ها باشید/ با فساد و تخلفات مالى بىمحابا برخورد کنید 6 شهریور 85 نیز اعضای هیئت دولت، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند تا از نصایح و مواعظ ایشان در امور مختلف بهره گیرند اما این دیدار با دیدار سال گذشته هیئت دولت با رهبر انقلاب متفاوت بود، چراکه دولت نهم یک سال کارنامه عملکرد داشت. از این رو مقام معظم رهبری در این دیدار نکات مهمی با توجه به همین کارنامه و چشمانداز پیش رو بیان کردند: «فرصت این روز و روزگارى که شما بر سر کار هستید، بسیار فرصت استثنایى و مغتنمى است؛ حقیقتاً از دورههایى است که ما نظیر آن را در گذشتهى دوران انقلاب تا امروز کم داشتهایم. اولاً، شعارهاى دولت و مسئولان و اهداف تعیینشدهى آنان کاملاً با مبانى انقلاب و با مبانى اعلامشدهى امام عزیز ما منطبق است. ثانیاً، این گفتمان در بین مردم به طور محسوسى زنده است و وجود دارد؛ که وجود این گفتمان میان مردم هم، عامل عمده و اصلىِ گرایش آنها به این دولت و این رئیسجمهور محترم بود. مردم، تشنهى عدالت، تشنهى مبارزه با فساد و تشنهى تمسک به اصول انقلاب بودند، که وقتى دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند، حول محور او جمع شدند؛ خود این نعمت بزرگى است که این تفکر به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد و بعد از روى کار آمدن این دولت، بحمداللَّه تقویت هم شده است.» ایشان در ادامه نیز بر آفت غرور تاکید کرده و فرمودند: «تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور هم یکى از شاخصههایى است که لازمهى اصولگرایى است؛ ما در معرض این هستیم. ببینید عزیزان! شماها در موضع بالایى قرار دارید و مورد احترامید؛ افراد پیش شماها میآیند و تعریف و تمجید میکنند - بعضى از روى اعتقاد، بعضى بدون اعتقاد - براى اینکه شما خوشتان بیاید. ما خودمان باید مواظب باشیم حرفهایى که در تمجید و ستایش ما میزنند، اینها را باور نکنیم. ما باید به درون خودمان نگاه کنیم: «الانسان على نفسه بصیرة»؛ نقصها، مشکلات و کمبودهایمان را نگاه کنیم و فریب نخوریم. این فریب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور مىاندازد. اگر انسان خودش را بد برآورد کرد، آن وقت دیگر نجات پیدا نمیکند.» رهبر انقلاب در پایان نیز بر رویکرد انقلابی دولت در مبارزه با فساد تاکید کردند: «مسئلهى دیگر، مبارزهى با فساد همراه با قاطعیت است. الان خوشبختانه رویکرد دولت و آقاى رئیسجمهور طورى بوده که کسانى که تمایل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر کار صحیح و واقعى انجام نگیرد، کمکم این رعب شکسته میشود و این ابهت از بین میرود؛ میل به فساد در یک جاهایى وجود دارد. با فساد و تخلفات مالى بىمحابا برخورد کنید. البته عرض کردیم بىمحابا و با شجاعت و قاطعیت برخورد کردن، معنایش بىدرایتى در نوع برخورد نیست! اینها را باید با هم جمع کنید. هر دو طرفِ این کفهى متوازن بایستى دیده بشود.» اولین شاخصه دولت شما وفادارى به مبانى امام و انقلاب است/ یکى از بزرگترین لغزشگاهها غرور است اما در همان روزهایی که بیش از هر زمان دیگری دولت انقلابی نهم مورد تخئطه ها و تخریب های جریانهای ضد انقلاب داخلی و خارجی و برخی از گروه ها و جریان های موازی اصولگرایی بود، رییس جمهوربه همراه اعضای هیئت دولت، در 4 شهریور 86 برای سومین بار خدمت رهبر انقلاب رسید. در این دیدار نیز وجه پر رنگ و شاخص صحبت های ایشان، تاکید بر گفتمان انقلابی و ارزشمدارانه دولت بود: «تقریباً دو سال است که شماها مشغول خدمتید. در این دو سال، آنچه که من از رفتار این دولت تلقى کردم، اینهایى است که عرض مىکنم و تصور مىکنم ناظران برخوردار از انصاف هم - که اکثریت نزدیک به اتفاق ملت ایران هستند - همین دریافتها و برداشتها را داشته باشند: اولاً مسئلهى پایبندى به اصول و ارزشهاست که خیلى شاخص مهمى است. دولت، هم در قول و شعار - که مهم است - و هم در عمل، نشان مىدهد که به اصول انقلاب و ارزشهاى انقلاب پایبند است.... شاید در مرور زمان و در دورههاى مختلف، غبارهایى بر روى این اصول نشست؛ اما امروز انسان مىبیند که این اصول از همیشه شفافتر، زندهتر و برجستهتر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاى شما و در برنامههایى که اعلام مىکنید، اینها مطرح مىشود و شماها چون مسئول هستید، آنچه که مىگویید، در مقام حرف باقى نمىماند و یک خط و شیار و عمقى را در جامعه بهوجود مىآورد؛ این طبیعت مسئولیت است.» در عین حال، رهبر انقلاب در این دیدار نیز مشابه دیدار سال گذشته نسبت به آفت غرور هشدار داده و خاطرنشان کردند: «وظیفهتان در قبال این موفقیتها چیست؟ وظیفهتان شکر است؛ شکر خداست. مبادا کسى از شما - چه آقاى رئیسجمهور، چه یکایک حضرات - تصور کنند که اینها را شما بودید که انجام دادید. نه، خداى متعال بود که به شما این توفیق را داد. هرکارى که شما کردید به توفیق الهى بود، با قوّتى بود که خدا به شما داده بود، با شوقى بود که خدا در دلتان گذاشته بود، با فرصتى بود که خدا براى خدمتگزارى به شما داده بود. مبادا غرور ما را بگیرد؛ که یکى از بزرگترین لغزشگاهها غرور است؛ که انسان بگوید منم که این کارها را کردهام و منم که این چیزها به ذهنم رسید. انسان وقتى به عملکردهاى خودش نگاه مىکند و به تجربه و در طول زمان لغزشهاى خودش را، اشتباهات خودش را و سادهنگریهاى خودش را در مىیابد، آن وقت مىفهمد که آنجایى که موفقیتى بدست آمد، آن موفقیت کار چه کسى بود؛ والّا اگر قرار بود ما خودمان باشیم، همهاش همین لغزشها و بىتوفیقیها و اینها بود! البته انسان لغزشها و اشتباهات خودش را خیلى زود نمىفهمد؛ بهمرور مىفهمد.» ایشان در ادامه تصریح کردند: «اگر یکجایى، موفقیتى هم از ما دیده شد و کار خوب و درستى هم اگر از ما سر زد، این جز به توفیق الهى و به کمک الهى نبوده. بنابراین در چالهى غرور نیفتید که بیرون آمدن از این چاله خیلى دشوار است و کمک الهى را لازم دارد.» گفتمان عمومی دولت حفظ ارزشهاست که بسیار با ارزش است/ گرایش های سکولاریستی در بدنه دولت متوقف شده است/ اتقوا من مواضع التهم؛ بهانه به دست دیگران ندهید 2 شهریور 87 دولت احمدی نژاد برای چهارمین بار خدمت مقام معظم رهبری رفتند. اما آنچه که باز هم در میان سخنان رهبر انقلاب پر رنگ بود، تاکید بر گفتمان انقلابی و اصولی دولت از سوی ایشان بود: «خصوصیت و امتیاز دوم که در این دولت هست، شعار و گفتمان کلى این دولت است که منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ این خیلى چیز باارزشى است. این را هیچکس نمىتواند ندیده بگیرد. هر دلبستهى به انقلاب، این را قدر مىداند؛ هر کسى که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب و با کارگردانى انقلاب تصور مىکند، باید این را قدر بداند.» ایشان در ادامه تصریح کردند: «ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، میدیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولین بودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، کأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمندهاند و خجالت میکشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرى کنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است؛ این را شما ندارید ... روند غربباورى و غربزدگى را که متأسفانه داشت در بدنهى مجموعههاى دولتى نفوذ میکرد، متوقف کردید؛ این چیز مهمى است.» رهبر انقلاب دربخش دیگری از سخنانشان به نکته بسیار مهم دیگری در این رابطه اشاره فرمودند: «گرایشهاى سکولاریستى - که متأسفانه باز داشت در بدنهى مجموعهى مدیران کشور نفوذ مىکرد - جلویش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دین و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونى این ملت برخوردار شده و جانهایشان را کف دستشان گرفتهاند و جوانهایشان را به میدانهاى خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسئولان یک چنین نظامى دم از مفاهیم سکولاریستى بزنند؟! «یکى بر سر شاخ و بن میبرید»؛ یعنى خودشان بنشینند و بنا کنند بنِ اینمبنا و قاعده را کلنگ زدن! خیلى چیز خطرناکى بود. خب، الحمدللَّه اینها جلویش گرفته شد ... گفتمان عمومى دولت اینهاست؛ به طور خلاصه: زندهکردن و بازسازى برخى خصوصیات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با کسانى که میخواستند این ارزشها و این مفاهیم اساسى را منسوخ کنند، یا از بین ببرند، یا ادعا میکردند که منسوخ شده و از بین رفته؛ این چیز باارزشى است. این خصوصیت دوم و امتیاز دومى است که در این دولت هست.» اما رهبر انقلاب سه سال پس از اولین دیدار با اعضای هیئت دولت نهم و تأکید بر عدالتخواهی توأم با عقلانیت و معنویت، بار دیگر این موضوع را مورد تأکید قرار دادند: «بدیهى است که بدون معنویت و بدون عقلانیت، عدالت تحقق پیدا نمیکند؛ این را قبلاً هم عرض کردهایم. اگر معنویت نشد، عدالت تبدیل میشود به ظاهرسازى و ریاکارى؛ اگر عقلانیت نشد، عدالت اصلاً تحقق پیدا نمیکند و آن چیزى که انسان تصور میکند، عدالت است، مىآید و جاى عدالت واقعى را میگیرد. بنابراین معنویت و عقلانیت در تحقق عدالت شرط است.» فراز پایانی بیانات ایشان لزوم دور ماندن از حواشی خودساخته و بهانه دادن به دست دشمنان بود، بهطوری که پس از طرح اظهارات پوچ و بیاساس مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل که حاشیههای زیادی تولید کرده بود، رهبر معظم انقلاب با ظرافت خاصی ریشه این جنس حاشیهها را یعنی "قرار گرفتن در موضع تهمت" شناسایی کردند تا روشن شود اگر این فرد حاشیهساز در ادامه نیز با تکرار اظهارات تأویل برانگیز قصد حاشیهسازی دارد، پیش از همه تاکتیکش از سوی رهبری شناسایی شده و پنبه آن زده شده است. رهبر معظم انقلاب در این دیدار بدون اشاره به فرد خاصی فرمودند: «یک توصیهى دیگر این است که بهانه هم دست دیگران ندهید. من مىبینم متأسفانه گاهى بهانههایى هم از طرف خودِ شما داده میشود که این را هم بایستى توجه کنید که بهانه هم دست دیگران ندهید؛ مراقبت کنید؛ حزم کنید. و گفت: "اتّقوا من مواضع التّهم" ... براى خودتان و براى دولت مسئله درست نکنید و براى جنجالآفرینىها - که کسانى دنبالش هستند - بهانه ندهید.» غرور، سرمنشا انحرافهاست / نصیحت علمای دینی را حمل بر دلسوزی آنها کنید/ تأکید مجدد برعدالتخواهی توأم با "عقلانیت" و "معنویت" به فاصله چند ماه پس از انتخاب تاریخی ملت در 22 خرداد 88، اعضای هیئت دولت جدید بار دیگر خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند. دیداری که 16 شهریور 88 برگزار شد و طی آن رهبر انقلاب ضمن هشدار مجدد در مورد "غرور" فرمودند: «باید شکرگزار باشید که مسئولیت بر دوش شماست؛ بهخصوص آقاى رئیس جمهور بیش از دیگران باید شکرگزار باشند. و هم شاکر باشید. هم مغتنم بشمارید و هم بر اثر این شکرگزارى، تواضعتان را بیشتر کنید. مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، که اگر خداى نکرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزىهاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد.» ایشان در ادامه نیز برای سومین بار در طی سالهای اخیر بر لزوم توجه دولت بر مقوله عدالت توأم با "عقلانیت" و "معنویت" تاکید کردند: «در عدالت، هم عقلانیت بایستى مورد توجه باشد، هم معنویت. این را ما قبلاً هم عرض کردهایم. اگر معنویت با عدالت همراه نباشد، عدالت میشود یک شعار توخالى. خیلىها حرف عدالت را میزنند، اما چون معنویت و آن نگاه معنوى نیست، بیشتر جنبهى سیاسى و شکلى پیدا میکند. دوم، عقلانیت. اگر عقلانیت در عدالت نباشد، گاهى اوقات عدالت به ضد خودش تبدیل میشود؛ اگر درست در باب عدالت محاسبه نباشد.» رهبر انقلاب در پایان نیز در شرایطی که برخی نشانهها در مورد بیتوجهی دولت به نظرات مراجع و علما وجود داشت، فرمودند: «نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میکنند، دربارهى مسائلى توصیههایى میکنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقهمندى بکنید. ما میدانیم، آقایان، بزرگان علمایى که هستند - حالا گوشه کنار کسانى بر خلاف این معنا باشند، او مورد محاسبهى ما نیست - و امروز در مناطق مختلف، در مراکز حوزههاى علمیهى بزرگ و در شهرستانها هستند، اینها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامىاند. مىبینند که نظام جمهورى اسلامى چقدر در جهت پیشرفت اهداف اسلامى کار کرده و دارد کار میکند و تلاش میکند، تلاشهاى شما را هم مىبینند، کمکهاى شما و خدمات شماها را هم دارند مشاهده میکنند. یک وقت توصیهاى میکنند، از روى علاقهمندى است، از روى دلسوزى است؛ اینها را خیلى باید قدر دانست. همچنین نخبگان دانشگاهها هم همین جور.» از مهم ترین خصوصیات دولت پایبندی به مبانی انقلاب است/ مواظب باشید ارزشها را رها نکنید 8 شهریور 89 رهبر انقلاب برای ششمین بار میزبان دولت احمدی نژاد و کابینه وی بودند و در این دیدار نیز بر ارزشمند بودن گفتمان انقلابی دولت تاکید کرده و خواستار حفظ آن شدند: «این را شما افتخار بدانید که الحمدللَّه به مبانى انقلاب پایبندید و به اینکه شعارهاى انقلاب را قبول دارید و میخواهید اجرا کنید، افتخار میکنید؛ این توفیق بزرگى است. یکى از مهمترین خصوصیات این دولت این است که شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به این، احساس سربلندى و افتخار میکند.» ایشان تصریح کردند: «مردم هم به خاطر همین به شما اقبال کردند؛ این هم معلوم باشد. مردم به این شعارها دلبستهاند، علاقهمندند. شعار عدالتطلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافیگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ یا شعار خدمترسانى به مردم، یا شعار استکبارستیزى، یا شعار سادهزیستى، یا شعار کار و تلاش و خدمت به مردم؛ اینها چیزهایى است که مردم دوست میدارند و اینها را میخواهند. یک جامعه و یک کشور و یک ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه میکند: مطالبهى عدالت، مطالبهى انصاف، مطالبهى خدمت، مطالبهى ارتباط صمیمى با مردم، مطالبهى دین، پایبندى به ارزشهاى دینى، پایبندى به شرع. این چیزها را مردم میخواهند و دوست میدارند. شما هم بحمداللَّه این شعارها را دادهاید، مردم هم قبول و اقبال کردهاند؛ این را مغتنم بشمارید.» رهبر انقلاب در ادامه خواستار حفظ این ارزشها از سوی دولت شدند: «در زمینهى جهتگیرىهاى کلى و کلان دولت توصیهى من این است که این جهتگیرىها را با شدت، با حدت و با تعصب حفظ کنید. از این جهتگیرىها انصراف پیدا نکنید: جهتگیرى دین، جهتگیرى اخلاق، جهتگیرى عدالت، جهتگیرى خدمت، جهتگیرى مقابله و مبارزهى با استکبار و زورگویان عالم... اینها باید جهتگیرىهاى کلى شما باشد؛ یعنى اینها را از دست ندهید و رها نکنید.» تاکید بر لزوم پایبندی دولت بر حفظ ارزشها/ برای خدا کار کنید/ شایسته نیست دولت اسیر حاشیه ها شود اما در آخرین دیدار هیئت دولت با رهبر معظم انقلاب که سال جاری در 6 شهریور ماه 1390 برگزار شد، در بیانات ایشان ضمن تأکید بر موارد قبلی، وجه انذارگونه کاملاً مشخص بود، بهطوری که رهبری در عین اینکه مشابه دیدار سال گذشته از شعارهای عدالتخواهی، استکبارستیزی، ساده زیستی، مقابله با ویژهخواری و اشرافیگری بهعنوان شعارهای جذاب و دلیل اقبال مردم به رئیسجمهور یاد کردند اما در مورد میزان پایبندی به این شعارها در دولت مطلبی بیان نکردند و به هشدار در مورد عدول نکردن از این شعارها اکتفا کردند: «علت اقبال مردم به دولت و به رئیس جمهور - چه در سال 84، چه در سال 88 - این شعارها (شعارهای انقلابی) بود. یعنى مردم به این شعارها دلبستهاند و نیاز به آنها و ضرورت آنها را احساس میکنند. از این شعارها دست برندارید …مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملکرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد.» ایشان در ادامه نیز بر لزوم "کار برای خدا" توسط دولتمردان تاکید کرده و با تکرار همان توصیه چند سال قبل مبنی بر اینکه هر توفیقی از جانب خداست و نباید انسان را مغرور کند، فرمودند: "کار را براى خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛ نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیرى»؛ این حدیث قدسى است، که در ذهنم اینجور است که با سند معتبرى از قول خداى متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسى را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، براى خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار براى خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهاى الهى است. اگر چنانچه این پایبندىها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندى کم شود، توفیقات الهى هم سلب خواهد شد. بسیارى از این موفقیتهایى که شما در میدان عمل دارید، و از اول انقلاب تا امروز هرچه که موفقیت بوده، به خاطر این است که توفیقات الهى شامل حال بوده و این کمکِ الهى است. اگر کار براى خدا نباشد، این موفقیتها از ما گرفته خواهد شد. همان شور و نشاط و تلاش و خدمت صادقانه و بدون توقع مزد و منت باید ادامه پیدا کند. این یک نکتهى اصلى است." دیدار امسال هیئت دولت با رهبر انقلاب در شرایطی برگزار شد که حاشیههای اطراف دولت نسبت به شش سال گذشته بیشتر از همیشه بود؛ بخشی از این حاشیهها در اثر نادیده گرفتن توصیه سه سال قبل ایشان مبنی بر دوری کردن از مواضع تهمت شکل گرفت و بخش دیگر نیز در اثر محور شدن یک فرد حاشیهساز در دولت که دو سال قبل رهبری انتصاب او بهعنوان معاون اول رئیسجمهور را موجب سرخوردگی حامیان رئیسجمهور خوانده بودند. با این حال، رهبر انقلاب بر اساس سیره خود در دوران دوم خرداد که در مواجهه با انحرافها مشی شفافسازی را در پیش میگرفتند، در این دیدار نیز بهعنوان نمونه، ایرانیگری در دولت را از زاویهای متفاوت مورد نقد قرار دادند و صورت مسئله جدید و قابل تأملی را باز کردند. ایشان ضمن تأکید بر دفاع از ایران در برهه تاریخی "ایران بعد از اسلام" به جای "ایران قبل از اسلام" بار دیگر به دوری دولت از حواشی خود ساخته تاکید کردند: «سعى کنید دچار حاشیهسازىهاى مسئلهدار نشوید ... واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشىاى به وجود بیاید؛ حالا چه حواشىاى که خود شما گاهى اوقات بىتوجه به وجود مىآورید، چه آنهائى که دیگران به وجود مىآورند و شما هم تسلیم آنها میشوید؛ از این حواشى باید پرهیز کرد. نگذارید در فضاى کشور، در فضاى بین دولت و مردم، درگیرىها و دلهرههائى به وجود بیاید که شماها را از کار باز بدارد.»
از گفتمان و خط خدمت حمایت کرده است".
ایشان در ادامه تصریح کردند: «شعارهاى شما، فضاى اصولگرایى و فضاى ارزشهاى انقلابى و فضاى وفادارى به مبانى امام و انقلاب را بر جامعه حاکم کرده است؛ این خیلى چیز باارزشى است. اولین و مهمترین شاخصهى دولت شما این است.»
رئیس تجمع ملی لیبی تاکید کرد : وضعیت امام موسی صدر به زودی و پس از آزادی شهر سبها به دست انقلابیون مشخص خواهد شد.
یک مقام رسمی سوریه به پخش گزارشی از یک وکیل سوری که آن را دروغ و اعترافات تحت شکنجه خواند، اعتراض کرد و آن را بازی کثیف شبکه الجزیره توصیف کرد. به گزارش فارس، یک مقام مسئول در شهر حماة سوریه آنچه شبکه خبری الجزیره قطر درباره «عدنان بکور» یک وکیل سوری پخش کرده است، تکذیب کرد. به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه (سانا)، این مقام مسئول که هویت وی فاش نشد، گفت که آنچه الجزیره از زبان عدنان بکور وکیل سوری پخش کرده است کاملا و اساسا دروغ است و سخنان وی تحت تهدید و زور سلاح از وی گرفته شده است که کاملا افتراء و دروغ محض گروهکهای مسلحی است که وی را سه روز پیش ربودند و او را مجبور کردند سخنانی علیه دولت بر زبان بیاورد. این مقام سوریه، گزارشهای الجزیره در این خصوص را «بازی کثیف این شبکه» خواند و گفت: این خبر، بازی کثیفی از بازیهای شبکه الجزیره است که با هر وسیلهای تلاش میکند افکار عمومی را گمراه کند و هدف آن هم بیان سخنان دروغ از زبان شخصیتی است که در جامعه سوری اهمیت دارد که این خود نوعی نشانه از هماهنگی قبلی اجرا کنندگان عملیات ربایش با شبکه الجزیره است. این مقام سوریه، هدف شبکه الجزیره را از پخش اینگونه اخبار، زیر سوال بردن حاکمیت سوریه و ملت آن اعلام و تاکید کرد که سوریها از پخش چنین دروغهایی تعجب نمیکنند زیرا پیش از این نیز الجزیره از این اقدامات کرده بود. شب گذشته الجزیره تصاویری از عدنان بکور پخش و تاکید کرد که وی به دلیل اقدامات دولت از منصب خود استعفا کرده است در حالی که گروهکهای مسلح وی را در 29 آگوست ربوده بودند. پیش از این و در ماههای گذشته شماری از خبرنگاران و مدیران شبکه الجزیره مانند غسان بن جدو روزنامهنگار و مدیر مشهور الجزیره در بیروت در واکنش به دوگانگی شیوه خبری و سیاست الجزیره در پوشش اخبار سوریه و بحرین استعفا کرده بود. غسان بن جدو در توضیحات خود در زمان استعفا دوگانگی و غیرحرفهای بودن الجزیره در نحوه پوشش اخبار را یکی از علتهای استعفای خود اعلام کرده بود.